تبليغاتX
کانون فرهنگی هنری حجت (عج) گورزانگ


نماز جماعت

نماز جماعت به امامت حجت الاسلام حسن زاده اعزامي از دفتر آيت الله حكيم

تجليل از سادات گورزانگ

تجليل و اكرام  سادات گرانقدر گورزانگ

مراسم عقد اخوت

عقد اخوت و برادري

مراسم عقد اخوت

عقد اخوت و برادري

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در پنجشنبه بیست و هشتم آذر 1387 و ساعت 14:43 |
رسول خدا صل الله عليه وآله در همين سال هجرت، زيارت خانه خدا (كعبه) را با اجتماع مسلمين آهنگ فرمود. و در ميان قبايل مختلفه و طوايف اطراف برحسب امر آنحضرت اعلان شد، و در نتيجه گروه عظيمى بمدينه آمدند تا در انجام اين تكليف الهى (اداى مناسك حج بيت الله) از آنحضرت پيروى و تعليمات آنحضرت را فرا گيرند.

اين تنها حجى بود كه پيغمبر صل الله عليه وآله بعد از مهاجرت بمدينه انجام داد، نه پيش از آن و نه بعد از آن ديگر اين عمل از طرف آنحضرت وقوع نيافته و اين حج را به اسامى متعدد در تاريخ ثبت نموده اند، از قبيل: حجة الوداع - حجة الاسلام - حجة البلاغ - حجة الكمال - حجة التمام (1)

در اين موقع رسول خدا صل الله عليه وآله غسل و تدهين فرمود و فقط با دو جامه ساده (احرام) كه يكى را بكمر بست و آنديگر را بدوش افكند روز شنبه بيست چهارم يا بيست و پنجم ذيقعدة الحرام بقصد حج پياده از مدينه خارج شد و تمامى زنان و اهل حرم خود را نيز در هودج ها قرار داد و با همه اهل بيت خود و باتفاق تمام مهاجرين و انصار و قبايل عرب و گروه عظيمى از خلق حركت فرمود (2)

اتفاقا در اين هنگام بيمارى آبله - يا حصبه - در ميان مردم شيوع يافته بود و همين عارضه موجب گرديد كه بسيارى از مردم از عزيمت و شركت در اين سفر بازماندند. مع الوصف گروه بيشمارى با آنحضرت حركت نمودند كه تعداد آنها به يكصد و چهارده هزار و يكصد و بيست يا يكصد و بيست چهار هزار و بيشتر ثبت شده است.

البته از اهالى مكه و آنها كه باتفاق اميرالمؤمنين على عليه السلام و ابوموسى از يمن آمدند بر اين تعداد اضافه مى شود (3) . بامداد يكشنبه موكب نبوى صل الله عليه وآله در «يلملم » بود و شبانگاه به «شرف السياله » رسيدند و در آنجا نماز مغرب و عشاء را خواندند و صبح آنشب را در (عرق الظبيه) اداى فريضه فرمودند سپس در (روحاء) فرود آمدند و پس از كوچ از آنجا نماز عصر را در (منصرف) ادا فرمودند و نماز مغرب و عشا را در (متعشى) خواندند و در همانجا صرف غذا مردند و نماز صبح روز بعد را در (اثابه) خواندند و بامداد سه شنبه را در (عرج) درك كردند و در نقطه اى كه بنام (لحى جمل) معروف است كه در شيب و فرازهاى (جحفه) است آنحضرت حجامت كرد سپس در (سقياء فرود آمدند (روز چهارشنبه) و پس از حركت از آنجا نماز صبح را در (ابواء) خواندند و از آنجا حركت كردند و روز جمعه به (جحفه) رسيدند و از آنجا به (قديد) رفته و شنبه را در آنجا درك فرمودند و روز يكشنبه در (عسفان) و پس از طى راه از آنجا و رسيدن به (غميم) پيادگان در مقابل پيغمبر صف بستند.

و به رسول خدا صل الله عليه وآله از خستگى شكوه نمودند. پيغمبر صل الله عليه وآله بآنها دستور قدم دو دادند و با اجراء اين دستور احساس راحتى نمودند. روز دوشنبه در (مرالظهران) بسر بردند و هنگام غروب آفتاب به (سرف) و پيش از اداى نماز مغرب بحوالى مكه رسيدند و در ثنيتين (دو كوه مشرف بمكه) فرود آمدند و شب را در آنجا بسر برده و روز سه شنبه داخل مكه شدند. (4)

پس از آنكه رسول خدا صل الله عليه وآله مناسك حج را انجام دادند و با جمعيتى كه بهمراه آنحضرت بودند آهنگ بازگشت بمدينه فرمودند چون بغديرخم (كه در نزديك جحفه است) رسيدند - جبرئيل امين فرود آمد و از خداى تعالى اين آيه را آورد:

يا ايها الرسول بلغ ما انزل اليك من ربك ... (5)

بايد دانست كه جحفه منزلگاهى است كه راه هاى متعدد (راه اهل مدينه و مصر و عراق) از آنجا منشعب و جدا مى شود. و ورود پيغمبر صل الله عليه وآله و همراهان به آن نقطه در روز پنجشنبه هجدهم ذيحجه تحقق يافت (6) .

امين وحى الهى آيه فوق الذكر را آورد و از طرف خداوند آنحضرت را امر كرد كه على عليه السلام را بولايت و امامت معرفى و منصوب فرمايد و آنچه درباره پيروى از او و اطاعت او امر او از جانب خدا بر خلق واجب آمده بهمگان ابلاغ فرمايد. در اين هنگام آنها كه از آنمكان گذشته بودند بامر پيغمبر بازگشتند و آنها هم كه در دنبال قافله بودند رسيدند و در همانجا متوقف شدند. در اين سرزمين درختان كهن و انبوه و سايه گستر وجود داشت كه پيغمبر صل الله عليه وآله قدعن فرمود كسى زير درختان پنجگانه كه بهم پيوسته بودند فرود نيايد و خار و خاشاك آنجا را بر طرف سازند. وقت ظهر حرارت هما شدت يافت بطوريكه مردم قسمتى از رداى خود را بر سر و قسمتى را زير پا افكندند و براى آسايش پيغمبر صل الله عليه وآله چادرى تهيه و روى درخت افكندند تا سايه كاملى براى پيغمبر صل الله عليه وآله فراهم گشت. اذان ظهر گفته شد و آنحضرت در زير آندرختان نماز ظهر را با همه همراهان ادا فرمود. پس از فراغ از نماز در ميان گروه بر محل مرتفعى كه از جهاز شتران ترتيب داده بودند قرار گرفت (8) و آغاز خطبه فرمود و با صداى بلند همگان را متوجه ساخت و چنين فرمود:

حمد و ستايش مخصوص ذات خدا است. يارى از او مى خواهيم و باو ايمان داريم و توكل ما باو است و از بديهاى خود و اعمال ناروا باو پناه مى بريم. گمراهان را جز او راهنمايى نيست و آنكس را كه او راهنمايى فرموده گمراه كننده نخواهد بود. و گواهى مى دهم كه معبودى (درخور پرستش) جز او نيست. و اينكه محمد صل الله عليه وآله بنده و فرستاده او است. پس از ستايش خداوند و گواهى به يگانگى او. اى گروه مردم همانا خداوند مهربان و دانا مرا آگهى داده كه دوران عمرم سپرى گشته و قريبا دعوت خداوند را اجابت و بسراى باقى خواهم شتافت. من، و شما هر كدام بر حسب آنچه بعهده داريم مسئوليم. اينك انديشه و گفتار شما چيست؟

مردم گفتند: ما گواهى مى دهيم كه تو ابلاغ فرمودى و از پند ما و كوشش در راه وظيفه دريغ نفرمودى.خداى بتو پاداش نيكو عطا فرمايد: آيا نه اينست كه شماها بيگانگى خداوند و اينكه محمد صل الله عليه وآله بنده و فرستاده او است گواهى مى دهيد؟ و باينكه بهشت و دوزخ و مرگ و قيامت ترديد ناپذير است و اينكه مردگان را خدا برمى انگيزد و اينها همه راست و مورد اعتقاد شما است؟

همگان گفتند آرى، باين حقايق گواهى مى دهيم. پيغمبر صل الله عليه وآله گفت: خداوند گواه باش، و با تاييد و مبالغه در توجه و شنوائى همگى و اقرار مجدد آنان باينكه سخنان آنحضرت را شنيده و توجه دارند فرمود: همانا من در انتقال بسراى ديگر و رسيدن بكنار حوض بر شما سبقت خواهم گرفت. و شما در كنار حوض برمن وارد مى شويد. پهناى حوض من بمانند مسافت بين صنعا و بصرى است (9) و در آن بشماره ستارگان - قدحها و جامهاى سيمين هست. بينديشيد و مواظب باشيد كه پس از درگذشتن من با دو چيز گرانبها و ارجمند كه در ميان شما مى گذارم چگونه رفتار نمائيد؟! (10)

در اين موقع يكى در ميان مردم بانگ برآورد كه يا رسول الله آن دو چيز گرانبها و ارجمند چيست؟

فرمود آنكه بزرگتر است كتاب خدا است كه يكطرف آن در دست خدا و طرف ديگر آن در دست شما است (كنايه از اينكه كتاب خدا وسيله ارتباط با خداوند است) بنابراين آنرا محكم بگيريد و از دست ندهيد تا گمراه نشويد. و آن ديگر كه كوچكتر است عترت من (اهل بيت من) مى باشد و همانا خداى مهربان و دانا مرا آگاه فرمود كه اين دو هرگز از يكديگر جدا نخواهند شد تا كنار حوض بر من وارد شوند. و من اين امر را (عدم جدائى كتاب و عترت را) از پروردگار خود درخواست نموده ام. بنابراين بر آندو پيشى نگيريد و از پيروى آن دو باز نايستيد و كوتاهى نكنيد كه هلاك خواهيد شد. سپس دست على ع را گرفت و او را بلند نمود تا بحدى كه سفيدى زير بغل هر دو نمايان شد و مردم او را ديدند و شناختند.

و فرمود: اى مردم كيست كه بر اهل ايمان از خود آنها (سزاوارتر) مى باشد؟ گفتند: خدا و رسولش داناترند. فرمود همانا خدا مولاى من است و من مولاى مؤمنين هستم و اولى و سزاوارترم بر آنها از خودشان. پس هركس كه من مولاى اويم على ع مولاى او خواهد بود و اين سخن را سه بار و بنا بگفته احمدبن حنبل پيشواى حنبلى ها چهاربار تكرار فرمود. سپس دست بدعا گشود و گفت: بار خدايا! دوست بدار آنكه را كه او را دوست دارد و دشمن بدار آنكه را كه او را دشمن دارد و يارى فرما ياران او را و خوار گردان خواركنندگان او را، و او را معيار و ميزان و محور حق و راستى قرارده. آنگاه فرمود: بايد آنانكه حاضرند اين امر را بغائبين برسانند و ابلاغ نمايند. هنوز جمعيت پاكنده نشده بود كه امين وحى الهى رسيد و اين آيه را آورد: اليوم «اكملت لكم دينكم و اتممت عليكم نعمتى و رضيت لكم الاسلام دينا (11) در اين موقع پيغمبر ص فرمود الله اكبر، بر اكمال دين و اتمام نعمت و خشنودى خدا برسالت من و ولايت على ع بعد از من، سپس آن گروه شروع كردند به تهنيت اميرالمؤمنين ع و از جمله آنان (پيش از ديگران) شيخين - (ابوبكر و عمر) بودند كه گفتند: به به براى تو اى پسر ابى طالب كه صبح و شام را درك نمودى درحاليكه مولاى من و مولاى هر مرد و زن مؤمن گشتى. و اين عباس گفت: بخدا سوگند كه اين امر (ولايت على ع) بر همه واجب گشت. سپس حشان ابن ثابت گفت: يا رسول الله اجازه فرما تا درباره على ع اشعارى بسرايم. پيغمبر ص فرمود بگو با ميمنت و بركت الهى. در اين هنگام حسان برخاست و چنين گفت: اى گروه بزرگان قريش در محضر پيغمبر اسلام درباره ولايت كه مسلم گشت، گفتار و اشعار خود را بيان مى كنم و گفت:

يناديهم، يوم الغدير نبيهم بخم فاسمع بالرسول هناديا
+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 2:51 |

آيات بسيارى در شأن اهل بيت عصمت و طهارت، عليهم‏السلام، بويژه حضرت على، عليه‏السلام، نازل شده كه جز بر اين خاندان پاك و مطهر قابل تطبيق نيست.
در هر يك از شماره‏هاى منتشر شده در سال امام على، عليه‏السلام، به يكى از آياتى كه در شأن آن حضرت نازل شده اشاره كرديم و اينك به بيان آيه‏اى ديگر مى‏پردازيم.



