تبليغاتX
کانون فرهنگی هنری حجت (عج) گورزانگ


بیماری مسافرت، تهوع و سرگیجه‌ای است که هنگام مسافرت با وسایل نقلیه نظیر اتومبیل، قایق یا هواپیما بروز می‌کند.
بیماری‌ مسافرت می‌تواند موجب بروز این نشانه‌های شود: گیجی، تهوع، رنگ‌پریدگی، استفراغ، عرق سرد، خستگی، ترشح بزاق بیش از حد، سردرد.
بیماری مسافرت زمانی بروز می‌کند که یافته‌های سیستم تعادلی بدن با یافته‌های بینایی در تضاد باشد. به عنوان مثال، بدن شما ممکن است حرکات چرخشی احساس کند در حالی که چشم شما این حرکات چرخشی را از داخل کابین کشتی نمی‌بیند یا برعکس، در جریان یک شبیه‌سازی واقعی، چشم‌های شما ممکن است حرکتی را درک کند در حالی که بدن شما آن حرکت را احساس نمی‌کند. به علاوه، ساختمان‌های گوش داخلی شما ممکن است ناپایدار شده باشند.
شما باید از مصرف الکل و قهوه بپرهیزید. در صورت وجود مشکلات تنفسی از مصرف غذاهایی نظیر لبنیات، میوه و قندها که التهاب و خلط تولید می‌کنند، اجتناب کنید. جویدن قطعه‌های ریشه زنجبیل می‌تواند از بروز بیماری مسافرت جلوگیری کند (نوع فرآورده کپسولی آن نیز مفید است) زنجبیل در صورتی که یک ساعت قبل از مسافرت مصرف شود، از آنتی‌هیستامین‌ها مؤثرتر است. در طول حمله تهوع، چشیدن آب‌لیمو در تخفیف آن مفید است.
 مراحل زیر را اجرا کنید تا در مسافرت بعدی دچار بیماری مسافرت نشوید:

·                                  از مطالعه حین مسافرت بپرهیزید.

·                                  به منظره خارج وسیله نقلیه نگاه دقیق کنید.

·                                  راننده باشید؛ کسی که حرکت را کنترل می‌کند، کمتر به بیماری مسافرت دچار می‌شود.

·                                  دسترسی به هوای آزاد داشته باشید.

·                                  از خوردن و نوشیدن زیاد بپرهیزید.

·                                  صندلی یا کابین خود را در نزدیکی مرکز وسیله نقلیه انتخاب کنید تا تحرک آن کمتر باشد.

·                                 در صورت بروز بیماری، نترسید. بیماری مسافرت به سرعت پس از خاتمه سفر بهبود می‌یابد و عوارض درازمدت ندارد. هرگونه عارضه غیر معمول ناشی از بیماری مسافرت خود را به پزشک معالجتان اطلاع دهید.

 

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 9:23 |
وقتی SMS اشتباهی برای کسی فرستادید، اگر اندکی فرز باشید به طریقی می توان پس از ارسال SMS تا زمانی که هنوز به دست گیرنده نرسیده است جلوی آن را در بین راه بگیرید، به طوری که حتی پس از زدن Send نیز SMS به گیرنده نرسد و در بین راه متوقف شود. به سادگی کافی است دکمه Power گوشی را زده و Switch off را انتخاب کنید تا گوشی کاملاً خاموش شود! حال با روشن کردن مجدد گوشی به Outbox بروید، SMS خود را می بینید که به حالت Deferred درآمده، حال می توانید به راحتی آن را پاک کنید.

تهیه کننده: جعفر ذاکری

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 2:46 |
نیاز کاربران به سرعت های بالاتر هنگام اتصال به اینترنت باعث ظهور برنامه های کاربردی متعدد و نیز ابداع روش هایی شده که هرچند در کارآیی واقعی برخی از ان ها تردید وجود دارد، با این حال کاربران ترجیح می دهند برای یک بار هم که شده موارد ساده تر را امتحان کنند شاید معجزه ای رخ دهد و صفحات با سرعت مناسب تری لود شوند. در ادامه با یکی از این روش ها که گفته می شود با استفاده کامل از تمام ظرفیت موجود در اتصال دایال آپ(Dial up ) تا حدی سرعت اتصال را بهبود می بخشد آشنا خواهید شد.پس دست بکار شوید:

در کنترل پنل ویندوز روی آیکون phone And Modem Options دوبار کلیک نمایید تا باز شود. سپس در زبانه Modems مودم دستگاه را انتخاب کرده و روی دکمه properties کلیک کنید. در پنجره ای که باز می شود به بخش Extra initialization commonds رفته و در کادر متنی موجود عبارت AT&FX+MS=V۳۴ را تایپ کنید. سپس دو پنجره باز شده را با کلیک کردن روی دکمه OK بسته و در مرحله بعد درون کنترل پنل روی آیکون Network Connection دوبار کلیک کنید تا پنجره اتصالات باز شود. روی کانکشنی که با آن به اینترنت متصل می شوید راست کلیک کرده و گزینه properties را انتخاب نمایید. سپس در زبانه General روی دکمه Configure کلیک کنید. با انتخاب گزینه ۹۲۱۶۰۰ از لیست سرعت ها و OK تمامی پنجره های باز می توانید امیدوار باشید که سرعت دسترسی شما به شبکه جهانی تا حدی بهبود یابد. عمل کنید تا کارآیی را ببینید. نظر هم یادتون نره.

تهیه کننده: جعفر ذاکری

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در دوشنبه سی و یکم تیر 1387 و ساعت 2:28 |

شمایی که الان دارید این مطالب را می خوانید شده آیاگاهی چیزهایی شما را به اعماق خاطرات و زمانی خاص فروبرد؟ قطعا این طور شده .!

به هر حال در این لحظه که دارم این نوشته ها را می نویسم البته کمی قبل تر از آن داشتم دنبال سوژه می گشتم که برای خوانندگان وبلاگ مطلبی بنویسم از این باب رفتم سراغ آرشیو ماهنامه کانون (آوای روستا) همان که 4سال پیاپی انتشار یافت و بعد به دلیل مشکلات چاپی متوقف شد.بگذریم .......

از لحظه ای شروع کردم به ورق زدن یکی یکی آنها چه خاطراتی که از صافی ذهنم گذر نکرد! به راستی چه زیبا بود دلنوشته های سلمان ذاکری درسنگرسردبیری ویا اینکه مهربانی و تداعی زندگی قدیمی ها در چیچکاهای مهرداد ذاکری به خوبی می شد حس کرد،داستان های طنزآلود موسی ذاکری با عنوان ارژنگ که هر اهل قلمی را به خود جذب می کردو هنر جعفر ذاکری در تایپ آن که با امکانات کم آن موقع کانون (سال های 79-80) همه را انگشت به دهان گذاشته بود.

این ها همه به کنار ولی تنها چیزی که در ذهنم پژواک وار تکرار می شد حرف یکی از دوستانم بود که می گفت:"به خدا گورزانگ یک فرهنگسراست و از همه نوع هنر و هنرمندی در آن یافت می شود".آری روستای ما واقعا فرهنگسرا است به شرط اینکه ...

