وقتی حتی یک روز هم با خوشبختی و شادی سپری نشود
وقتی تاریکی و افسردگی فضاي خانه و روح انسان را پر کند
وقتی بهار بیاید ولی فضای خانه بهاری نباشد
وقتی ماده ای وارد بدن بشود که همه اعتقادات و همه احساسات و همه شخصیت فرد را رو به زوال و نابودی بکشاند.
وقتی شخصی که قبلا کلی اعتبار و آبرو داشت امروز هیچکس او را قبول نداشته باشد
وقتی همواره در خانه و بین بچه ها استرس باشد که شب پدر با چه حالی به خانه می آید و چه اتفاقی می افتد
وقتی جای مرد و زن عوض می شود و همه مسئولیتها بر دوش یک نفر قرار می گیرد
وقتی دختری به خاطر اعتیاد پدر و برادرانش نتواند با شخص مناسبی ازدواج کند و این را نقطه ضعف خود بداند
وقتی یک نوجوان خجالت بکشد که با پدر معتادش وارد اجتماع شود
وقتی پدری به خاطر جنس، بچه اش را می فروشد
وقتی نوزادی که خداوند او را پاک و معصوم خلق می کند، در بدو ورود به دنیا، به دلیل اعتیاد پدر و مادرش به کراک، معتاد باشد و زجر بکشد.
وقتی شخص معتاد را سم زدائی کنند، به آسایشگاه های ترک اعتیاد ببرند، قرص های گیاهی به خوردشان بدهند، سی دی های روانکاوی برایشان بگذارندو .. وقتی دوباره (به دلیل غلط بودن راه درمان) به اعتیاد خود برگشت، بگویند بی اراده، بی غیرت و از خانواده طردش کنند و یا زندگی را به جدائی و طلاق بکشانند
وقتی احساس پدری، مادری، فرزندی و ... به نابودی کشیده شود و معنایش را از دست بدهد
وقتی عشق فراموش شود و جدائی ها پیش آیند...
درمی یابیم که اعتیاد واقعا بلايی است خانمانسوز
كانون فرهنگي هنري حجت(عج)گورزانگ