يكى ديگر از آياتى كه به اتفاق شيعه و اهل سنت در شأن اميرمؤمنان على، عليه‏السلام، نازل شده آيه 55 سوره مائده است كه به »آيه ولايت« مشهور شده است؛ در اين آيه مى‏خوانيم:
إنّما وليّكم اللّه و رسوله و الّذين امنوا الّذين يقيمون الصّلوة و يؤتون الزكوة و هم راكعون.
جز اين نيست كه ولى شما خداست و رسول او و مؤمنانى كه نماز مى‏خوانند و همچنان كه در ركوعند انفاق مى‏كنند.
در تفسير »مجمع‏البيان« در شأن 
نزول اين آيه روايتى نقل شده كه شنيدنى است؛ ابوذر غفارى روزى تعدادى از مردم را كه به همراه جمعى از ياران رسول خدا، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، در كنار زمزم نشسته بودند، خطاب قرار داده و مى‏گويد:
اى مردم! هر كس كه مرا مى‏شناسد كه مى‏شناسد، و هركس كه نمى‏شناسد من خودم را به او معرفى مى‏كنم؛ من جندب بن جناده بدرى، ابوذر غفارى هستم، من با اين دو [گوشم] شنيدم - كر شوم اگر چنين نباشد - و با اين دو [چشمم] ديدم - كور شوم اگر چنين نباشد - كه رسول خدا، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، مى‏فرمود: »على [عليه‏السلام] رهبر و پيشواى نيكان و كشنده كافران است. هر كس او را يارى كند يارى مى‏شود و هركس او را خوار و بى پناه كند خوار و بى پناه مى‏شود.« بدانيد روزى از روزها نماز ظهر را با رسول خدا، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، در مسجد مى‏خواندم، مستمندى وارد مسجد شد و از مردم تقاضاى كمك كرد، اما كسى چيزى به او نداد، او دست را به آسمان بلند كرد و گفت: خدايا! تو شاهد باش كه من در مسجد رسول خدا تقاضاى كمك كردم ولى كسى چيزى به من نداد. در همين حال على، عليه‏السلام، كه در حال ركوع بود با انگشت كوچك دست راست خود، كه انگشترى در آن بود، به او اشاره كرد. مرد مستمند نزديك آمد و انگشتر را از دست آن حضرت بيرون آورد. پيامبر اسلام، صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله، كه در حال نماز بود اين ماجرا را مشاهده كرد؛ هنگامى كه از نماز فارغ شد. سر به سوى آسمان بلند كرد و چنين گفت: »اى پروردگار من! سينه مرا گشاده گردان و كار مرا آسان ساز و گره از زبان من بگشاى تا گفتار مرا بفهمند و ياورى از خاندان من براى من قرار داده، برادرم هارون را. پشت مرا بدو محكم كن و در كار من شريكش گردان« پس قرآن ناطق را1 بر او فرستادى كه »تو را به برادرت قويدست خواهيم كرد و برايتان حجتى قرار مى‏دهيم. به سبب نشانه‏هايى كه شما را داده‏ايم، به شما دست نخواهند يافت.« بار خدايا! م2P محمد، پيامبر تو و برگزيده تو هستم، سينه مرا براى من گشاده گردان، كار مرا آسان ساز و ياورى از خاندانم، على را، براى من قرار داده و پشت مرا بدو محكم كن!«
ابوذر مى‏گويد: »پيامبر خدا هنوز سخنش را به پايان نبرده بود كه جبرئيل از سوى خدا بر او نازل شد و گفت: »اى محمد! بخوان!« گفت: »چه بخوانم؟« گفت: »بخوان: جز اين نيست كه ولى شما خداست و رسول او و مؤمنانى كه نماز مى‏خوانند و همچنان كه در ركوعند انفاق مى‏كنند«.
+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 2:49 |
 

عید سعید غدیر خم عید امامت و ولایت بر همه عاشقان ولایت مبارک و فرخنده باد.

اسامي زيباي غدير

اسلام علاوه بر این كه براى برخى از روزها اسمهاى خاصى مانند عید قربان، عید فطر، روز عرفه و ... برگزیده بر همه این روزها نام ایام الله نهاده است تا عظمت و قداست این روزها هر چه بیشتر در ذهن و دل مؤمنان، نقش بسته و موجب تذكر و تنبه آنان گردد.

نامهای پنجاه گانه "غدیر"
نامها به سهولت در ذهنها جاى مى‏گیرند و به راحتى معانى بلند را منتقل مى‏كنند به همین دلیل و دلایل دیگر، نامگذارى روزها و یا هفته‏ها یكى از شیوه‏هاى تبلیغاتى مثبت و منفى شده است و مطرح شدن و رواج پیدا كردن ارزشها یا ضد ارزشها را در پى دارد.
روز مادر، روز كارگر، روز پاسدار، روز جانباز و روز بهره ‏ورى و هفته دولت و ... نمونه‏هاى شایسته‏اى از نامگذارى روزها و هفته‏ها در جامعه ما هستند. روز جهانى مستضعفین، روز جهانى قدس، روز آب، روز غذا و ... هم روزهایى است كه در سطح جهانى مطرح هستند و برخى از آنها به بركت انقلاب اسلامى مطرح شده‏اند اسلام هزار و چهارصد سال پیش، از این شیوه براى القاى اندیشه‏هاى نورانى خود و تثبیت آرمانهاى مقدس الهى، بهره گرفته است.
اسلام علاوه بر این كه براى برخى از روزها اسمهاى خاصى مانند عید قربان، عید فطر، روز عرفه و ... برگزیده بر همه این روزها نام ایام الله نهاده است تا عظمت و قداست این روزها هر چه بیشتر در ذهن و دل مؤمنان، نقش بسته و موجب تذكر و تنبه آنان گردد.
یكى از روزهایى كه در اسلام براى تعظیم آن، از شیوه نامگذارى بهره گرفته شده "غدیر" است ویژگى غدیر این است كه نامهاى گوناگونى براى آن قرار داده شده و این خود عظمت این روز را نسبت به روزهاى دیگر نشان مى‏دهد نامهاى روز غدیر، از اسرار و ابعاد این روز پرده برمى‏دارند هر نامى از این نامها درى تازه از قلعه بلند غدیر بر ما مى‏گشاید چرا كه اسلام بر برگزیدن نامى براى زمان یا مكان و یا هر چیز دیگر، خصوصیات مسمى را در نظر داشته و به جنبه‏ها و زوایاى آن توجه كرده است. از این روى شناختن و شناساندن نامهاى روز غدیر یك ضرورت است. با این كار تصویرى روشن از این روز در ذهن و دل نقش بسته و بیش از پیش این روز بزرگ را مى‏شناساند.
شایسته است نامهاى غدیر را با بهترین شكل و زیباترین خط بنویسیم و محافل جشن و سرور عید غدیر را با آن، معنى و روحى تازه ببخشیم.
ویژگى غدیر این است كه نامهاى گوناگونى براى آن قرار داده شده و این خود عظمت این روز را نسبت به روزهاى دیگر نشان مى‏دهد نامهاى روز غدیر، از اسرار و ابعاد این روز پرده برمى‏دارند هر نامى از این نامها درى تازه از قلعه بلند غدیر بر ما مى‏گشاید
آنچه در زیر مى‏آید پنجاه نام و یا صفت براى روز غدیر است كه از روایات برگرفته‏ شده است :
1 ـ بزرگترین عید خدا؛ "عیدالله الاكبر" (1)
2 ـ روز گشایش؛ "یوم وقوع الفرج" (2)
3 ـ روز خشنودى پروردگار؛ " یوم مرضاة الرحمن" (3)
4 ـ روز زبونى شیطان؛ " یوم مرغمة الشیطان" (4)
5 ـ روز مشعل فروزان دین؛ " یوم منار الدین" (5)
6 ـ روز بپا خاستن؛ " یوم القیام" (6)
7 ـ روز شادمانى؛ " یوم السرور" (7)
8 ـ روز لبخند؛ " یوم التبسم" (8)
9 ـ روز راهنمایى؛ " یوم الارشاد" (9)
10 ـ روز بلندى گرفتن منزلت شایستگان؛ "یوم رفع الدرج" (10)
11 ـ روز روشن شدن دلایل خدا؛ " یوم وضوح الحجج" (11)
12 ـ روز آزمایش بندگان؛ " یوم محنة العباد" (12)
13 ـ روز راندن شیطان؛ " یوم دحر الشیطان" (13)
14 ـ روز آشكار كردن حقیقت؛ " یوم الایضاح" (14)
15 ـ روز بیان كردن حقایق ایمان؛ " یوم البیان عن حقایق الایمان" (15)
16 ـ روز ولایت؛ " یوم الولایة" (16)
17 ـ روز كرامت؛ " یوم الكرامة" (17)
18 ـ روز كمال دین؛ " یوم كمال الدین" (18)
19 ـ روز جداسازى حق از باطل؛ " یوم الفصل" (19)
20 ـ روز برهان؛ " یوم البرهان" (20)
21 ـ روز منصوب شدن امیرمؤمنان؛ " یوم نصب امیرالمؤمنین(ع) " (21)
22 ـ روز گواهى و گواهان؛ " یوم الشاهد و المشهود" (22)
23 ـ روز پیمان؛ " یوم العهد المعهود" (23)
24 ـ روز میثاق؛ " یوم المیثاق المأخوذ" (24)
25 ـ روز آراستن؛ " یوم الزینة" (25)
26 ـ روز قبولى اعمال شیعیان؛ " یوم قبول اعمال الشیعة" (26)
27 ـ روز رهنمونى به رهنمایان؛ " یوم الدلیل على الرواد" (27)
28 ـ روز امن و امان؛ " یوم الامن المأمون" (28)
29 ـ روز آشكار كردن امور پنهان؛ " یوم ابلاء السرائر" (29)
30 ـ عید اهل بیت(ع)؛ " عید اهل البیت(ع)" (30)
31 ـ عید شیعیان؛ " عید الشیعة" (31)
32 ـ روز عبادت؛ " یوم العبادة" (32)
33 ـ روز اتمام نعمت؛ " یوم تمام النعمة" (33)
34 ـ روز اظهار گوهر مصون؛ " یوم اظهار المصون من المكنون" (34)
35 ـ روز بر ملا كردن مقاصد پوشیده؛ " یوم ابلاء خفایا الصدور" (35)
36 ـ روز تصریح برگزیدگان؛ " یوم النصوص على اهل الخصوص" (36)
37 ـ روز محمد(ص) و آل محمد(ص)؛ " یوم محمد(ص) وآل محمد(ص)" (37)
38 ـ روز نماز؛ " یوم الصلاة" (38)
39 ـ روز شكرگزارى؛ " یوم الشكر" (39)
40 ـ روز دوح (درختان پر شاخ و برگ)؛ " یوم الدوح" (40)
41 ـ روز غدیر؛ "یوم الغدیر" (41)
42 ـ روز روزه‏ دارى؛ " یوم الصیام" (42)
43 ـ روز اطعام؛ " یوم اطعام الطعام" (43)
44 ـ روز جشن؛ " یوم العید" (44)
45 ـ روز عالم بالا؛ " یوم الملأ الاعلى" (45)
46 ـ روز كامل كردن دین؛ " یوم اكمال الدین" (46)
47 ـ روز شادابى؛ " یوم الفرح" (47)
48 ـ روز به صراحت سخن گشودن از مقام ناب؛ " یوم الافصاح عن المقام الصراح" (48)
49 ـ روز افشاى پیوند میان كفر و نفاق؛" یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود" (49)
50 ـ روز گردهمایى و تعهد حاضران؛ " یوم الجمع المسؤول" (50)
________________________________________
پى‌نوشت‌ها:
1ـ امام رضا(ع) مى‏فرماید: و هوعید الله الاكبر (عید غدیر، برترین عید خداوند است)، الغدیر، ج 1، ص 286.
2ـ قال على (ع): هذا یوم فیه وقع الفرج، مصباح المتهجد، ص‏ 700.
3ـ قال الصادق(ع): و فیه مرضاة الرحمن (در این روز، رضایت خداوند نهفته است)، بحارالانوار، ج 98، ص 323.
4ـ قال الرضا(ع): انه یوم مرغمة الشیطان، بحارالانوار، ج 98، ص 323.
5ـ قال الصادق(ع): یوم منارالدین أشرف منهما (روز مشعل فروزان دین، از دو عید فطر و قربان گرامى‏تر است.
6ـ قال الصادق(ع): ذلك یوم القیام (روزغدیر، روز بپاخاستن است) بحارالانوار، ج 98، ص323.
7ـ قال الصادق(ع): انه یوم السرور، الغدیر، ج 1، ص 286.
8ـ قال الرضا(ع): و هو یوم التبسم ،المراقبات، ص257.
9ـ قال على(ع): هذا یوم الارشاد ، مصباح المتهجد، ص 700.
10ـ قال على(ع): هذا یوم فیه ... رفعت الدرج (این روزى است كه منزلت شایستگان در آن، بلندى گرفت) مصباح المتهجد، ص 700.
11ـ قال على(ع): هذا یوم ... فیه ... وضحت الحجج (این روزى است كه دلایل خداوند در آن، روشن گشت).
12ـ قال على(ع): هذا یوم محنة العباد، مصباح المتهجد، ص 700.
13ـ قال على(ع): و هو ... یوم دحرالشیطان، مصباح المتهجد، ص 700.
14ـ قال على(ع): و هو یوم الایضاح (روزغدیر، روزآشكار كردن حقیقت است) مصباح المتهجد، ص700.
15ـ قال على(ع): و هو ... یوم البیان عن حقایق الایمان، مصباح المتهجد، ص 700.
16ـ امام رضا(ع) در حدیثى مفصل، روزغدیر را روزعرضه ولایت به انسانها و مخلوقات معرفى مى‏كند، المراقبات، ص 257.
17 امام صادق(ع): در هنگام ملاقات با برادر ایمانى خود بگو: الحمدالله الذى اكرمنا بهذا الیوم (حمد خداوند را كه ما را در این روز كرامت داد) المرقبات، ص 257.
18ـ قال على(ع) و هو ... یوم كمال الدین، مصباح المتهجد، ص 700.
19ـ قال على(ع): هذا یوم الفصل الذى كنتم توعدون، مصباح المتهجد، ص 700.
20ـ قال على(ع): و هو ... یوم البرهان، مصباح المتهجد، ص 700.
21ـ قال الصادق(ع): الیوم الذى نصب منه رسول الله امیرالمؤمنین(ع)، الغدیر، ج 1، ص 285.
22ـ قال على(ع): وهو... یوم الشاهد و المشهود، مصباح المتهجد، ص700. امام صادق(ع): نام غدیر در زمین روز به گواهى گرفته شدگان (جمع مشهود) است. بحارالانوار، ج 98، ص 231.
23ـ قال على(ع): و هو... یوم العهد المعهود، مصباح المتهجد، ص 700 .
24ـ امام صادق(ع): نام غدیر در زمین، روز میثاق گرفته شده است، بحارالانوار، ج 98، ص 321.
25ـ امام رضا(ع): روزغدیر، روز زینت است، المراقبات، ص 257.
26ـ قال الرضا(ع): یوم تقبل اعمال الشیعة، المراقبات، ص 257.
27ـ قال على(ع): هذا ... یوم الدلیل على الرواد (این، روز رهنمونى به رهنمایان است) مصباح المتهجد، ص 700.
28ـ قال على(ع): هذا یوم الامن المأمون، مصباح‏المتهجد، ص 700.
29ـ قال على(ع): هذا یوم ابلاء السرائر، مصباح المتهجد، ص 700.
30ـ قال الصادق(ع): جعله عیدا لنا، بحارالانوار، ج 98، ص 300.
31ـ قال الصادق(ع): جعله عیدا ... لموالینا و شیعتنا، بحارالانوار، ج 98، ص 300.
32ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روزعبادت است. الغدیر، ج 1 ، ص 285.
33ـ قال الصادق(ع): انه الیوم الذى... تمت فیه النعمة، الغدیر، ج 1، ص 285.
34ـ قال على(ع): هذا یوم اظهارالمصون من المكنون، مصباح المجتهد، ص 700.
35 قال على(ع): هذا یوم ابدى خفایا الصدور و مضمرات الامور، مصباح المتهجد، ص 367ـ قال على(ع): هذا یوم النصوص على اهل الخصوص (این، روز تصریح برگزیدگان است) همان.
37ـ قال الصادق(ع):هوالیوم الذى جعله لمحمد(ص) و آله(ع) ، المراقبات، ص 257.
38ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روز نماز است. الغدیر، ج 1 ص 285.
39ـ امام صادق(ع): روزغدیر، روز شكرگزارى است. الغدیر، ج 1، ص 285.
40ـ قال على(ع): و انزل على نبیه فى یوم الدرج ما بین له عن ارادته فى خلصائه (و خداوند در روز دوم، اراده خویش را در حق بندگان خاص و گزیدگان خود اظهار داشت) مصباح المتهجد، ص 700. مقصود ازدرج ، درختان پر شاخ و برگى است كه در سرزمین غدیر وجود داشت و حضرت در سایه آنها قرار گرفت و ولایت امیرمؤمنان(ع) را ابلاغ فرمود.
41ـ این نام، معروفترین نام غدیر است كه از مكان واقعه گرفته شده است.
42ـ قال الصادق(ع): ذلك یوم صیام (روز غدیر، روز روزه ‏دارى است) بحارالانوار، ج 98، ص 323.
43ـ امام صادق(ع): روز غدیر، روز اطعام است. بحارالانوار، ج 98، ص 323.
44ـ قال الصادق(ع): انه یوم عید، بحارالانوار، ج 98، ص 298.
45ـ قال على(ع): هذا یوم الملأ الاعلى ... (این روز عالم بالا است...) مصباح المتهجد، ص 700.
46ـ قال الرضا(ع): هو الیوم الذى اكمل الله فیه الدین، المراقبات، ص 257.
47ـ قال الصادق(ع): انه یوم فرح، الغدیر، ج 1، ص 286.
48ـ قال على(ع): و هو ... یوم الایضاح عن المقام الصراح (روزغدیر، روز به صراحت سخن گفتن از مقام ناب است) مصباح المتهجد، ص 700.
49ـ قال على(ع): و هو یوم تبیان العقود عن النفاق و الجحود (غدیر، روز باز كردن گره پیوند میان كفر و نفاق است) مصباح المتهجد، ص 700.
50ـ امام صادق(ع): نام غدیر در زمین، روز بازخواست شدگان است. بحارالانوار، ج 98، ص 320.