شاید من با این نوشته ها نتوانم حق مطلب را ادا کنم ولی تلاش کردم که لااقل تلنگری هرچند کوچک باشد به کسانی که دلشان برای فرهنگ منطقه می طپد.

پس بیایم دست دردست هم نهیم به مهر ،با خلوص نیت،مقصد الهی وبا تمام قوا و نیرویی که داریم برای فرهنگ منطقه مان و برای آینده جوانان عزیزمان کار به واقع فرهنگی انجام دهیم .در این راستا مجموعه کانون فرهنگی هنری حجت(عج) با تمام امکانات و نیرویی که دارد اعلام آمادگی کرده ودست همه مشتاقان این عرصه را به گرمی هرچه تمام تر می فشارد.

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در یکشنبه سی ام تیر 1387 و ساعت 23:8 |

به حول و قوه الهی و همت خواهران و برادران آیین معنوی اعتکاف به پایان رسید بر خود لازم دانسته از زحمات برادران مصطفی ذاکرانی نیا و صادق ذاکری و نیز خواهران طاهره زایر پور و زبیده ذاکرانی نیا  و همه کسانی که در برپایی این مراسم ما را یاری نمودند به ویژه هیئت امنای مسجد جامع افضل گورزانگ تشکر و قدر دانی نمایم.در پناه حق ماجور باشید.

مهرداد ذاکری مدیر مسئول کانون فرهنگی هنری حجت(عج)

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در جمعه بیست و هشتم تیر 1387 و ساعت 21:34 |

وفات حضرت زینب کبری (س) را به همه مسلمین تسلیت عرض می نماییم

 

السلام عليكِ يا زينب كبري السلام عليكِ يا بنت رسول الله
السلام عليكِ يا بنت اميرالمومنين (س)

صبر را مفهوم معنا زينب است

کعبه غمهای دنيا زينب است

چون حسين است آفتاب شهر عشق

ماهتاب عالم آرا زينب است

 


هر کس بر مصیبت های این دختر ( زینب سلام الله ) بگرید ، همانند کسی است که بر برادرانش ، حسن وحسین (ع) ، گریسته است .      پیامبر اکرم (ص)

 

نام : زینب (س)

نام پدر : حضرت امیرالمومنین علی بن ابیطالب (ع)

نام مادر : حضرت فاطمه زهرا (س)

ناریخ ولادت :  روز پنجم جمادی الاولی سال پنجم یا ششم هجری قمری

محل تولد : مدینه

کنیه : ام الحسن و ام الکلثوم

القاب : صدیقه الصغری، عصمة الصغری، ولیه الله العظمی ، ناموس الکبری ، شریکةالحسین (ع) ، کامله ، فاضله و...

همسر : عبدالله فرزند جعفر بن ابیطالب

تعداد فرزندان : 3 پسر ( علی ، عون ، جعفر ) و1 دختر ( ام الکلثوم )

وفات : شب یکشنبه 15 رجب سال 63 هجری قمری

محل دفن : شام

 

 

 

هوش و ذكاوت:

در اهمیت هوش و ذكاوت آن بانوى بزرگوار همین بس كه خطبه طولانى و بلندى را كه حضرت صدیقه كبرى فاطمه زهرا (س) در دفاع از حق امیرالمؤمنین (ع) و غصب فدك در حضور اصحاب پیغمبر اكرم (س)ایراد فرمودند، حضرت زینب  (ع)  روایت فرموده است.  كه حضرت زینب علیها السلام با اینكه دخترى خردسال (یعنى هفت ساله و یا كمتر) بود، این خطبه عجیب و غرّاء كه محتوى معارف اسلامى و فلسفه احكام و مطالب زیادى است را با یك مرتبه شنیدن حفظ كرده، و خود یكى از راویان این خطبه بلیغه و غراء می باشد.

 

 

فصاحت و بلاغت:

كلمات و فرمایشات گهربار آن حضرت در خطبه هایى كه از آن حضرت روایت شده، خود قوی ترین دلیل بر كمال فصاحت و بلاغت آن بانوى بزرگوار می باشد. همان بانویى كه امام سجاد (ع) در حق ایشان فرمودند:

«اى عمّه! شما الحمد للّه بانوى دانشمندى هستید كه تعلیم ندیده، و بانوى فهمیده اى هستى كه بشرى تو را تفهیم ننموده است».

در اینجا مرورى كوتاه به قسمتى از خطبه آن حضرت در مجلس یزید كه یكى از بزرگترین حركتهاى آن حضرت، در واقعه كربلا بود كه دستگاه حكومت بنى امیه را به شدّت لرزاند می كنیم:

«به خدا قسم اى یزید، هر چه كردى بازگشت آن به سوى خودت خواهد بود، چرا كه تو جز پوست خود نشكافتى و جز گوشت خود ندریدى.

اى یزید! در آن روزى كه خداوند بدنهاى پاك شهیدانمان را حاضر می كند تا حقوق خود را از ستمگر بستاند، تو بر رسول خدا (ص)  وارد خواهى شد، امّا می دانى در چه حالى؟ در حالیكه خون عزیزان او را ریخته و حرمت ذرّیه او را از بین برده اى. آرى اى یزید! از این پیروزى ظاهرى كه به دست آورده اى، غرق شادى مشو، و آن عزیزان را كه در كربلا به خاك و خون كشیده اى، مغلوب و مرده مپندار. كه خداوند می فرماید: (كسانى را كه در راه خدا شهید شده اند مرده مپندارید. بلكه آنان زنده اند و در نزد خداى خود روزى می خورند). سوره مبارکه آل عمران ، آیه  169

و اى یزید! براى تو همین بس كه حاكم در آن روز خداوند، و دشمن تو پیامبر خدا، و یاور و پشتیبان اهل بیت جبرئیل باشد. و به زودى كسى كه این مقام را براى تو زینت داده و تو را بر گردن مسلمین سوار كرده است (یعنى معاویه)، خواهد دانست كه چه جانشین بدى براى خود تعیین كرده و در روز جزا درخواهید یافت كه بدترین مكان از آنِ كیست؟ و بدبختى و ضعف و زبونى شامل چه افرادى خواهد شد.

حضرت زينب (س) بزرگ بانوي جهان اسلام، بيدادگر  و ادامه دهنده حادثه عاشورا و دارنده دانشهاي دو جهان و به گفته امام سجاد (ع): " داناي بدون آموزگار و فهميده بدون فهماننده " بود. الگوي راستين وي، بانوي دو جهان, حضرت فاطمه (س) مادر وي بوده است. زينب (س) در دامان پرمهر و معنويت فاطمه (س) از سرچشمه معارف اسلامي و قرآني سيراب گشت. رسالت راستين زينب هنگامي آغاز گرديد که پس از به شهادت رسيدن امام حسين (ع) و هفتاد و دو تن از يارانش با ايراد سخنان آتشين به بيدارگري مردم کوفه و ستيز با ستمکاران و يزيديان پرداخت.

پس از واقعه خونبار كربلا نقش ايشان روند تازه تري يافت. آن حضرت در اين دوران ضمن حضور در كاروان اسراي كربلا در برابر حكام جور قرار گرفتند و به افشاگري ظلم و ستم وارد بر آل طه از سوي خاندان اميه پرداختند. آن حضرت در اين دوران سخت با حضور در كاخ برخي حكمرانان جور زمان مانند يزيد و ابن زياد، با تاكيد برحقانيت طريق آل محمد بر سخنان و تبليغات مسموم خاندان اميه درباره بني هاشم خط بطلان كشيدند.

صديقه توانا، عقليه دودمان وحي، تربيت شده خاندان نبوت، حضرت زينب كبري(س) است. همو كه در بزرگواري و كرامتش بسيار سخن ها گفته و نوشته اند.

او نمودار حق و جهاد در راه خدا و نگهدارنده ايمان و عقيده، قهرمان دليري و شجاعت، جلوه فصاحت و بلاغت، شعله ستيزه جوي باطل و آتش افشان حق در برابر نيروهاي ستمگر و كوبنده دژخيمان زورگو است.
زينب(س) تجسم زهد، ورع، علم، عفاف و شهامت و عقيله طاهره، متعلق به اخلاق الهي است.
اين بزرگوار (س) راه مقاومت در برابر باطل را به امت نشان داد و فداكاري در راه خدا و چشم پوشي از همه چيز را در راه برافراشتن پرچم حق به همه ياد داد.

ايثار، فداكاري،  صبر و بردباري، علم وسيع و دانش وافر، سخنان سنجيده و منطقي او در فرصت هاي حساس توأم با آن مظلوميت و ستم هاي جانكاهي كه به او وارد آمده است، از او چهره يك شخصيت بي نظير، رزم آور شجاع، جهادگر بي باك و سخنور توانا را در قلوب و اذهان ترسيم نموده است كه تا چرخ زمان حركت دارد، تا نسل ها در روي زمين حيات دارند و تا زمين دور خورشيد مي گردد اين چراغ فروزان، نورافكن جهانيان و نسل هاي آينده خواهد بود.

 

 

كرامات

به غیر از انوار مقدسه چهارده معصوم (ع ) ، در میان خاندان رسالت و اهل بیت گرامى پیامبر اكرم (ص) ، افرادى هستند كه در نزد خداوند متعال داراى رتبه و منزلت رفیع و والایى می باشند و توسل به ایشان، موجب گشایش مشكلات و معضلات امور دیگران است. مانند حضرت اباالفضل (ع)  كه حتى در موارد زیادى مسیحیان به آن حضرت متوسل شده و به بركت توسل به آن حضرت مشكلاتشان حل گردیده و به حوائج و خواسته هاى خویش نائل گردیده اند.

حضرت زینب (س) نیز بانویى بزرگوار از این دودمان پاك است كه توسل به آن حضرت براى حل مشكلات بزرگ بسیار تجربه شده است و كرامات بسیارى از آن بانوى گرامى نقل شده است.


+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 20:50 |

برای آنها که روزنامه نگاری را دوست دارند

 

پس از انجام مصاحبه، نوبت تنظيم و نگارش آن مي رسد و اين كار نيز تكنيك ها و اصول ويژه اي دارد كه مي تواند همه زحمات و تلاش هاي مصاحبه گر را به باد دهد يا برعكس اين تلاش ها را به بهترين وجه به نمايش بگذارد و به اصطلاح كالايي مرغوب را در بسته بندي لوكس و جذاب به مشتري عرضه كند. تنظيم مصاحبه به چند صورت انجام مي گيرد كه بسته به نوع موضوع و محتوا در فضاي مصاحبه ممكن است تغيير كند. در مصاحبه هاي فوري معمولا" تنظيم به اين شكل صورت مي گيرد كه ابتدا مقدمه اي كوتاه درباره اصل موضوع مصاحبه و علت انجام آن، مشخصات، ويژگي ها، اسم، شغل و آدرس مصاحبه شونده ذكر مي شود و چون مصاحبه فوري بوده معمولا" يكي دو سؤال مطرح مي شود و پاسخ آنها بلافاصله مي آيد اظهارات مصاحبه شونده در اين مصاحبه ها بايد بدون تفسير و اظهار نظر نقل شود و مصاحبه شونده طوري انتخاب شود كه نماينده گروه هاي مختلف اجتماعي باشد و پاسخ سؤال تا حد امكان خلاصه شود البته اين كه گفته شد آدرس مصاحبه شونده ذكر شود اين كار بايد به صورت ضمني و غير مستقيم صورت گيرد و در كل مطلب مستتر باشد.

سه روش تنظيم مصاحبه هاي معمولي

مصاحبه هاي معمولي، به طور عموم به سه روش ممكن است تنظيم شود.

1. تنظيم به سبك هرم وارونه
2. تنظيم به صورت رپرتاژ
3. تنظيم به سبك بيان تاريخي.


الف: در تنظيم مصاحبه به سبك هرم وارونه همچنان كه در مورد خبر و گزارش نيز صادق است پرسش و پاسخ ها به ترتيب اهميت فراگيري و نقش تعيين كننده اي كه دارند تنظيم مي شوند و سير آن از مهم به طرف كم اهميت خواهد بود. در اين قبيل مصاحبه ها نيز معمولا" يك مقدمه كه علل و انگيزه هاي انجام مصاحبه، مشخصات مصاحبه شونده و فضاي مصاحبه را ترسيم كند در ابتداي مطلب خواهد آمد و بعد متن سؤال ها و پاسخ آنها به صورت مشخص و به ترتيب اهميت ذکر مي شود. گاه ممکن است در اين روش مصاحبه را با مهم ترين سؤال يا مهم ترين پاسخ موجود در مصاحبه شروع كرد و بعد علل و انگيزه هاي انجام مصاحبه و مشخصات لازم ديگر را در ارتباط با اين سؤال آورد و سپس به بقيه سؤال و جواب ها پرداخت.

ب: تنظيم به صورت رپرتاژ: گاهي اوقات ممكن است پرسش ها و پاسخ ها به صورت اصلي اهميت، گيرايي و كشش لازم را نداشته باشد و مصاحبه گر با استفاده از متن آنها، مصاحبه را به صورت گزارش با بيان غير مستقيم نقل كند و جابجا فضاسازي و تصوير پردازي لازم را به مصاحبه بدهد و هر جا لازم بود جمله اي يا قسمتي از يك سؤال يا جواب را به صورت مستقيم بيان كند و بقيه را به شكل غير مستقيم بياورد. همچنين گاه كه متن سؤال و جواب ها عينا" به دليل حساسيت موضوع، برانگيختن واكنش هاي احتمالي و جو سازي هاي غير اصولي قابل ذكر نباشد نيز مصاحبه گر، مصاحبه را به صورت گزارش و البته باز هم به ترتيب اهميت آن ذكر مي كند مگر آن كه پاره اي محظورات باعث شود كه مسائل كم اهميت تر ابتدا آورده شود تا فضاي ذهني و جو جامعه را آرام آرام آماده پذيرش مطالب اساسي و مهم و اصلي مصاحبه كند كه در اين صورت ممكن است ترتيب اهميت موضوع به هم بخورد.بعضي وقتها ممكن است مصاحبه كننده برخي اطلاعات را كه فاقد آن است از خود مصاحبه شونده به دست آورد ولي اين مطالب طوري بيان مي شود كه انگار خود مصاحبه كننده حضور داشته و مطلب به صورت رپرتاژ بيان مي شود.