اعجاز نام حضرت علي(ع)

  حال بنده با عنايت و لطف خدا مي خواهم از همين روش از نام مبارک علي (ع) يک عدد را استخراج نمايم که اين عدد مساوي عددي يک کلمه است . اگر همه مسلمان درزمان حیات پیامبر اسلام و بعد از رحلت آن حضرت و درهمه زمان و زمان حال اگر اين کلمه در وجود مسلمانان بود امروز تمام جهان همه به دین اسلام واقعی شیع 12 امامی بوده اند ولی متاسفانه این کلمه در درون همه مسلمانان ایجاد نشده است. اسم مبارک حضرت علی (ع) را به صورت ملفوظی بنویسید = (ع ی ن) (ل ا م ) (ی ا) حال اگر شما بینات اسم علی (ع) را به ابجد جمع نمایید: (ی = 10 ن = 50) (ا =1 م = 40) (ا =1) » جمع اینها به ابجدی مساوی 102 کلمه ایمان هم درابجد بصورت زیر به عدد در می آید: ا = 1 ی = 10 م = 40 ا = 1 ن = 50 » جمع ایمان هم به ابجدی مساوی 102می شود ببینید چقدر ظریف و دقیق می باشد اسم مبارک علی (ع) و کلمه ایمان هر دو مساوی عدد 102 می شوند. چنانچه می دانیم رابطه بین پیامبرمحمد(ص) و اسلام واضع و روشن است اما شما می خواهید بدانیدعلی (ع) و ایمان این دو علاوه بر اشتراک عددی با هم درعالم معنی هم رابطه دارند. می دانید هر فرد برای مسلمان شدن با شهادت دادن به توحید اشهد ان لا اله الا الله و پیامبری خاتم رسولان اشهد ان محمد(ص) رسول الله فرد به دین اسلام یا به عبارتی مسلمان میشود اما برای ورود به ایمان علاوه بر اسلام باید به جانشینان پیامبراسلام هم شهادت داد اشهد ان علی (ع) ولی الله که اولین آن حضرت علی (ع) و آخرین او حضرت مهدی(عج) صاحب الزمان می باشد. خدا در قرآن به مسلمانان می گوید" نگویید که ایمان آورده ایم بلکه شما اسلام آوردید" و نشانه ایمان قبول سفارشات حضرت محمد به اهل بیت و قرآن اعتقاد و پیروی از جانشین بلافصل پيامبر(ص) اسلام علی (ع) و یازده تن فرزند او میباشد. می دانید که پیامبر اسلام در ا ولین روز دعوت آشکار به اسلام در بین خویشاوندان خود مسئله جانشین خود را حل نمود و باره ها اعلام نمود وهمچنین در آخرین سفر خود به بیت الله الحرام در روز غدیر خم حضرت علی (ع) را از طرف خدا بعنوان جانشین بلافصل خود به تمام مسلمانان معرفی نمود. پس از روز اول ایمان همراه با اسلام بوده است و این رمزی بود که ما تنها از روش عددی آن این رمز را بازگشایی نمودیم اما این مطلب ازروز اول دعوت آشکاربه ا سلام توسط پیامبر (ص) و بارها ابلاغ شده است که مهمترین زمان آن روز مبارک غدیر خم می باشد و در کتاب الغدیر علامه امینی بطور کامل از خوده منابع اهل سنت بیان شده است . اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم 

اصحاب يمين جه كسانی هستند؟

يكی از علما خيلی تلاش داشت بداند اصحاب يمين (بهشتيان) كه در قرأن أمده دقيقا كسانی چه كسانی هستند شبی در عالم خواب حضرت علی (ع) به اين عالم ميگويد فلانی توديگرچرا شما كه اهل حساب هستيد عالم وقتی ازخواب بيدار می شوند سريع عدد يمين را به ابجد حساب می نمايند ی =۱۰ م =۴۰ ی =۱۰ ن=۵۰ جمع يمين مساوی عدد ۱۱۰ می شود كه با اسم مبارك أن حضرت(علی ع) برابر است مشخص می شود محبان و پيروان واقعی أن حضرت ازاصحاحب يمين يا بهشتيان می باشند و بتوانييم از محبان و پيروان واقعی أن حضرت باشیم و از دست ساقی کوثر آب کوثر بنوشیم. انشا الله

 رابطه عددی کلمه غدير خم با حضرت علی (ع) 

= ۱۱۰ در اينجا می بينيم كه اعداد هم به انتصاب ولايت حضرت علی (ع) گواهی مى دهد. نكته ديگر اينكه كلمه غدير خم به ابجد ۱۸۵۴ می شود اين عدد ها را با هم جمع نماييد ۱+۸+۵+۴=۱۸ جمع دو كلمه غدير خم به روز ۱۸ ذيحجه اشاره می نمايد . الله اكبر الحمدالله شكرا

 رابطه د یگر هدیه به شما پیروان آن حضرت

امام علی (ع) مولود كعبه روز تولد ۱۳ ماه مبارك رجب + مكان تولد كعبه خانه مقدس خدا = حاصل اين زمان و مكان مقدس تولد امام المسلمين جانشين محمد مصطفی (ص) علی بن ابيطالب (ع) می باشد . ۱ - زمان = روز ۱۳ رجب ۲ - مكان = كعبه ( به ابجد ۹۷ ) ۳ - حاصل اين زمان و مكان = وجود علی(ع) (به ابجد ۱۱۰ ) می باشد يعنی ۱۳ + ۹۷ = ۱۱۰ الله اكبر اعداد هم به بزرگي و شأن علی(ع) اعتراف مينمايند . براي مريم (س) در خانه خدا هنگام تولد حضرت عيسی(ع) دستور يا مريم ا خرج ميايد. ولی درهنگام تولد علی (ع) در كنار خانه خدا ؛ کعبه از شوق شكافته ميشود و فاطمه بنت اسد بعد از سه روز با قنداقه علی (ع) از كعبه بيرون ميايد . السلام عليك يا رسول الله محمد (ص) بن عبدالله السلام عليك يا علی (ع) بن ابيطالب وصي بلافصل رسول الله السلام عليك يا فاطمه(س) الزهرا بنت رسول الله السلام عليک يا ابا محمد حسن(ع) بن علي السلام عليک يا اباعبدالله الحسين(ع) و تسعه المعصومین من ذریعه الحسین علیه السلام السلام عليک يا صاحب الزمان(عج) يا وجيها عندالله اشفع لنا عندالله

چرا امامت جزئی از اصول مذهب شیعه گردید؟

 

یكی از اصول مذهب شیعه امامت است . امامت یعنی اینكه پس از ختم سلسله نبوت و رسالت به حضرت محمد(صلی الله علیه و آله) رسالت حضرت خاتم النبیین بواسطه سلسله امامت تداوم پیدا كرد .