ج: تنظيم به سبك بيان تاريخي: شايد ساده ترين نوع تنظيم مصاحبه، تنظيم آن به سبك تاريخي است كه در آن مصاحبه گر زحمت چنداني براي تنظيم به ترتيب اهميت و حساسيت موضوعات، دستكاري آنها و بالا و پايين بردنشان نمي كشد. يعني به همان صورت كه مصاحبه شروع شده و ادامه يافته و به پايان رسيده مطالب مصاحبه را دنبال هم رديف مي كند. اين شيوه تنظيم اساسا" يا به دليل نا آشنايي مصاحبه گر با تكنيك هاي برتر تنظيم مصاحبه صورت مي گيرد، يا به خاطر همان حساسيت هايي كه اشاره شد و يا به دليل ويژگي خاص موضوع و اقتضاي آن و شخصيت مصاحبه شونده و مصاحبه كننده كه بيان تاريخي مصاحبه را به صورت بهترين شكل تنظيم آن در مي آورد.
همه اين ها كه گفته شد اصول كلي تنظيم مصاحبه بود اما روش هاي خاص ديگري نيز وجود دارد كه ممكن است هر مصاحبه گر، خود، ابداع كننده يا استفاده كننده آن باشد. يعني تنظيم مصاحبه نيز تا حدود زيادي به ذوق، قريحه و استعداد و سليقه و شخصيت مصاحبه كننده بستگي دارد و قدرت نوآوري و ابتكار او مي تواند روش هاي دلچسب تر و گيراتري را براي مصاحبه اش دست و پا كند. به علاوه تنظيم مصاحبه در هر زمينه مثلا" هنري، اقتصادي، سياسي، فرهنگي و ... سبك و تكنيكي خاص را مي طلبد كه همچنان كه گفته شد اين ذوق و استعداد مصاحبه گر است كه هر يك از اين مصاحبه ها را منحصر به فرد يا عادي و معمولي مي سازد.

تهیه :علی ذاکری

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 14:38 |

جناب حجت الاسلام خلیل ذاکرانی نیا از زحمات حضرتعالی در زمینه برگزاری مراسم معنوی اعتکاف برای اولین بار در روستای گورزانگ تشکر و قدر دانی می نماییم.

مدیر مسئول و اعضاء کانون فرهنگی هنری حجت(عج)

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 14:30 |

فرارسیدن میلاد مولود کعبه ،شیر خدا ،حیدر کرار ،فاتح خیبر و امام اول شیعیان بر همه رهروان راه آن حضرت مبارک باد.

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387 و ساعت 14:21 |

روزه در اعتکاف:

 کسانی که به هر علتی نمی توانند روزه بگیرند ، از توفیق اعتکاف محرومند.مثل مسافر یا کسی که روزه برای او ضرر دارد. البته هر نوع روزه ای(واجب،مستحب،قضاء،نیابتی و...) برای صحت اعتکاف کافی است.مسافر می تواند با نذر سه روز روزه ی در سفر ،اعتکاف کند هر چند که نمازش شکسته است. البته در خصوص استفاده از روزه نذر در سفر ،نیابتی و استیجاری در اعتکاف بعضی از مراجع شرایطی را ذکر کرده اند که باید به جزوه احکام اعتکاف مراجعه شود.

مدت اعتکاف:

معتکف باید حداقل سه روز کامل از طلوع فجر روز اول تا اذان مغرب روز سوم در حال اعتکاف باقی بماند.دو روز اول اعتکاف مستحب است و اگر کسی بخواهد، می تواند از حال اعتکاف خارج شود اما اگر دو روز کامل به قصد اعتکاف در مسجد بماند، روزه ی روز سوم بر او واجب می شود و باید در حال اعتکاف باقی بماند مگر آنکه هنگام نیت اعتکاف از همان اول شرط کند که چنانچه مایل باشد از اعتکاف خارج شود هر چند روز سوم باشد بتواند خارج شود.

اجازه ولی:

بدون اذن ولی یا کسی که با انجام اعتکاف حقی از او ضایع می شود صحیح نیست.مانند اجازه ی والدین،همسر،صاحب کار در مورد کارگران و کارمندان.

محرمات اعتکاف:

از جمله محرمات اعتکاف بوییدن و استعمال بوی خوش به قصد لذت ،بحث و جدل ،خرید و فروش است و محرمات مذکور به نظر اکثر علما باطل کننده اعتکاف است.

توجه:

از آنجا که فرد معتکف روزه دار است باید از مبطلات روزه نیز اجتناب کند و علاوه بر آن باید حقوق دیگران و احکام مسجد را نیز رعایت نماید. با وضو بودن و حفظ نظافت مسجد و ترک سخن دنیا از مواردی است که بر آن تاکید شده است.

زمان اعتکاف:

در هر زمان که روزه صحیح باشد،اعتکاف نیز صحیح است و اعتکاف زمان خاصی ندارد. البته ماه رمضان و به ویژه دهه ی آخر ماه مبارک رمضان افضل اوقات است و ایام البیض ماه رجب نیز مورد تاکید قرار گرفته است.

 

نیت اعتکاف:

در اعتکاف نیت و تعیین نوع اعتکاف شرط صحت آن است ولی نیت وجوب یا مستحب لازم نیست.

زمان نیت:

موقع طلوع فجر (کمی قبل از اذان صبح) و در مسجد می باشد واگر کسی از نیمه شب در مسجد ساکن شد،در صورتی می تواند نیت کند که تا طلوع فجر (اذان صبح) فقط به اندازه ضرورت از مسجد خارج شود.

روزه در اعتکاف:

اعتکاف باید در مسجد باشد، بنابر این در غیر از مسجد مثل نمازخانه و مصلی ها (اگر مسجد نباشد) و... اعتکاف صحیح نیست و بعد از مسجدالحرام و مسجد النبی(صل ا... علیه وآله وسلم)مسجد کوفه و مسجد بصره ،اعتکاف باید در مسجدی که جامعیت دارد انجام بگیرد.

مقصود از مسجد جامع مسجدی است که بسیاری از مردم در آن رفت وآمد دارند.(در مقابل مسجد جامع ،مسجد بازار ،مدرسه ،کارخانه و پادگان و... اعتکاف در آن صحیح نیست).

صحن و ورودی های مسجد جزو مسجد نیست (مسجد ملا اسماعیل از این گونه است) مگر اینکه معلوم باشد جزو مسجد است . اگر شک کند که جایی جزو مسجد است،یا نه،حکم مسجد ندارد،بنابراین اعتکاف در آن مکان صحیح نیست ،مگر اینکه رفتن به آنجا ضرورت داشته باشد.

خارج شدن از مسجد محل اعتکاف:

خارج شدن از مسجد جایز نیست مگر به جهت ضرورت عقلی ،عرفی و شرعی مثل مراجعه به پزشک در موارد اضطرار و دستشویی(ضرورت عقلی) و عیادت بیمار و تشییع جنازه در صورتی که میت با او نسبتی داشته باشد(ضرورت عرفی)و غسل واجب و وضو گرفتن (ضرورت شرعی)،خروج برای درس و مباحثه و تبلیغ و این گونه امور،خلاف احتیاط است.

اگر در محلی اعتکاف کند که دیگری جای برای اعتکاف گرفته بود، حکم غصب دارد.

اگر معتکف محتلم شود و غسل کردن در مسجد ممکن نباشد واجب است از مسجد خارج شود واگر خارج نشود اعتکافش باطل است.

همچنین در صورتی که عذر شرعی برای بانوان به وجود آید بایستی از مسجد خارج شوند و روزه ودر نتیجه اعتکاف آنها باطل می گردد.بنابر احتیاط واجب در صورت خارج نشدن از مسجد برای ضرورت کوتاه ترین و نزدیک ترین راه ها را انتخاب کند و واجب است بیشتر از مقدار نیاز و ضرورت در خارج مسجد توقف نکند.واجب است زیر سایه ننشیند بلکه بنابر احتیاط خارج از مسجد ننشیند مگر جهت ضرورت.

اگر معتکف برای ضرورت از مسجد خارج شود و مدت خروج وی طول کشید به اندازه ای که اعتکاف از بین برود،اعتکاف باطل است.

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در جمعه بیست و یکم تیر 1387 و ساعت 12:43 |

فرا رسیدن میلاد امام محمد باقر علیه السلام مبارک باد

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 15:25 |

دعای روزهای ماه رجب

*******

 

یا مَن اَرجُوهُ لکُل خَیر وَ امَنُ سَخَطَهُ عِندَ کُل شَر یا مَن یُعطِی الکَثیرَ بالقَلیل یا مَن یُعطِی مَن سَئَلَهُ یامَن یُعطی مَن لَم یَسئَلهُ وَ مَن لَم یَعرفهُ تَحَنُنا مِنهُ وَ رَحمَه اَعطنی بمَسئَلَتی ایاکَ جَمیعَ خَیر الدُنیا وَ جَمیعَ خَیر الاخرَه وَاصرف عَنی بمَسئَلَتی ایاکَ جَمیعَ شَر الدُنیا وَ شَر الاخرَه فَانهُ غَیرُ مَنقُوص ما اَعطَیتَ وَ زِدنی مِن فَضلکَ یا کَریمُ،محاسن خود را در پنجه چپ گرفته و با حال التجا و تضرع و حرکت دادن انگشت سبابه دست راست بخوانید: یا ذَالجَلال وَ الاکرام یا ذَالنَعماء وَ الجُود یا ذَالمن وَ الطَول حَرم شَیبَتی عَلَی النار.
+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در جمعه چهاردهم تیر 1387 و ساعت 15:23 |

 شرکت یکی از هنرمندان کانون در جشنواره هنرهای تجسمی

به گزارش روابط عمومی کانون فرهنگی هنری حجت (عج) ،خانم صدیقه خوشصوت با ارائه یک اثر(بانام نگین طوس) در بخش خوشنیسی با خط نسخ و با موضوع امام رضا(ع) در جشنواره هنرهای تجسمی ویژه کانون های فرهنگی هنری مساجد شرکت نمود.

جشنواره با موضوعات ولایت ومسجد وبا هدف اشاعه و ترویج فرهنگ مقدس اسلامی در حوزه ولایت محوری و مسجد محوری ،شناسایی ،معرفی و تجلیل از پدید آورندگان آثار هنری مساجد ،تلاش در جهت شکوفایی و رشد استعدادهای هنری جوانان مسجد برگزار می شود.

 

این جشنواره در سه مرحله داوری می شود.

1- پس از ارسال آثار به دبیرخانه کانونهای فرهنگی هنری مساجد استان ها داوری استانی صورت گرفته و از هر رشته یک اثر جهت حضور در مرحله نمایشگاهی و کارگاهی به دبیرخانه جشنواره در اصفهان ارسال خواهد شد.

2- از آثار رسیده به دبیرخانه جشنواره در هر رشته 12 اثر بر اساس آراء هیئت داوران انتخاب و به مرحله کارگاهی در اصفهان راه می یابند.

3- هیئت داوران با توجه به آثار کارگاهی هنرمندان گرانقدر اسامی 3 نفر از برگزیدگان هر رشته را اعلام خواهند نمود.

جوایز جشنواره:

از نفرات اول تا سوم هر رشته به شرح ذیل تقدیر به عمل می آید.

نفر اول 3 میلیون ریال/تندیس جشنواره /لوح افتخار

نفر دوم 2 میلیون 500هزار ریال/تندیس جشنواره /لوح افتخار

نفرسوم 2 میلیون ریال/تندیس جشنواره /لوح افتخار

آثار می بایست حداکثر تا تاریخ 15 تیرماه به دبیرخانه کانونهای فرهنگی هنری مساجد استان ارسال و دبیرخانه هر استان نیز 9 اثر برتر خود را حداکثر تا تاریخ 5 مرداد به دبیرخانه جشنواره ارسال نماید.

برای این هنرمند خوش ذوق کانون آرزوی موفقیت و بهروزی داریم.

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 و ساعت 16:40 |

مدیر مسئول کانون فرهنگی هنری حجت(عج) از برگزاری مراسم معنوی اعتکاف در گورزانگ خبر داد.

به گزارش روابط عمومی کانون فرهنگی هنری حجت (عج) مهرداد ذاکری با بیان این خبر گفت: امسال  سعی شد تا با همت سایر دوستان در مجموعه کانون این آیین دینی برای اولین بار در این روستا برگزار گردد. وی مکان این مراسم را مسجد جامع افضل گورزانگ عنوان کرد و افزود: متاسفانه به علت کمبود فضا و محدودیت در ارائه خدمات به معتکفین ظرفیت ثبت نام 45 نفر که ویژه برادران می باشد.

ذاکری یادآور شد ثبت نام  این آیین از15 تیرماه به مدت 2 روز در محل دهیاری گورزانگ به عمل خواهد آمد.   
+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در پنجشنبه سیزدهم تیر 1387 و ساعت 16:38 |

12 تیرماه سالروز سقوط هواپیمای ایرباس جمهوری اسلامی ایران در آبهای نیلگون خلیج فارس توسط ناو وینسنس آمریکا و شهادت 290 انسان بی گناه به ویژه شهید سید رضا صمدی و همسر و4 فرزند شهیدش را گرامی می داریم

 

کانون فرهنگی هنری حجت(عج)

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در سه شنبه یازدهم تیر 1387 و ساعت 21:3 |

أََينَ الَّذينَ زَعَمُوا أَنَّهُمُ الرّاسخُونَ فِي العِلمِ دونَنا كَذِباً وَ بَغياً عَلَينا، أنْ رَفعَنا اللهُ وَ وَضَعَهُم وَ أعطَانَا وَ حَرَمَهُمْ، وَ أدَخَلَنا وَ أخرَجَهُم. بنا يُسْتعطَي الْهُدي وَ يُستجْلَي الْعَمَي. اِنَّ الائِمَّةَ مِنْ قُرَيشٍ غُرِسُوا في هذَا الْبَطنِ مِنْ هاشِمٍ؛ لاتَصْلُحُ عَلي سِواهُم وَ لا تَصْلُحُ الوُلاةُ مِن غَيرِهِمْ.