در گذشته وقتی یك شخصی همچون ابراهیم و موسی و عیسی (ع) دین و شریعتی برای بشریت به ارمغان می آورد ، پس از رحلت ‌موسس دین ، شریعت او بواسطه پیامبران تبلیغی كه وظیفه ‌آن ها تنها تبلیغ پیامبر مرسل بود ، ترویج می گردید وامت ‌آن رسول بواسطه پیامبران تبلیغی رهبری می گردید تا دین به انحراف  نرود . و جامعه در پرتو هدایت های ‌آن ها به سوی فلاح و سعادت و ایمان وتقوا گام بردارند .

اما در اسلام چون رشته نبوت منقطع گردید و پس از حضرت محمد(ص)  پیامبری از جانب خدا مبعوث نخواهد شد و از طرفی جامعه در هر صورت نیاز به رهبران آگاه به تمامی زوایای دین دارد ؛ رهبرانی كه تابع هوا و هوس نباشند و از گناه و انحراف معصوم و مصون باشند , رشته نبوت و رسالت به واسطه سلسله  امامت تداوم پیدا كرد و  پس از حضرت محمد(ص) 12 نفر از نسل آن حضرت وظیفه رهبری امت را یكی پس از دیگری برعهده گرفتند تا اینكه به  حضرت حجه بن الحسن مهدی(عجل الله تعالی فرجه) ختم گردید و آن حضرت روزی ظهور خواهد نمود  و جهان را همانگونه كه رسول خدا(ص) خبر داده است , از عدل و داد پرخواهد كرد .

رسول خدا(ص) به علی(علیه السلام) خطاب كرد و فرمود: ای علی نسبت تو به من مانند نسبت هارون به موسی است با این فرق كه بعد از من پیامبری نیست  .

یعنی همانگونه كه در نبود موسی(ع) هارون وظیفه رهبری امت او  را به عهده می گرفت پس از حضرت محمد(ص) نیز علی(ع) این وظیفه را عهده دار خواهد شد .

در غدیرخم نیز حضرت پیامبر اصحابش را جمع و از ‌آنان پرسید : آیا من نسبت به شما از خودتان مقدم  تر نیستم ؟

یعنی اینكه اگر من فرمانی بدهم یا خواسته ای داشته باشم شما موظفید كه فرمان و خواسته مرا برخواسته خود مقدم كنید . من ولی شما هستم و اختیار جان و مال شما را دارم .

اصحاب همه در جواب حضرت عرض كردند : بلی یا رسول الله

یعنی شما مقدم تر از خود ما هستی .

حضرت بعد از گرفتن اعتراف از اصحاب , خطاب به ‌آنان فرمود : هركه من پیش از این مولای او بودم ، پس از من علی مولای او خواهد بود .

یعنی همانگونه كه تاكنون من صاحب اختیار و مولای شما بودم , بعد از من علی(ع) صاحب اختیار و مولای او خواهد بود .

 همانگونه كه دانستید امامت استمرار نبوت است و چون ارسال نبی از جانب خداوند منقطع گردید و پس از رسول خدا(ص) پیامبری نخواهد آمد  و از طرفی جوامع انسانی بدون یك رهبر الهی كه راه صحیح را بنمایاند و از انحراف آیین الهی جلوگیری كند ، نمی تواند به خط مستقیم هدایت ره بپیماید ، خداوند مقدر فرمود تا نبوت در اسلام بواسطه سلسله امامت استمرار پیدا كند .

امام باید همانند نبی معصوم باشد تا الگویی باشد برای رهروان اسلام كه با الگوقرار دادن امامش و تطبیق كار ها واعمال خود بر اعمال و كارهای او ، بدون دغدغه خاطر به سلوك در  جاده اسلام ادامه دهد . اگر امام ، خود خطاكار یا گنه كار باشد این امر مردم را كه از او پیروی می كنند ، به خطا و گمراهی می اندازد و خداوند اجل از این است كه امامی منصوب دارد كه  پیروی از او باعث به خطارفتن و بیراهه رفتن گردد.

امام همچنین می باید اعلم الناس به آیین و شریعت اسلام باشد تا بتواند امت را به نحو صحیح هدایت و راهبری كند . اگر پیشوای دینی جاهل باشد نخواهد توانست مسلمانان را به نحو صحیح رهبری كند و لاجرم آنان از پیروی او به خطا خواهند رفت ؛ زیرا پیروی از جاهل جز خطا و انحراف ثمری دیگر ندارد . همچنین رهبر نا آگاه نخواهد توانست در حوادثی جدید كه رخ می دهد  حكم الهی را  بیان نماید و مردم را از حكم الهی آگاه و مطلع نماید تا مسلمانان از دستور خداوند مطابعت كنند.

اتفاقا ائمه اثنی عشر همه  هم از خطا و گناه معصوم بوده اند به حدی كه حتی اهل سنت نیز كه امامت آنان را قبول ندارند ، آنان را به پارسائی و تقوا می شناسند  بدین جهت روایاتی كه راوی  آنان ائمه بودند را روایتی با سند طلائی (سلسله الذهب) می نامیدند. مثلا امام رضا (ع) از پدرانش از پیامبر(ص) و ایشان از جبرائیل و او از خداوند (ج) روایت می كند : كلمه لا اله الا الله قلعه محكم من است و هركس وارد آن گردد از عذاب ایمن خواهد بود .

این روایت را وقتی راویان اهل سنت از امام رضا(ع) شنیدند ، آنرا سلسله الذهب نامیدند چون همه راویان آن كه ائمه ماقبل امام رضا(ع) بودند ، همه  موثق آن هم در حد اعلایش بودند.

اما علم ائمه نیز می بینیم ائمه دوازده گانه اعلم الناس زمان خود بودند . آنان با اینكه جز نزد پدران خود نزد هیچكسی شاگردی نكرده  بودند ، سرامد همه عالمان زمان خویش بودند . در مورد امام علی (ع)  نص نبوی وجود دارد كه پیامبر(ص) فرمود : انا مدینه العلم و علیُّ بابها ؛ من شهر علمم وعلی دروازه آن است .

مسلم است كه كسی می تواند از درون خانه آگاهی یابد كه از دروازه آن وارد گردد و كسی می  تواند به علم رسول الله (ص) دسترسی پیدا كند كه از علی (ع) بپرسد و از دانش او استفاده برد .

یكی از ویژگی های مهم ائمه شیعه (علیهم السلام) آن است كه آنان از علم بی كران و بی منتهایی برخوردار بوده اند . بگونه ای كه هرگاه شرایط به آنان اجازه داده است ، آنان مانند خورشید در افق دانش و علم درخشیده اند .

                  امام علی (ع) كه معلوم است ؛ او دروازه شهر علم پیامبر(صلی الله علیه و آله) بود و خود حضرت رسول (ص) به اعلمیت او شهادت داده بود ؛ زیرا در جائی فرمود : انا مدینه العلم و علی بابها من شهر علمم وعلی (ع) دروازه آن است . بدون شك كسی كه دروازه شهر علم رسول الله (ص) باشد اعلم الناس به دین او و شریعت او خواهد بود . نیز آن حضرت خطاب به اصحاب فرمود : اقضاكم علی ؛ یعنی آگاه ترین شما به علم قضاوت علی (ع) است .

               امام صادق (ع) نیز كه مجالی برایش پیش آمد مانند خورشید عالمتاب نور علمش سراسر جهان را پركرد  بگونه ای كه ائمه فقه اهل سنت از شاگردان مستقیم یا غیر مستقیم آن حضرت اند. گفته شده امام اعظم ابوحنیفه گفته است : لولا السنتان لهلك النعمان ؛ اگر آن دو سال تحصیل نزد جعفر صادق (ع) نمی بود  نعمان (ابوحنیفه) هلاك شده بود. و مالك بن انس گفته بود : هیچ كسی ندیده و هیچ كسی نشنیده كسی را اعلم از جعفر بن محمد .

                شگفت انگیز تر از همه  ائمه ای است كه در كودكی زمام رهبری جامعه تشیع را به دست گرفتند كه باهمه كودكی خود اما در مباحثات علمی شایستگی امامت خود را و اعلمیت خود را به همه به اثبات رساندند.

                وقتی امام رضا(ع) به شهادت رسید فرزندش محمد جواد تنها هفت سال داشت و بسیاری باور نمی كردند او شایستگی امامت را در كودكی داشته باشد. مآمون كه بخاطر تزویج دخترش ام الفضل به جواد , از سوی بنی عباس مورد شماتت قرارگرفته بود ، برای اینكه اثبات كند این خاندان از دانش و فضائلی برخوردار است كه كودك خردسالش از پیرمردی كه پنجاه سال درس خوانده ، آگاه تر و دانشمندتراست ، مناظره ای میان امام(ع) و یحی بن اكثم قاضی القضات خلافت برگزار كرد . اما امام جواد در این مناظره به همه سئوالات یحی بن اكثم چنان عمیق و سریع جواب داد كه باعث شگفتی همگان از جمله یحی گردید و در مقابل یحی بن اكثم  از پاسخ به سئوال حضرت جواد (ع) باز ماند .

 

حضرت علی (ع) نگاهی نو


شخصيت عظيم و گسترده امير‌المؤمنين علي عليه السلام وسيع‌تر و متنوع‌تر از اين است كه يك فرد بتواند در همه جوانب و نواحي آن وارد شود و توسن انديشه را به جولان آورد. براي يك فرد، حداكثري كه ميسر است اين است كه يك يا چند ناحيه معين و محدود را براي مطالعه و بررسي انتخاب كند و به همان قناعت ورزد. 
شخصيت افراد از نظر عكس‌العمل‌سازي در روح‌ها و جان‌ها يكسان نيست. به هر نسبت كه شخصيت حقيرتر است كمتر خاطرها را به خود مشغول مي‏دارد و در دل‌ها هيجان و موج ايجاد مي‏كند و هر چه عظيم‌تر و پرنيروتر است‏ خاطره انگيزتر و عكس‌العمل سازتر است؛ خواه عكس العمل موافق يا مخالف. 
شخصيت‌هاي خاطره انگيز و عكس‌العمل‌ساز، زياد بر سر زبان‌ها مي‏افتند، موضوع مشاجره‏ها و مجادله‏ها قرار مي‏گيرند، سوژه شعر و نقاشي و هنرهاي ديگر واقع مي‏شوند، قهرمان داستان‌ها و نوشته‏ها مي‏گردند. اينها همه، چيزهايي است كه در مورد علي عليه السلام به حد اعلي وجود دارد و او در اين جهت ‏بي‏رقيب و يا بسيار كم رقيب است. 
در علي، هم خاصيت فيلسوف است و هم خاصيت رهبر انقلابي و هم خاصيت پير طريقت و هم خاصيتي از نوع خاصيت پيامبران. مكتب او، هم مكتب عقل و انديشه است و هم مكتب ثوره و انقلاب و هم مكتب تسليم و انضباط و هم مكتب حسن و زيبايي و جذبه و حركت. 
علي عليه السلام پيش از آنكه امام عادل براي ديگران باشد و درباره ديگران به عدل رفتار كند، خود شخصاً موجودي متعادل و متوازن بود.كمالات انساني را با هم جمع كرده بود، هم انديشه‏اي عميق و دور دست داشت و هم عواطفي رقيق و سرشار؛ كمال جسم و كمال روح. 218 روح را توأم داشت. شب، هنگام عبادت از ماسوي مي‏بريد و روز در متن اجتماع فعاليت مي‏كرد. بالاخره به تمام معني يك انسان كامل بود با همه زيبايي‌هايش. 
من در بيان وصف تو درمانده‌ام علي
مريدم و نگويم همي مدح ديگران
از شرح فضل و علم تو درمانده ام علي
تنها تو را مراد خود خوانده‌ام علي