كجا هستند كساني كه پنداشتند كه علماي قرآن آنها هستند و نه ما؟ ادعايي كه بر اساس دروغ و ستمگري بر ما روا داشتند. خدا، ما اهل البيت پيامبر (عليهِ السّلام) را بالا آورد و آنان را پست و خوار كرد، به ما عَطا فرمود و آنها را محروم ساخت. ما را در حريم نعمت هاي خويش، داخل و آنها را خارج كرد كه هدايت را با راهنمايي ما مي پويند و روشني دلهاي كور را از ما مي جويند. به راستي كه امامان (دوازده امام آسماني منصوص مِن قِبَلِ الله كه شناسنامه امامت آنها در غدير صادر شده)  همه از قُريش بوده كه درخت آن را در خاندان بني هاشم كاشته اند؛ مقام ولايت و امامت در خور ديگران نيست و ديگر مدعيّان زمامداري، شايستگي آن را ندارند.

* نهج البلاغه، خطبه 144، از مولاي متقيان حضرت علي(ع).

برگزيده اي از سخنان مولا علي (ع)

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در سه شنبه یازدهم تیر 1387 و ساعت 10:59 |
 

رسول اكرم صلى الله عليه و آله و سلم:

«المرء على دين خليله و قرينه‏» .

انسان بر كيش دوست و همدمش خواهد بود.

امام على عليه السلام:

«يا بنى اياك و مصادقه الاحمق فانه يريد ان ينفعك فيضرك واياك و مصادقه البخيل فانه يقعد عنك احوج ما تكون اليه و اياك‏و مصادقه الفاجر فانه يبيعك بالتافه واياك و مصادقه الكذاب‏فانه كالسراب يقرب عليك البعيد و يبعد عليك القريب‏» .

پسرم! از دوستى نادان بپرهيز، چه او خواهد كه تو را سودرساند لكن دچار زيانت گرداند و از دوستى بخيل بپرهيز، چه اوآنچه را سخت‏بدان نيازمندى از تو دريغ دارد، و از دوستى تبهكاربپرهيز كه به اندك بهايت‏بفروشد و از دوستى دروغگو بپرهيز كه‏او سراب را ماند: دور را به تو نزديك و نزديك را به تو دورنماياند.

امام على عليه السلام:

«لاتصحب الشرير فان طبعك يسرق من طبعه شرا و انت لاتعلم‏» .

با مردم شرير و فاسد رفاقت نكن كه طبيعت تو به طور ناآگاه‏بدى را از آنها مى‏دزدد و تو بى‏خبرى.

امام على عليه السلام:

«اياك و مصاحبه الفساق فان الشر بالشر ملحق‏» .

از رفاقت‏با بدكاران بپرهيز كه بدى به بدى پيوندد.

امام على عليه السلام:

«و اياك و مواطن التهمه والمجلس المظنون به السوء فان قرين‏السوء يغر جليسه‏» .

از مراكز بدنام و مجالسى كه مورد سوء ظن است‏بپرهيز، زيرارفيق بد همنشين خود را فريب مى‏دهد. [و او را به كارهاى ناشايست‏وامى‏دارد.]

امام على عليه السلام:

«قارن اهل الخير تكن منهم، و باين اهل الشر تبن عنهم‏» .

با نيكان بنشين تا از آنان به حساب آيى و از بدان بپرهيز تادر شمار ايشان درنيايى.

امام على عليه السلام:

«صحبه الاشرار تكسب الشر كالريح اذا مرت بالمنتن حملت نتنا»همنشينى با بدان سبب بدبختى است، بسان بادى كه با عبور ازفضاى مزبله، حامل بويى بد مى‏شود.

امام حسن مجتبى عليه‏السلام:

«و اذا نازعتك الى صحبه الرجال حاجه فاصحب من اذا صحبته‏زانك و اذا خدمته صانك و اذا اردت منه معونه اعانك و ان قلت‏صدق قولك و ان صلت‏شد صولك‏» .

اگر حاجتى تو را به مصاحبت مردان وادار سازد با كسى همنشينى‏كن كه چون با او مصاحبت كنى تو را زينت دهد و اگر او را خدمت‏كنى نگهدارت باشد و چنانچه از او كمك خواهى ياريت دهد و اگرسخن‏گويى تصديقت كند و هرگاه درگير شوى پشتيبانت‏شود.

امام زين العابدين عليه السلام:

«و اياك و مصاحبه الفاسق فانه بايعك باكله و اقل من ذلك‏» .

از رفاقت‏با فاسق بپرهيز كه او تو را به لقمه‏اى و بلكه كمتراز لقمه‏اى مى‏فروشد.

امام صادق عليه السلام:

«خصلتان من كانتا فيه و الا فاعزب ثم اعزب. قيل: و ما هما؟

قال: الصلاه فى مواقيتها والمحافظه عليها، والمواساه‏» .

دو صفت نيك اگر در كسى بود(شايسته دوستى و رفاقت است)وگرنه‏از او دورى كن سپس دور شو. عرض شد آن دو صفت كدام است؟ فرمود:

نماز گزاردن در وقت و مراقبت‏بر آن و هميارى.

امام جواد عليه السلام:

«اياك و مصاحبه الشرير فانه كالسيف المسلول يحسن منظره ويقبح اثره‏» .

از رفاقت‏با آدم شرور بپرهيز كه مانند شمشير خوش منظر وبداثر است.

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در جمعه هفتم تیر 1387 و ساعت 21:27 |

کانونهای مساجد: مسئول دبیرخانه کانونهای مساجد هرمزگان از تاسیس 34 کانون فرهنگی هنری در مساجد استان هرمزگان طی سال جاری خبر داد.

 

به گزارش خبرگزاری شبستان از هرمزگان ، حجت الاسلام سید علی موسوی در آیین آغاز بکار کانون فرهنگی هنری فاطمه الزهرا(س) بندمیر شهرستان رودان گفت: کانونهای فرهنگی هنری مساجد با هدف تربیت نیروهای مسجدی ، جذب نوجوانان و جوانان به مساجد و مبارزه با تهاجم فرهنگی بیگانه در جوار مساجد مشغول فعالیت هستند.

 

وی افزود: در زمان حاضر 4000 کانون فرهنگی هنری در مساجد کشور در راستای ترویج فرهنگ و هنر دینی فعالیت دارند.

 

موسوی خاطرنشان کرد: در استان هرمزگان از سال 72 تا 85 تنها 48 کانون راه اندازی شده بود ولی در سال 86 تعداد کانونهای این استان به 72 کانون رسید و در سال جاری نیز 34 کانون جدید مجوز فعالیت دریافت خواهند کرد.

 

وی در بخش دیگری از سخنان خود عمران مساجد را شامل عمران فیزیکی و عمران معنوی ذکر کرد و اظهار داشت: عمران فیزیکی همان احداث ساختمان و نمای ظاهری مسجد است که توسط افراد خیر و هیئت امنا صورت می گیرد ولی عمران معنوی تربیت نیروهایی با تفکر مسجدی است که اهمیت آن صد چندان است.

 

موسوی تصریح کرد: تربیت نیروهای متخصص ، متعهد و دلسوز یکی از وظایف کانونهای فرهنگی هنری مساجد است که باید نسبت به آن توجه ویژه ای صورت گیرد زیرا آینده نظلام اسلامی در گرو وجود چنین شخصیت هایی است.

 

مدیرکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان نیز گفت: کار امروز کانون های مساجد تربیت جوانان هنرمند با تفکر دینی است.

 

همایون امیرزاده ضمن تبریک میلاد حضرت زهرا(س) و هفته زن از مادرانی  که جوانان مومن ، متعهد ، متخصص و مسجدی را تحویل جامعه اسلامی داده اند بویژه مادران شهدا تقدیر و تشکر کرد و افزود: حضرت فاطمه(س) بهترین الگوی زنان عالم است و بانوان ما باید از سیره آن حضرت سرمشق بگیرند.

 

وی از هیئت امنا مسجد فاطمه الزهرا بخاطر اختصاص دادن فضای مناسب جهت فعالیت های فرهنگی هنری کانون قدردانی کرد.

 

امیرزاده از مسئولان کانون فاطمه الزهرا(س) خواست زندگینامه و سخنان حضرت الزهرا(س) را تهیه و در اختیار خواهران مسجدی و اعضای کانون قرار دهند.

 

برگرفته از وبلاگ دبیرخانه کانون های فرهنگی هنری مساجد هرمزگان

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در جمعه هفتم تیر 1387 و ساعت 15:9 |

 


نام و نسب
به سال 1327 هجري قمري در يزد و در خانواده اي روحاني ، کودکي زاده شد که او را محمد نام نهادند . پدرش ، مرحوم آقا ميرزا ابوطالب ، از عالمان وارسته آن سامان بود که در مسجد روضه محمديه – معروف به حظيره – اقامه جماعت مي کرد و محل رجوع مردم بود و به جهت خط خوشي که داشت در تنظيم اسناد عقود و معاملات مردم مي کوشيد . پدر بزرگش ميرزا محمد رضا کرمانشاهي نيز مرجع حل مشکلات مردم و از روحانيون دامنه وسيع کوير بود . او نيز فرزند مرحوم آخوند ملا محمد مهدي کرمانشاهي بود که توسط فتحعلي شاه قاجار به يزد تبعيد گرديده بود و به سال 1236 هـ .ق در آن شهر دار فاني را وداع کرد . نسب شريف « صدوقي » بر اساس آنچه که بر سنگ مزار آخوند ملا مهدي کرمانشاهي حک شده است ، به چهره والاي شيعه ، شيخ جليل فقيه ، ابوجعفر ، محمد بن علي بن حسين بن موسي بن بابويه قمي معروف به « شيخ صدوق » رضوان الله تعالي عليه مي رسد . محمد در هفت سالگي ، پدر و نه سالگي مادر را از دست مي دهد .

تحصيل و تدريس علوم ديني
در سايه سرپرستي مرحوم آميرزا محمد کرمانشاهي ، پسر عموي خود به تحصيل علم پرداخته ، شرح لمعه و قوانين را در مدرسه عبد الرحيم خان يزد نزد اساتيد آن مدرسه فرا مي گيرد و در بيست سالگي با دختر عموي خود ازدواج مي کند . در سال 1348 هـ . ق براي ادامه تحصيل راهي حوزه کهن اصفهان شده ، در مدرسه چهار باغ ( امام صادق فعلي ) – از مدارس زيباي باقيمانده از عصر صفوي – سکني مي گزيند . از بد حادثه آن سال ، زمستاني طاقت فرسا را به همراه مي آورد ؛ به گونه اي که مجبور مي شود ، از راه قمشه و آباده و پس از حدود يک ماه راهپيمايي ، در کمال مشقت به يزد مراجعت کند . پس از سالي اقامت مجدد در وطن ، هواي هجرت به حوزه قم – که کمي پيشتر نبود به همت بلند بنيانگذار عظيم الشأن آن حاج شيخ عبد الکريم حائري يزدي تأسيس شده بود – دل بي تابش را مشتاق سفر کرده ، عازم شهر جهاد و اجتهاد مي شود . او خود هنگام عزيمت به قم را سال 1349 هـ . ق و مدت اقامت خود را در اين شهر بيست و يک سال ذکر کرده است . اقامت وي در قم مصادف است با ششمين سال سلطنت استبدادي رضا خان و اوج حملات وي به روحانيت . همزمان جو ارعاب و تهديد « امنيه هاي » رضا خاني بيداد مي کند و پوشيدن لباس روحانيت جرم است مجلس روضه ممنوع و مؤسس حوزه در فشار طاقت فرسا و مردم به پوشيدن کت و شلوار و کلاه پهلوي مجبورند . رضا خان دست از مقدس بازي برداشته و چهره واقعي خود را آشکار کرده است . امام خميني در تشريح فضاي حاکم بر آن روز مي فرمايند : « از اولي که ... رضا خان آمد و آن کودتا را کرد که شايد شماها يادتان نباشد ، اکثراً يادتان نيست . شايد بين شما کسي باشد يادش باشد ، لکن من يادم هست و شاهد بودم . از اول ، به تدريج البته ، نه يکدفعه ، آن وقتي که آمد ، ابتدائاً شروع کرد همان مقدس بازي ها که پسرش در مي آورد و سالوسي ، آن هم شروع کرد . مثلاً در يک محرمي من يادم است که گفتند که همه تکاياي تهران را اين ( رضا خان ) رفته ، ديدن کرده ، شرکت کرده در عزا و خودشان ، دسته قزاق ها ، هم روضه داشتند و مسائل تبليغي و همه اين ها را داشتند تا کم کم وقتي مستقر شد ، پايش محکم شد آن وقت ، آن صورت ديگرش را نشان داد . تمام مجالس روضه و وعظ و خطابه را در تمام سطح ايران قدغن کرد . در قم ، مجلس اين طوري بود که آقاي صدوقي يک مجلس داشتند ، قبل از اذان صبح شروع مي شد ، اوايل اذان تمام بود ، آن هم چند نفر و احتمال مي دهم که آن را هم آمدند جلويش را گرفتند . تمام چيزهايي که مربوط به ديانت بود شروع کرد آنها را يکي يکي جلويش را گرفت . شروع کرد با شدت با روحانيت عمل کرد ؛ به طوريکه من در مدرسه فيضيه آن وقت يک درسي مي گفتم ؛ يک عده چند نفري بودند . يک روز که رفتم ، يک نفر بود . اين شخص گفت که اين آقايان همه فرار کردند ، رفتند به باغات . طلبه هاي مدرسه هم قبل از آفتاب ، آن طور که مي گفتند ، فرار مي کردند به باغات . مي رفتند و آخر شب آن وقت ها مي آمدند و بنابراين بود که اين لباس به کلي خلع بشود . » وي در قم پس از مدتي به درس حاج شيخ عبد الکريم راه مي يابد و مورد لطف و توجه خاص ايشان قرار مي گيرد و بر اثر اعتماد ايشان ، آقاي صدوقي محل رجوع طلاب و حلال مشکلات آنان مي شود . با فوت آيت ا... حائري در سال 1355 هـ . ق که در پي مسئله کشف حجاب اجباري زنان ايراني به وقوع پيوست ، رضا خان نفسي به راحتي کشيد و از خلاً مرجعيت در ايران استفاده کرده ، اوضاع را بر اهل علم و روحانيت سخت تر کرد ، به گونه اي که همگان با نا اميدي تنها به توسل و تضرع روي آوردند . شهيد صدوقي خود مي گويد : « اوضاع بر اهل علم سخت شد که بعداً توسلاتي از اهل علم شد و خيلي مؤثر افتاد . تحصيل در آن دوره خيلي سخت بود؛ به جهت اينکه قم مرجعي نداشت ، چرا که مرجع تقليد ، مرحوم آسيد ابوالحسن اصفهاني بودند که ايشان هم در نجف اقامت داشتند . » آيات ثلاثه آن روزگار قم آقايان سيد محمد تقي خوانساري ( 1295-1371 هـ .ق ) سيد صدر الدين صدر ( 1299-1377 هـ .ق ) و سيد محمد حجت کوه کمره اي ( 1310- 1373 هـ .ق ) پس از ارتحال مؤسس حوزه علميه قم ، سال هاي نفس گيري را پشت سر گذاشته ، مشترکاً به رتق و فتق امور حوزه پرداختند . در اين راه آيت ا... صدوقي نيز با همتي بلند و عزمي استوار به ياري آنان شتافت : « پس از فوت مرحوم آيت ا... حائري قسمت عمده از کارهاي حوزه به دوش ما افتاد و علاوه بر توليت مدارس ، تقسيم شهريه هاي طلاب نيز زير نظر بنده بود . » همزمان با تدبير امور حوزه و تحصيل در محضر آيات ثلاثه ، خود نيز به تدريس دروس سطح مشغول مي گردد و به جهت برخورداري از بيان شيوا و حافظه قوي و محضر خوش ،تدريس وي مورد استقبال طلاب جوان قرار مي گيرد که اکثر فضلا و مدرسين فعلي حوزه درس شيرين شرح لمعه و سطح را به ياد مي آورند . شروع جنگ جهاني دوم و فرار رضا خان ، موجب دميدن آزادي و شکست پيکره استبداد گرديد . در اين سالها ، حوزه علميه قم رونق گذشته خود را بازيافت و بر اثر سعي و تلاش آيات عظام قم تعداد طلاب رو به فزوني نهاد . آيت ا... صدوقي ، از بدو ورود به قم ، به دوستي و هم صحبتي با امام خميني دل بست به طوري که هر دو بزرگوار در جلسات و محفل انس يکديگر شرکت مي کردند : « بنده در سال 1349 هـ . ق که وارد قم شدم ، دو سه روز پس از ورود ، با امام خميني آشنا شدم و کم کم آشنايي ما بالا گرفت و به رفاقت کشيد و گاه در تمام مدت شبانه روز با ايشان بودم . » آيت ا... العظمي بروجردي در روز 14 محرم سال 1364 هـ . ق مطابق با 9 دي ماه 1323 هـ . ق در ميان استقبال پر شور و زايد الوصف صدها تن از علماي بزرگ و مردم مشتاق وارد قم مي شوند . « وقتي که مرحوم آيت ا... بروجردي به علت کسالت در بيمارستان فيروز آبادي بستري شدند ، در همين خلال ، بعضي از اهل علم و مدرسين به فکر افتادند که ايشان را به قم بياورند و به همين خاطر نامه هايي از قم به خدمتشان ارسال شد و اشخاصي به نمايندگي از روحانيت با ايشان ملاقات کردند . بنده هم به اتفاق داماد آقاي صدر به بيمارستان رفتيم و بعد به همراه مرحوم آيت ا... بروجردي به قم آمديم . عمده سعي و کوشش براي آمدن آقاي بروجردي به قم ، از ناحيه حضرت آيت ا... خميني بود ايشان خيلي اصرار داشتند که اين کار انجام شود »