اين علي كيست كه نمونه و مصداق انسان كامل است.
اين علي كيست كه محبوب دل‌ها و معشوق انسان‌هاست.
اين علي كيست كه نامش تا به ابد جاويدان و زنده است.
اين علي كيست كه دشمنانش بر فضيلت و برتري او گواهي داده‌اند.
اين علي كيست كه هم صاحب جاذبه است و هم دافعه.
اين علي كيست كه شخصيتش محدود به زمان معيني نيست، بلكه مربوط به همه زمان‌هاست.
اين علي كيست كه با گذر زمان نامش كهنه نمي‌شود.
اين علي كيست كه به هنگام وضو مي‌لرزيد.
اين علي كيست كه عبور از صراط، منوط به اجازه اوست.
اين علي كيست كه شب‌ها، هزار ركعت نماز مي‌خواند.
اين علي كيست كه اگر تمامي مردم ولايت او را قبول مي‌كردند، خداوند جهنم را نمي‌آفريد.
اين علي كيست كه با حق است و حق با اوست.
اين علي كيست كه در طول تاريخ، دانشمندان از فضايل او بسيار گفتند و نوشتند و هر چه زمان مي‌گذرد، دل‌ها و قلم‌ها، بيشتر به سمت وي مي‌روند.
رمز محبت را هنوز كسي كشف نكرده است، ولي البته رمزي دارد. چيزي در محبوب است كه براي محب از نظر زيبايي خيره كننده است و او را به سوي خود مي‌كشد. جاذبه و محبت در درجات بالا، عشق ناميده مي‌شود. علي محبوب دل‌ها و معشوق انسان‌هاست.
گفتا به وصي خود رسول مطلق
نشناخت حق را به غير از من و تو
نشناخت تو را به غير از من و حق
نشناخت مرا به غير از تو و حق

سخن گفتن كسي درباره علي بن ابيطالب (ع) بسي سخت و مشقت بار است و اگر بخواهد حقش را ادا كند، غلو خواهد كرد و اگر از حقش بكاهد مرتكب بدي و گناه شده است. 
حد متوسط كه ميزان دقيق آن است، خيلي دشوار است كه جز دارندگان مهارت در دين كسي ديگر نمي‌تواند از عهده كامل آن درآيد و اين دارندگان مهارت كه بتوانند شخصيت علي (ع) را بشناسند و توصيف كنند، كسي نيست جز خداي تبارك و تعالي و رسول گرامي اسلام حضرت محمد (ص) و او تنها نسخه‌اي است كه هنوز شرق و غرب عالم همتايش را نديده است و نخواهد ديد. به راستي رمز جاودانگي علي در چيست؟
علي (ع) مولود كعبه
اخبار متواتري وارد شده است كه امير مؤمنان علي بن ابيطالب (ع) در مكه داخل بيت‌الله الحرام(كعبه) در شب جمعه، سيزدهم ماه رجب در سال سي‌ام عام الفيل از فاطمه بنت اسد به دنيا آمد.
نه پيش از او و نه بعد از او هيچ كس در كعبه متولد نشده است و اين فضيلتي است كه خداوند براي بزرگداشت و بالابودن مقام علي (ع) و نشان دادن كرامت او، مخصوص حضرتش گردانيده است. خداوند خانه خود را زادگاه علي قرار داد و چه مقام والايي كه نظير ندارد. 
تولد علي(ع) در كعبه فضيلتي است كه هيچ پيامبري حتي سيد رسولان هم با او شبيه و نظير نبوده است. واقعاً خداي علي اعلي چه عنايت ويژه‌اي به امام علي (ع) داشته است كه او را خانه‌زاد خود ساخت، سه روز از او نگهداري و پذيرايي فرمود و نام خود را بر او نهاد و اين كرامت و شرافت در تمام طول تاريخ جهان به حضرت علي (ع) اختصاص داشته است.
يا علي! اي اعجوبه تاريخ! در نام مقدس تو چه آثار و بركاتي است كه همه پيامبران درگرفتاري‌ها و خطرها به نام مبارك تو توسل مي‌جستند و نام تو بود كه آنان را از بلاها نجات مي‌بخشيد. اين واقعيت با اينكه مشكلي در پذيرش نوعي دارد ولي جاي تعجب ندارد، بايستي چنين باشد، زيرا خداوند قبل از اينكه به دنيا قدم گذاري، به تو نظر و عنايت خاص داشته است. اي علي! اي مقدس! اي پاك! اي نور درخشنده و تابناك، خدا خواسته است با اين نمونه‌هاي عجيب، ولي ناشي از قدرت خود، عظمت و مقام و منزلت تو را به عالم از آدم تا خاتم و تا انقراض عالم نشان بدهد، به همين دليل نام خود را بر تو نهاد تا همگان بدانند كه خداوند علي اعلي است و تو علي و اميرالمؤمنين. يا علي! افسوس و هزاران افسوس، برخي كه قلب‌شان آكنده از مرض بود «و في قلوبهم مرض» درباره آنان مصداق داشت، ترا درك نكردند و به مقام والاي تو پي نبرند و يا پي بردند و دانستند و پنهان كردند.
يا علي! تو هنوز در اين جهان نبودي كه حضرت آدم به نام تو توسل جست و خداوند به مناسبت ذكر نام تو، آدم را از اندوه نجات بخشيد و توبه‌اش را پذيرفت، تو هنوز به دنيا نيامده بودي كه حضرت نوح و حضرت يونس و حضرت ابراهيم و حضرت موسي و حضرت عيسي عليهم السلام به هنگام گرفتار‌ي‌ها، نام تو را در پيشگاه خالق واسطه قرار دادند و خداوند به احترام نام تو بر آنان عنايت فرمود و از مشكلات نجاتشان داد.
يا علي! اين گفته خود توست كه «من گاهي گوش مي دادم و مي شنيدم كه رسول خدا، حضرت محمد (ص) خدا را به حق من قسم مي‌داد و از خدا تقاضا مي‌كرد و در اين اوقات من با تعجب مي گفتم: يا رسول الله! چه شد كه نام مرا در پيشگاه خدا عنوان و وسيله فرمودي؟ 
و آن حضرت پاسخ داد كه آيا از تو محبوب‌تر و عزيزتر و گرامي‌تر نزد خدا كسي هست كه به هنگام تقاضا، نام او را ببرم؟!
وه چه اسراري است در نام علي
گنج ها مخفيست در نام علي
كه تمام انبيا و اوليا
نام او بردند هنگام دعا
يا علي دست من و دامان تو
بر همه الطاف بي پايان تو
« علي محبوب دل‌ها و معشوق انسان‌هاست. »
مسلماً ملاك دوستي علي (ع) جسم او نيست، زيرا جسم او در بين ما نيست و ما آن را احساس نكرده‌ايم و باز هم محبت علي (ع) از نوع قهرمان دوستي كه در همه ملت ها وجود دارد، نيست و باز هم اشتباه است كه بگوييم محبت علي (ع) از راه محبت هايي است كه ريشه در فضيلت‌هاي اخلاقي و انساني دارد و حب علي، حب انسانيت است.
درست است علي (ع) مظهر انسان كامل بود و درست است كه انسان، نمونه هاي عالي انسانيت را دوست مي دارد، اما اگر علي(ع) همه اين فضايل انساني را كه داشت (آن حكمت، آن علم، آن تواضع، ادب و عطوفت، عدالت و شجاعت و ...)، مي‌داشت اما رنگ الهي نمي‌داشت، مسلماً اين قدر كه امروز محبت خيز و عاطفه‌انگيز است كه پيوند الهي دارد.
دل‌هاي ما به طور ناخودآگاه در اعماق خويش، با حق پيوستگي دارد و چون علي‌(ع) پرچم‌دار بزرگ حق و مظهر صفات حق است به او عشق مي‌ورزند و در حقيقت پشتوانه عشق علي (ع)، پيوند جان‌ها با حضرت حق است كه براي هميشه در فطرت‌ها نهاده شده و چون فطرت‌ها جاوداني است مهر علي نيز جاودان است. آنچه براي هميشه علي (ع) را درخشنده و تابان قرار داده، ايمان و اخلاص اوست و اين ايمان و اخلاص علي (ع) به وي جاذبه الهي داده است.
جاذبه علي (ع) سطح وسيعي از جمعيت را مجذوب خويش ساخته و به يك قرن و دو قرن پيوسته نيست، بلكه در طول زمان ادامه يافته و گسترش يافته است و تا عمق دل‌ها و باطن‌ها پيش رفته است. آنچنان كه بعد از قرن‌ها كه به يادش مي افتند و سجاياي اخلاقي‌اش را مي‌شنوند اشك شوق مي‌ريزند و به ياد مصائبش مي‌گريند تا جايي كه دشمن را نيز تحت نفوذ قرار داده است و اشكش را جاري ساخته است و اين قدرتمندترين جاذبه هاست.
اين شهادت تاريخ است كه معاويه به علي (ع) ارادت داشت و با او مي جنگيد (به خاطر دنياطلبي، حرص، عقده روحي داشتن) دليلش اين است كه پس از شهادت علي‌(ع) هر كس از صحابه نزديك علي(ع) به نزد معاويه مي آمد به او مي‌گفت: علي(ع) را براي من توصيف كن. وقتي توصيف مي‌كردند اشكهايش جاري مي شد و مي گفت: «هيهات كه ديگر روزگار مانند علي، انساني را بياورد.»
علي(ع) اگر رنگ خدايي نداشت و الهي نبود، فراموش شده بود. تاريخ بشر قهرمان‌هاي بسيار سراغ دارد؛ قهرمان هاي سخن، علم، فلسفه، قدرت، سلطنت، ميدان جنگ ...، ولي بشر همه را از ياد برده اما علي نه تنها با كشته شدنش نمرد، بلكه زنده تر شد. علي(ع) در حقيقت همچون قوانين فطرت است كه جاودانه مي ماند و به قول جبران خليل جبران علي(ع) از شخصيت‌هايي است كه در عصر پيش از عصر خود به دنيا آمده‌اند.»
«علي(ع) از مرداني است كه هم جاذبه دارد و هم دافعه. شخصيتي دو نيرويي است. جاذبه و دافعه او سخت نيرومند است كه در تمام قرون و اعصار به نيرومندي جاذبه و دافعه علي پيدا نمي شود. دوستاني دارد عجيب، تاريخي، فداكار و در عشق به او شعله ور و سوزانند و جان دادن در راه او را آرمان و افتخار مي شمارند.
از جمله مجذوبين و شيفتگان علي، ميثم تمار بود كه بيست سال پس از شهادت مولا بر سر چوبه دار از علي(ع) و فضايل و سجاياي انساني او سخن مي‌گويد، در آن ايامي كه سرتاسر مملكت اسلامي در خفقان فرو روفته بود، از بالاي دار فرياد بر مي آورد: بياييد از علي(ع) براي‌تان بگويم و مردم از اطراف براي شنيدن سخنان ميثم هجوم آوردند. ولي حكومت غداره‌بند اموي كه منافع خود را در خطر مي بيند، دستور مي دهد كه بر دهانش لجام زدند و پس از چند روزي به حياتش خاتمه دادند. »
از جمله چيزهايي كه در زندگي امير المؤمنين كاملاً نمايان است هماهنگي قول و عمل اوست. علي همانطور كه در زهد و تقوا سخنوري مي‌كند، خود نيز در منتها‌در‌جه زهد و تقوا بود. ايشان به خاطر حفظ مصالح عاليه اسلامي از حقوق شخصي خود چشم پوشيد و 25 سال سكوت كرد و مصلحت اسلام را بر مصلحت شخص خودش مقدم داشت و اين هماهنگي در گفتار و كردار، بزرگ‌ترين فضيلت انساني است و اين است رمز محبوبيت بي نظير علي (ع).
امير المؤمنين، انسان كامل، آيينه تمام‌نماي اوصاف فعلي خداوند است. براي شناخت كنه انسان كامل چاره‌اي جز انسان كامل شدن نيست. علي (ع) برجسته‌ترين انسان كامل و نيز شخصيت ممتازي است كه قبل از خلقت عالم وجود، نور او و نور رسول‌الله به صورت يك مجموعه خلق شد. چنانكه رسول اكرم (ص) مي فرمايد: «خلقت انا و علي من نور واحد»‌ سپس اين نور واحد، عوالمي را پشت سر گذاشت و به اين جايگاه از عالم وجود رسيد تا اينكه در دنيا، يكي در لباس نبوت جلوه مي‌‌كند و ديگري در جبه امامت. انسان كامل چون اميرالمؤمنين (ع)، عصاره نظام آفرينش است. 
آن حضرت درباره خويش چنين مي‌فرمايد: «مالله آيه اكبر مني» براي خداوند نشانه‌اي بزرگتر از من نيست، همان طور كه بزرگ تر از مجموع جهان چيزي نيست.
كلام علي (ع) 
اميرالمؤمنين همتاي قرآن كريم است كه اين كتاب بزرگ، گذشته از تصديق صحف آسماني انبياي الهي سلف، بر همه آنها سيطره دارد و انسان كامل نيز كه طبق حديث متواتر «إني تاركٌ فيكم الثقلين، كتاب الله و عِترتي أهلَ بيتي، لَنْ يَفْتَرقا حَتّي يَردا عليّ الحوض » كُفو قرآن مجيد است و در هيچ مرحله وجودي او از او جدا نخواهد بود و سرآمد همه انسان‌هاي كامل است.
كلام عالي حاصل يك روح عالي است. نهج البلاغه مثل خود علي (ع) است. كلام انسان مثل خود اوست. چون كلام تنزل و تجلي روح انسان است. يك روح پست كلامش پست و يك روح عالي كلامش عالي است. علي (ع) چون جامع تمام علوم است، كلامش نيز جامع تمام علوم است. در كلامش هم عرفان هست و هم فلسفه، هم آزاديخواهي است و هم حماسه و هم اخلاق.
نهج البلاغه مثل خود علي‌(ع) جامع است.
فصاحت خارق‌العاده علي‌(ع) يعني آن زيبايي فوق‌العاده سخنش كه درباره آن گفته‌اند: «فراتر از كلام مخلوق و فروتر از كلام خالق»‌(دون كلام الخالق و فوق كلام المخلوق)، نگذاشت اين كلمات از بين برود و هنوز هم نگذاشته است و عامل فوق العاده مؤثري است. فصاحت از زيبايي فكري است نه زيبايي حسي و فقط و فقط مربوط به فكر انسان است. در رابطه با نهج البلاغه كلام علي (ع)، همان طور كه قرآن سوره‌هايي دارد و در آن آياتي است كه اگر خوانده شود بايد سجده كرد، علي بن ابيطالب نيز خطبه‌هايي دارد كه يكي از آنها خطبه 221، نهج البلاغه است. يكي از جمله هاي بلند خطبه مزبور اين است كه مي فرمايد:
«لايَتَعارفونَ بِلَيلٍ صباحاً و لما لِنَهارٍ مساءً أيّ الجَديَديْنِ ظَعَنوا فيه كانَ عَليهُم سَرمداً.»
ترجمه: «اينان خواه در شب سفر كنند و در سفر شب بميرند‌ و يا در روز مسافرت كنند و روز رخت بربندند، سرمدي خواهند داشت.» شارحان نيز در تشريح اين جمله از نهج البلاغه كوشش‌ها نموده‌اند ولي در بسياري از آنان به عمق اين جمله امام علي (ع) راه نيافته‌اند.
ابن ابي الحديد معتزلي مي‌گويد: اگر اين خطبه را براي خردمندان فصيح و بليغ و كارشناسان فصاحت و بلاغت بخوانند، آنان بايد سجده كرده و سر بر خاك نهند. 
استاد علامه طباطبايي در شرح اين بيان فرمودند: ابن ابي الحديد گزاف نگفته است، زيرا سجده براي كلام خداست. همان محتواي قرآني است كه به صورت خطبه هاي علي (ع) درآمده است و سجده در حقيقت براي كلام خداوند است، نه براي كلام مخلوق. 
وصف علي (ع) از ديدگاه توصيف خداوندي
بنا به گفته اكثر مفسرين قرآن و دانشمندان اسلامي در قرآن كريم 300 آيه درباره علي(ع) وجود دارد كه خداوند براي خاطرآن حضرت نازل فرموده است. ولي براي مصلحت و حكمتي كه در پيش اوست صريحاً نام علي (ع) را نياورده كه اين هم يكي از معجزات كلام خداوندي است كه به نام برخي از آيات در ذيل اشاره مي‌شود:
ـ سوره بقره آيات 38 و 208 
ـ سوره شوري آيه 23
ـ سوره مائده آيات 55 و 72 و 5
ـ سوره زمر آيه 33
ـ سوره واقعه آيات 12-10
ـ سوره آل عمران آيه 61
ـ سوره مريم آيه 96
ـ سوره احزاب آيه 33
سوره مائده آيه 55: «جز اين نيست كه ولي و سرپرست شما خدا و رسول خدا(ص) و كساني كه به خدا ايمان آورده و نماز برپا مي دارند و در حال ركوع زكات مي دهند.» همه مفسرين مي گويند تنها كسي كه در ركوع زكات داد، علي (ع) بود و اين آيه درباره آن حضرت بر رسول خدا (ص) نازل شد.
چرا نام علي (ع) در قرآن نيامده است؟
با تدبر و تفكر در جواب اين سوال به اين نتيجه مي رسيم كه اگر نام علي (ع) در قرآن تصريح مي شد: 
اولاً: امر پيشوايان بعد از او بر مردم مشتبه مي گشت.
ثانياً: امتيازاتي كه خداي تبارك و تعالي در ضمن آيات به علي (ع) قرار داده، شكل ظاهري به خود مي گرفت و حقيقت خود را از دست مي داد و شخصيت آن حضرت مثل شخصيت هاي اشخاص ديگر در ظاهر جلوه كرده و به زودي از بين مي رفت.
ثالثاً: اگر نامي از آن حضرت در ظاهر قرآن بود، ديگر احتياجي به كنجكاوي و تكاپو نبود و لذا حق از ناحق شناخته نشده و مردم به سوي كمال و معنويت حركت نمي كردند، در نتيجه يك نوع ركود فكري در مردم ظاهر مي گشت، پس صلاح اين بود كه انجام گرفته است. 
وصف علي از ديدگاه رسول خدا (ص)
تمامي راويان از سني و شيعه متفق‌القولند كه درباره هيچ يك از صحابه رسول خدا (ص) به اندازه علي (ع) حديث وارد نشده است و آن حضرت در اين زمينه هم گوي سبقت را از ديگران ربوده است. اين كلام روح افزاي نبي اكرم (ص) كه مي فرمودند:
«علي مني و أنا من علي». يعني علي از من است و من از علي مي‌باشم.»
و احاديث ديگري كه از آن حضرت درباره اميرالمؤمنين علي (ع) روايت شده:
ـ حديث نور: من و علي (ع) از يك نور هستيم.
ـ من و علي (ع) از يك درختيم.
ـ علي (ع)‌ از من همانند سرم از بدنم است.
ـ علي تو نسبت به من، همانند هارون نسبت به موسي هستي.
ـ هر كه را من مولاي او هستم، علي مولاي اوست. (در روز تاريخي عيد غدير)
ـ مثل علي درميان امت مثل «قل هو الله احد» در قرآن است.
ـ من شهر علمم و علي باب آن است و هر كه مي‌‌خواهد به آن برسد، بايد از در آن وارد گردد.
روزي يكي از ياران پيامبر اسلام (ص) از آن حضرت درخواست نمود وصف علي (ع) را براي او بگويد. آن حضرت فرمودند:
«وصف خودم را از خودم مپرس، چون علي نفس من است و من از علي هستم.
علي در بستر پيامبر خدا(ليله المبيت)
نقل شده كه ابن كواء به اميرمؤمنان (ع) عرض كرد: هنگامي كه خداوند پيامبرش و ابوبكر را ياد كرد و فرمود: «يكي از آن دو به هنگامي كه آن دو در غار بودند ،آن هنگام به همراه خود مي‌گفت: ناراحت نباش، خدا با ماست، كجا بودي؟ (توبه 9: ر 40: آيه، در مورد هجرت حضرت محمد (ص) به مدينه است. آن هنگام كه با ابوبكر از دست مشركان در غار پنهان شده بودند.)
اميرمؤمنان فرمود: واي بر تو، اي ابن كواء! من در جاي خواب پيامبر (ص) در حالي كه رواندازش به رويم افكنده شده بود خوابيده بودم. قريش هر كدام با چوبدستي هايي تيغ دار در دستانشان آمدند و با آنچه در دست داشتند، به من مي‌زدند. تا بدن من آبله دار و مثل تخم مرغ شد؛ پس از آن مرا بردند و مي خواستند بكشند، شماري از آنان گفتند:
«امشب او را نكشيد، مهلتش دهيد و به دنبال محمد (ص) بگرديد.»
علي (ع) فرمود: مرا با آهن بستند، در اتاقي گذاردند و از انديشه من و در اتاق، با قفلي مطمئن شدند. در اين حال بودم كه شنيدم صدايي ازگوشه اتاق مي گفت: يا علي! بعد از اين صدا دردي كه داشتم،آرام و تورمي كه در بدنم بود، زايل شد. سپس آواي ديگري شنيدم كه مي گفت: يا علي! و در اين هنگام آنچه بر در بود، افتاد و در باز شد. من برخاستم وخارج شدم. آنها پيرزني شب كور را كه نه مي ديد و نه مي خوابيد، براي نگهباني در گمارده بودند، من خارج شدم و او در آن وقت از شدت خواب، چيزي نفهميد .
علي از ديدگاه علي بن ابيطالب (ع)
معرفي علي (ع) از زبان خويش، نه تنها راهگشاي شناخت ما بوده و هست، بلكه جلو افراط و تفريط هايي كه ممكن بود در اين راه گريبان ما باشد مسدود كرده و ما را به حق آنچه كه بايد بشناسيم رهنمون فرموده است.
اوصاف علي بگفتگو ممكن نيست
گنجايش بحر در سبو ممكن نيست
اميرالمؤمنين (ع) مي فرمايند: «سوگند به خدا كه من از تبليغ تمام رسالت ها و وعده هاي الهي آگاهم و معاني تمام كلمات تامه پروردگار را مي دانم و درهاي علم و حكمت و روشني نور هدايت در پيش ما خاندان (پيغمبر (ص))مي‌باشد.
ما خاندان پيغمبر (ص) درخت نبوتيم و محل نزول رسالتيم و جايگاه ورود و خروج فرشتگانيم و معادن علم و دانش و چشمه‌سارهاي حكمت هستيم.
رسول خدا (ص) هزار باب علم بر من تعليم فرمود و از هربابي هزار باب ديگر باز گرديد. سوال كنيد از من از راه‌هاي آسمان ها، به تحقيق كه من راه‌هاي آسمانها را از راه‌هاي زمين بهتر مي دانم.
بپرسيد از من از فتنه‌ها، كه من مي‌دانم در كجاي زمين چه فتنه اي واقع مي گردد و چه كسي در كجا كشته مي شود و مي ميرد. »
از روايات فوق به خوبي معلوم مي گردد كه علم علي (ع) مافوق علم هاي ديگران بوده، اين است كه در كلام علما، علي (ع) بعد از رسول خدا (ص) اعلم الناس و منشأ تمام علوم قديمه و جديده دانسته شده است.
زهد علي (ع) 
علي (ع) مي فرمود: اي دنيا، از من دور شو، به خدا سوگند هرگز تسليم تو نمي شوم كه خوارم سازي و رام تو نمي‌گردم كه بر من افسار زني، هر آينه تو را سه طلاق قطعي داده ام. در كتاب «ربيع الابرار» آمده است كه علي (ع) فرموده«همانا اين دنيايي كه شما دل بر آن بسته ايد، در پيش من خوارتر از آن است كه ملخي برگ ناچيزي را بر دهان گرفته و بچرد، علي را با دنياي فاني كه لذات او ناپيدار است چكار؟ من پناه به خدا مي برم از زشتي ها و لغزش‌هاي آن. 
عبادت علي (ع):
خدايا من تو را از بيم كيفرت و يا به خاطر طمع بهشتت عبادت نمي كنم، بلكه براي اين تو را عبادت مي كنم كه وجود اقدست را شايسته عبادت يافتم.
درخطبه ديگر مي فرمايد: گروهي خداي را از روي رغبت و طمع عبادت مي كنند، آن عبادت بازرگانان است. گروهي از روي ترس و بيم خداي را عبادت مي نمايند، اين عبادت غلامان است، ولي گروهي خداي عزّوجلّ را با معرفت و اخلاص و سپاسگزاري عبادت مي كنند، اين عبادت آزادگان است. (نهج البلاغه)
از اين كه مولاي متقيان علي (ع) (اعبدالناس) بوده شكي نيست، امام زين العابدين سيد الساجدين (ع) با اينكه خود درعبادت مشهور عالم است و او را زينت عبادت كنندگان و سرور سجده كنندگان مي نامند، آن حضرت درباره عبادت جد بزرگوارش علي (ع) مي فرمايد:
«چه كسي توانايي و قدرت آن را دارد كه مثل جدم علي بن ابيطالب (ع)، عبادت خدا كند. نوشته‌اند: آن حضرت در هر شبانه روز هزار ركعت نماز مي خواند و از كثرت سجده كردن، پيشاني مباركش پينه بسته بود.»
شجاعت علي (ع)
علي (ع) فرمودند: من فرار نمي كنم از كسي كه به من حمله مي كند و حمله نمي كنم به كسي كه فرار مي كند.
بعد از رسول خدا (ص) علي را اشجع الناس ناميده اند. شجاعت علي (ع) به حدي بود كه در بعضي موارد تعجب فرشتگان را هم بر مي انگيخت، چنانكه جبرئيل در جنگ احد ندا در داد:«لا فَتي الاّ علي لا سيف اِلا ّ ذوالفقار»؛ نيست جوانمردي چون علي و شمشيري چون ذوالفقار.
همچنين رسول خدا (ص) درباره يك ضربت علي (ع) در روز خندق فرمود:
«ضَربَت علي في يَوْم الخندق أفْضَلَ مِن عِبادِه الثَقَلِيْن»
«ضربت علي (ع) در روز خندق افضل از عبادات ثقلين است و در ادامه فرموده اند: «به تحقيق بر علي است شجاعت و خلافت، چنانكه بر من است رسالت و نبوت.
عدالت علي (ع)
آن حضرت در پياده كردن عدالت و دادگري چنان دقيق و عميق بود كه مي فرمايد: «اگر آسمان هاي هفتگانه (اقاليم لجه) را با چيزهايي كه در مدار آنهاست به من بخشند تا پوست جويي را به ظلم و ستم از دهان موري بازستانم و خداي را در اين باره نافرماني كنم، هرگز اين كار را نخواهم كرد.» چون علي (ع) مي دانست كه ظلم و بي عدالتي، نافرماني بزرگي است به ساحت حق تعالي.
لذا مي فرمايد: «من هرگز ظلم نكرده و خداي خود را در اين باره نافرماني نمي كنم.»
عدالت علي (ع) آنچنان در نظرها محبوب بود كه دست يكي از شيعيانش را به جرم دزدي قطع كرد، آن شيعه صديق نه تنها از عدالت علي (ع) نرنجيد، بلكه انگشتهاي خون آلودش را به دست گرفته، و درحالي كه خون از پنجه اش مي ريخت، در ميان مردم فرياد مي زد و مي گفت: «دستم را آقا و پيشواي دين و مولايم اميرالمؤمنين بريده است.» پس چگونه مي شود علي (ع) را تعريف كرد كه دست مي برد و تعريف مي شنود.»
آن حضرت در بستر مرگ هم نداي عدالت را سر داد و فرمود:
«دشمن ستمكاران و ياور ستمديدگان باشيد.»
در سفارشات خود به مردم مي فرمود:‌ «با مردم چنان رفتار و آميزش كنيد كه اگر بميريد، بر شما بگريند، و اگر زنده باشيد با شما مهرباني كنند، چون بر دشمن خود پيروز شدي، به شكرانه پيروزيت او را ببخشاي.)
آن حضرت با اخلاق كريمه‌‌‌اش براي جلوگيري از خونريزي با بزرگواري و متانت منسوبين خود را كه عبارت از فرزندان و پسرعموهايش باشد، مخاطب قرار دارد و فرمود:
«اي فرزندان (عبدالمطلب) من نمي خواهم شما در خونهاي مسلمانان فرو رويد و به بهانه اينك بگوييد:‌ اميرالمؤمنين كشته شد، كشته شدن مرا سبب خونريزي و انتقام قرار داده و عده اي را از دم شمشير بگذرانيد، بدانيد كه در عوض من كشته نمي شود، مگر كشنده ام. صبر كنيد اگر من بر اثر ضربت ابن ملجم از دنيا رفتم، در عوض ضربت او يك ضربت به او بزنيد، نبايد قبل از مرگ و بعد از مرگ او را مثله نماييد، كه من از رسول خدا (ص) شنيدم كه مي فرمود: «از مثله كردن دوري كنيد، هر چند كه (كلب عقور) يعني سگ گزند باشد.»
به جز از علي كه گويد به پسر كه قاتل من
چو اسير توست اكنون به اسير كن مدارا
علي(ع) همانگونه كه ميلادش خاص بود ودربهترين زمان ( 13ماه مبارك رجب) ودر بهترين مكان(خانه خداكعبه) متولد شد، نحوه لقاء الله او نيز با همگان متفاوت و خاص بود . مرگش شهادت و محل شهادتش خانه خدا (مسجد) دربهترين حالات( درحالت عبادت وسجده ) و در بهترين زمان ( ماه خدا ، ماه مبارك رمضان ، شب ليله القدر ، شب نزول قرآن) و به دست شقي ترين مردم ( ابن ملجم مرادي) و با عبارت « به خداي كعبه كه رستگار شدم» به سوي حق رهسپار گرديد. علي(ع) اولين شهيد محراب بود. 
سخن گفتن درباره شخصيت مولا امام علي (ع) سخن گفتن درباره خورشيد است و چگونه مي توان علي را ستود؟ چون نام علي به تنهايي بسنده و كافي است كه همه فضايل انساني را در برابر ديدگان مجسم سازد، شخصيت والاي او چندان گسترده است كه رسول گرامي (ص) فرمود:
«اگر درختان قلم و درياها مركب و همه جنيان حسابگر و همه انسان‌ها نويسنده شوند، نخواهند توانست فضائل امام علي (ع) را بشمارند و به حساب در آورند. »
در بحارالانوار آمده است كه رسول خدا (ص) در عرش، فرشته اي به صورت امام علي (ع) ديد و پنداشت كه او علي (ع) است، لذا فرمود: «اي ابوالحسن! چگونه در صعود به عرش بر من پيشي گرفتي؟» پيامبر (ص) ندايي شنيد كه: يا رسول الله! اين فرشته اي است كه به قدرت خدا سيماي علي (ع) را دارد، زيرا فرشتگان آسمان نيز مشتاق علي بن ابي طالب (ع) شدند و از خداوند درخواست كردند كه صورتي چون علي (ع) در آسمان ها به وجود آورد، خداوند متعال درخواست ملائك را با خلق اين فرشته كه شبيه امام عي (ع) است برآورده فرمود. 
نه خدا توانمش گفت نه بشر توانمش خواند متحيــرم چه خـــوانم شـــــه ملـــك لافتــي را
علي فريادرس و فريادگر تاريخ است كه در پرواز و اوج گيري، هيچكس جز پيامبر در مقام او نيست. علي مرد جنگ و جهاد و هجرت و پدر يتيمان و كمك كار بيوه زنان و اهل ايثار و شهيد و شهيد پرور است. علي در عصري زندگي مي‌كرد كه مردم فريب كار بودند و او نخواست كه از راه حق و حقيقت خارج شود.
اگر جوياي عبادت، عدالت، سخاوت، شجاعت، سياست، قضاوت، عصمت، طهارت، فتوت، حكمت، علم، حلم و بردباري، پاسداري از حقوق مردم، انفاق و ايثار و ديگر فضايل انسانيت باشيم، همه را بايد در وجود امام علي (ع) جستجو كنيم و بيابيم. زيرا همه اين فضايل و صفات و خصوصيات برجسته به مراتب قوي تر و بالاتر در مولا علي بن ابيطالب (ع) وجود داشته است. علي جاودانه تاريخ و اعصار بوده، هست و خواهد بود. جاذبه و دافعه بي‌مثالش‌، فضايل و خصايص حسنة بي كرانش كه متأثر از پيوند الهي و روح معنوي او بودند و درياي ايمان و اخلاصش كه درعرش و فرش بي همانند بود ، جملگي از رموز جاودانگي نام علي(ع) بر عرصه جريده عالم تا ابدالدهر است .
همگي خوشگل يك عضو و تو سر تا پا حسن
آنچه خوبان همه دارند تو تنها داري
علي جان! نشانه هاي شكوه و بزرگي در تو بيشمار است و صفات و كمالات تو نامحدود است. كسي مفصل و مطول، مدح تو را گفت حتي در بيان كمترين آن صفات كوتاهي كرده است.
هر چه از علي(ع) بگوييم، كم گفته ايم زيرا يك مسلمان با شناخت اسلامي علي(ع) را مي بيند ولي يك غير مسلمان علي(ع) را مي ستايد. چون او را مجري حق، خداجو و آزاده مي نگرد، همه جوانب را در نظر مي گيرد و بعد مي گويد.
او نه فردي است كه من وصف كمالش گويم
حسن او را ز خدا پرس كه من حيرانم
درباره مولود كعبه، حضرت امام علي عليه السلام حرف و حديث و خبر و قطعه و قصيده و مقاله بسيار است، آنقدر كه عمر نوح مي بايد تا كسي موفق شود فقط آنها را مطالعه كند .
اميد آنكه خداي سبحان ما را در تبعيّت ا‌ز سنت علوي بيش از پيش موفق بدارد و ما را از پيروان حقيقي صراط آن امام همام قرار دهد . 
مجلس تمام گشت و به آخر رسيد عمر
ما همچنان در اول وصف تو مانده ايم

__________________

دلی غمگین تر از دل من هم مگه هست

تو نشون من بده دل غمگین اگه هست

 

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 2:43 |
مراسم عقد اخوت صبح عید غدیر :مسجد صاحب الزمان

نماز جماعت ظهر و عصر :مسجد حضرت ابوالفضل

مراسم تجلیل از سادات روستا به همراه نماز جماعت مغرب و عشا :مسجد سادات

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 1:13 |

حضور گرم و تشریف فرمایی خطیب توانا حضرت حجت الاسلام حسن زاده جهت برگزاری برنامه های غدیر به روستای گورزانگ را خیر مقدم          می گوییم.

اعضا کانون فرهنگی هنری حجت (عج)

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در چهارشنبه بیست و هفتم آذر 1387 و ساعت 1:7 |

عيد سعيد غدير خم بر همه شيعيان جهان مبارك باد

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 23:36 |

برگزاري دعاي روحبخش عرفه در جوار ملكوتي امامزاده شاه مرعش

دعاي عرفه

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 23:28 |

ضمن عرض تبریک به مناسبت عید سعید قربان به اطلاع می رساند نماز عید راس ساعت ۷ صبح در مدرسه ۲۲بهمن گورزانگ اقامه می شود.نمازگزاران زیر انداز و سجاده به همراه داشته باشند.

همه تون حاجی باشید

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 23:19 |

اداره فرهنگ و ارشاد اسلامي شهرستان ميناب با همكاري دبيرخانه كانون هاي فرهنگي هنري مساجد استان هرمزگان به مناسبت اعياد سعيد قربان و غديرخم و باهدف ترويج فرهنگ غني ولايي و كمك به ارتباط تنگاتنگ با مسجد دومين جشنواره فرهنگي هنري ورزشي قربان تا غدير را در بخش هاي قرآن،اذان،مولود خواني،وبلاگ نويسي و عكاسي،شعروداستان ،اطلاعات عمومي ،پخت نان محلي ،بازي هاي بومي محلي دربين كانون هاي فرهنگي هنري مساجد اين شهرستان برگزار مي نمايد.

 

تلفن هاي تماس:07652226766 – 09360410957 – 09360539511

 

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در دوشنبه هجدهم آذر 1387 و ساعت 23:11 |
رضا معممی‌مقدم در حاشیه نشست با مسئولان سازمان تبلیغات اسلامی استان مازندران گفت: «بر اساس تصمیم ستاد ساماندهی هیات‌های مذهبی که به امضای رئیس‌جمهور رسیده است، تمامی تمثال‌ها و شمایل منتسب به ائمه اطهار(ع) در سطح کشور جمع‌آوری می‌شود.»

وی افزود: «تصاویر و تمثیل‌هایی که از ائمه اطهار(ع) در سطح کشور توزیع می‌شود، واقعی نیست و نیاز است تا با یک برنامه‌ریزی درست از توزیع این تصاویر جلوگیری شود.»

معاون فرهنگی تشکل‌های دینی سازمان تبلیغات اسلامی از جمع‌آوری تمثال‌ها و شمایل منتسب به امامان معصوم(ع) در سطح کشور خبر داد.

این مسئول فرهنگی تصریح کرد: «برای جلوگیری از این امر در حال حاضر ستاد عاشورایان فجرآفرین در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تشکیل شده که سازمان تبلیغات کشور هم عضو این ستاد است.»

معاون فرهنگی تشکل‌های دینی سازمان تبلیغات اسلامی بیان کرد: «وظیفه این ستاد جلوگیری از چاپ و پخش تصاویر اماکن مقدس به دور از هر گونه بدعت و نو‌آوری است و امسال نیز این امر با ارسال کتاب‌ها و بنر در دستور کار این ستاد قرار دارد.»

معممی مقدم از برگزاری کنگره شعر عاشورایی در 9 استان کشور خبر داد و گفت: «به منظور تغذیه فکری مداحان و ذاکران اهل بیت(ع)، کنگره شعر عاشورایی با بهره‌گیری از شاعران آیینی همان منطقه با چاپ آثار کف‌دستی در ایام محرم و صفر برگزار می‌شود.»

این مسئول فرهنگی در پایان از برپایی نمایشگاه فرهنگی متناسب با شعار نو‌آوری و شکوفایی در پرتوی فرهنگ عاشورایی در 15 استان کشور خبر داد و افزود: «هدف از برپایی این نمایشگاه معرفی دستاوردهای فرهنگی و دینی هیئت‌‌های مذهبی در ماه محرم و ایام دهه فجر است.»

به نقل از پایگاه خبری خیمه

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در یکشنبه هفدهم آذر 1387 و ساعت 0:34 |

شهادت پنجمین ستاره آسمان امامت و ولایت شکافنده علم و دانش بر همه پیروان آن حضرت تسلیت باد.

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در جمعه پانزدهم آذر 1387 و ساعت 21:37 |

فرماندار ميناب در همايش كوهپيمايي جوانان كانون هاي پيرو ولايت كميته امداد گفت: راه كمال و ترقي انسان ها و جوامع از مسير علم و دانش مي گذرد.

به گزارش خبرگزاري شبستان از ميناب،حسين رييسي فرماندار ميناب در پايان مراسم كوهپيمايي جوانان كانون هاي پيرو ولايت كميته امداد اين شهرستان گفت: هر جامعه اي كه بخواهد به كمال ،رشد و ترقي دست يابد بايد توان و دانش خود را بالا ببرد.

وي ادامه داد كمال براي هر موجود به اين معنا است كه بتواند تمام استعدادهاي بالقوه خود را به بالفعل تبديل كند.

وي با اشاره به اينكه اقتدار هر كشور در گرو ميزان علم و دانش آن كشور است افزود: مابايد براي حفظ استقلال خود قوي باشيم و قدرت ما جنبه بازدارندگي دارد.

رييسي به رهنمودهاي مقام معظم رهبري پيرامون ويژگي هاي جوان خوب اشاره و اضافه كرد: جوانان امروز ايران اسلامي بايد خود را در بعد ايماني تقويت كنند.

وي از اعتياد و مواد مخدر ،اشاعه و توزيع مشروبات الكلي و ترويج منكرات و تهاجم فرهنگي به عنوان دام هاي پهن شده پيش پاي جوانان توسط دشمنان ياد كرد و افزود:دشمنان با ترسيم اين سناريو و قرار دادن قشر جوان به عنوان هدف تصميم دارند آينده كشور را به چالش بكشند كه تلاش مسئولان فرهنگي و بيداري جوانان بهترين راه مقابله با اهداف شوم آنان است.

فرماندار ميناب در ادامه،برگزاري اين همايش را تحسين برانگيز دانست و گفت: شركت در مراسمات فرهنگي ديني و قرائت مستمر دعا موجب تلطيف روح مي شود.

وي سن جواني را زمان به ثمر رسيدن انرژي مناسب معرفي و افزود: جوانان با خوب درس خواندن و طي كردن مدارج علمي بايد در تهذيب نفس و تربيت روح نيز تلاشي مضاعف داشته باشند.

رييسي در پايان ،عيدغدير خم را استمرار حركت الهي انبياء دانست و گفت: دهه ولايت ايامي است كه در آن اسلام كامل و ادامه حيات اسلام نيز تضمين شد.

همچنين عبدالرسول ذاكري ،رييس كميته امداد امام خميني (ره) ميناب در پايان اين مراسم با اشاره به دهه ولايت و تشريح فعاليت هاي فرهنگي كميته امداد هدف از برگزاري اين همايش را آمادگي،تقويت روحيه بسيجي و تجديد ميثاق با ولايت عنوان كرد.

يادآور مي شود كميته امداد ميناب داراي 2 كانون جوانان پيرو ولايت است كه  بيش از 300 نفر عضو در 2 بخش خواهران و برادران در آن فعاليت مي كنند.

 گفتني است در اين همايش كه امروز 15 آذر ماه از مجتمع فرهنگي تربيتي امام علي (ع) تا بام ميناب با حضور 300 نفر از اعضاء جوانان كانون هاي پيرو ولايت ميناب برگزار شد،رييسي فرماندار ميناب،لشكري معاون فرمانداري ميناب،رييسي رييس كميته امداد سيريك و جمعي از پرسنل كميته امداد ميناب به همراه خانواده حضور داشتند.

قرائت دعاي ندبه و اجراي سرود از ديگر برنامه هاي اين همايش يك روزه بود.

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در جمعه پانزدهم آذر 1387 و ساعت 21:31 |

مسئول فرهنگي كميته امداد امام خميني (ره) شهرستان ميناب در گفتگو با خبرنگار شبستان در ميناب از برگزاري همايش كوهپيمايي اعضاء كانون جوانان پيرو ولايت اين شهرستان خبر داد.

اسماعيل نگهبان گفت: در اين همايش كه روز جمعه 15 آذرماه برگزار مي شود 300 نفر ازجوانان دختر و پسركانون جوانان پيرو ولايت كميته امداد ميناب شركت دارند.

وي مسير حركت را از مجتمع امام علي(ع) كميته امداد اعلام كرد و گفت اين مراسم با قرائت دعاي ندبه به پايان مي رسد.

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در سه شنبه دوازدهم آذر 1387 و ساعت 15:26 |
نام: محمد بن علي .

كنيه: ابو جعفر ثانى.

القاب: تقى، جواد، مرتضى منتجب، مختار، قانع و عالِم.

منصب: معصوم يازدهم و امام نهم شيعيان.

تاريخ ولادت: نوزدهم ماه مبارك رمضان سال 195 هجرى.

همچنين هفدهم و پانزدهم ماه رمضان نيز نقل شده است؛ اما مشهور بين شيعيان، دهم رجب سال 195 هجرى مى‏باشد. در دعاى ناحيه مقدسه نيز آمده است: «اللَّهُمَّ اِنّى‏ اَسْئَلُكَ بِالْمَوْلُودَيْنِ فى‏ رَجَبٍ، مُحَمَّدِ بْنِ عَلىٍّ الثَّانى وَابْنِهِ عَلىِّ بْنِ مُحَمَّدٍ المُنْتَجَبِ» .

محل تولد: مدينه مشرفه، در سرزمين حجاز (عربستان سعودى كنونى).

نسب پدرى: امام رضا، على بن موسى بن جعفر بن محمدبن على بن حسين بن على بن ابى‏طالب(ع).

نام مادر: سبيكه، يا سكينه مرسيه و يا درّه كه حضرت رضا(ع) او را خيزران ناميد.

وى از اهالى «نوبه» و از خاندان ماريه قبطيه، مادر ابراهيم، پسر پيامبر اكرم (ص) و از زنان بزرگوار زمان خويش بود.

مدت امامت: از زمان شهادت امام رضا (ع)، در آخر ماه صفر سال 203 هجرى تا ذى قعده سال 220 هجرى، به مدت شانزده سال و نه ماه.

تاريخ و سبب شهادت: آخر ذى قعده سال 220 هجرى، در سن 25 سالگى، به وسيله زهرى كه همسرش، ام الفضل، دختر مأمون به تحريك برادرش، جعفر بن مأمون و عمويش، معتصم عباسى، به آن حضرت خورانيد.

محل دفن: مقابر قريش بغداد، در جوار قبر شريف جدش، امام موسى كاظم(ع) كه هم اكنون به كاظمين معروف است.

همسران: 1. سمانه مغربيه. 2. ام الفضل، دختر مأمون. 3. زنى از خاندان عمّار ياسر.

فرزندان: 1. ابوالحسن امام على النّقى (ع). 2. ابو احمد موسى مبرقع. 3. ابو احمد حسين. 4. ابو موسى عمران. 5. فاطمه. 6. خديجه. 7. ام كلثوم. 8. حكيمه.

همچنين گفته شده كه زينب، ام محمد، ميمونه و امامه نيز از فرزندان آن حضرت بوده‏اند.

اصحاب :
1. ابو جعفر، احمد بن محمد بن ابى نصر، معروف به بزنطى كوفى.
2. ابومحمد، فضل بن شاذان بن خليل ازدى نيشابورى.
3. ابو تمّام، حبيب بن اوس طايى.
4. ابوالحسن، على بن مهزيار اهوازى.
5. ابو احمد، محمد بن ابى عمير.
6. محمد بن سنان زاهرى.
7. على بن عاصم كوفى.
8. على بن جعفر الصادق (ع).
9. اسماعيل بن موسى كاظم (ع).
10. ابراهيم بن محمد همدانى.

اصحاب و ياران امام جواد(ع) بيش از تعدادى است كه در اين جا به آنان اشاره شد. در برخى منابع اسلامى نام بيش از 270 نفر به عنوان اصحاب آن حضرت آورده شده است. 

زمامداران معاصر :
1. مأمون (218-196 ق.).
2. معتصم (227-218 ق.).

پس از شهادت امام رضا (ع) مأمون با امام محمدتقى (ع) رفتار نيكويى را در پيش گرفت و دخترش، ام الفضل را به عقد آن حضرت درآورد و آن حضرت را بر همه اطرافيان خويش اعم از عباسيان و علويان ترجيح وبرترى داد؛ اما معتصم عباسى با اين كه در ظاهر با آن حضرت، با اكرام و اعزاز رفتار مى‏كرد، ولى در واقع دشمنى آن حضرت و آل على (ع) را در سينه داشت و در صدد تحقير و نابودى آنان بر مى‏آمد. 

رويدادهاى مهم :

1. عزيمت امام رضا (ع)، پدر بزرگوار امام جواد (ع)، از مدينه به خراسان به اجبار مأمون عباسى، در سال 200 هجرى.

2. شهادت امام رضا (ع)، در خراسان، به دست مأمون عباس در سال 203 هجرى.

3. فراخوانى امام محمد تقى (ع) به بغداد، توسط مأمون عباسى.

4. تزويج ام الفضل، دختر مأمون به امام محمد تقى (ع)، توسط مأمون و اظهار نگرانىِ عباسيان از اين مسأله.

5. بازگشت امام جواد (ع) از بغداد (پايتخت عباسيان) به حجاز به بهانه انجام مراسم حجّ بيت اللّه الحرام.

6. وفات مأمون عباسى، در سال 218هجرى.

7. به خلافت رسيدن معتصم عباسى پس از وفات مأمون.

8. فراخوانىِ مجدد امام محمدتقى (ع) به بغداد، از سوى معتصم عباسى، در اوائل سال 220 هجرى.

9. توطئه‏هاى معتصم عباسى، ام الفضل و جعفر بن مأمون عليه امام جواد (ع).

10. مسموم شدن امام جواد (ع)، توسط همسرش، ام الفضل و به شهادت رسيدن آن حضرت، در اواخر سال 220 هجرى. 

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 18:48 |
پنجشنبه شب ۷ آذرماه مراسم یادواره شهدای میناب و ۱۲شهید سرافراز روستای گورزانگ در مسجد حضرت ابوالفضل این روستا برگزار شد.

در این مراسم که به همت کانون فرهنگی ورزشی شهید دوامی گورزانگ برگزار شد از خانواده شهدا با اهدا لوح یادبود تجلیل به عمل آمد.

گفتنی است در این مراسم که باحضور مردم انقلابی گورزانگ و جمعی از بسیجیان این روستا برگزار گردید رییسی فرماندار میناب-لشکری معاون فرمانداری -تقی نژاد فرمانده حوزه بسیج شهید رجایی بندزرک و محمدی مسئول حفاظت اطلاعات نیروی دریایی سپاه هرمزگان نیز حضور داشتند.

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در جمعه هشتم آذر 1387 و ساعت 17:14 |
امروز شنبه 2 آذر ماه شورای کانون فرهنگی هنری حجت (عج) با هدف برنامه ریزی جهت برگزاری مراسم ایام عید سعید قربان و عید غدیر خم تشکیل جلسه داد و مقرر گردید: ـ تئاتر قربانی عشق در شب عید قربان ـ مراسم عقد اخوت و برادری در روز عید غدیر ـ برگزاری آیین سنتی " رحمانیا " در روز عید سعید غدیر خم در روستا برگزار گردد.
+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در شنبه دوم آذر 1387 و ساعت 23:21 |

ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ


Powered By
BLOGFA.COM







Design : KanoonHojjat



کانون فرهنگی هنری حجت