همکاري با فداييان اسلام
موج توفنده جريان فداييان اسلام و شور هيجاني که در حوزه ايجاد کرد ، صدوقي را نيز به سوي خود کشاند . او از جمله عالماني است که با حمايت از اين نهضت جوشيده از متن روحانيت مبارز پرداخت و در هنگام خطر خانه خود را پناهگاه امن آنان قرار داد . « زمان فداييان اسلام ، ايشان با آنان تماس نزديک داشتند . حتي نواب صفوي در آن زمان خفقان ، تنها جايي که به عنوان پناهگاه اختيار مي کرد ، منزل پدرم بود . شبانگاه در مي زند ،وارد مي شود و مي گويد : « من تحت تعقيب هستم و به شما پناه آورده ام و ايشان باروي گشاده در را به روي ايشان باز مي کند و او چند روز در منزل ما مخفي بود . » ايشان در شب وارد کردن جنازه منحوس پهلوي ( رضا خان ) فعاليت چشمگيري داشتند که کسي براي جنازه او در قم نماز نخواند و تظاهراتي که در مدرسه فيضيه ، عليه ورود جنازه حين وارد کردن آن به صحن صورت گرفت زير نظر و هدايت چند نفر من جمله آيت ا... صدوقي بود . در سال 30 – 1329 فداييان اسلام ، من جمله مرد شماره 2 آن ، آقاي سيد محمد واحدي، مورد تعقيب رکن دو و شهرباني قم قرار گرفت و ايشان به منزل آيت ا... صدوقي پناه آوردند . ايشان آقاي واحدي را در دولا بچه پشت آينه بزرگ جا داده بودند و دو مرتبه ، مأمورين شهرباني و رکن دو ، نصف شب به منزل هجوم آوردند تا آقاي واحدي را در آن خانه دستگيرکنند . ولي با شيوه اي که آيت ا... صدوقي به کار بسته بودند به مقصد خود نرسيدند و با عذر خواهي خانه را ترک گفتند . من خود نيز جريان را مي دانستم و آقاي واحدي در محوطه حياط کوچک خانه ، شب و سحر ورزش مي کردند تا در اثر نشستن در دولابچه خسته و رنجور نشوند .

بازگشت به يزد
آيت ا... صدوقي تا سال 1330 هـ .ش در محضر زعيم حوزه به تدريس و تحصيل و خدمت به طلاب سرگرم و در ايام فراغت نيز براي امرار معاش از دسترنج خويش ، به کار کشاورزي در منطقه عباس آباد قم مي پرداخت . سرانجام در پي اصرار مردم و علماي يزد ، به ويژه عالم فرزانه مرحوم سيد علي محمد وزيري و ارسال تلگراف هاي گوناگون به خدمت آيت ا... بروجردي و ساير مراجع و علي رغم داشتن موقعيت ممتاز در شهر قم ، به يزد مراجعت مي کند و مورد استقبال بي نظير مردم آن ديار قرار مي گيرد . « تقريباً هشت کيلومتر مردم ايشان را روي دست آوردند و به هر شهر و دهي که مي رسيدند ، مردم ، گاو و گوسفند قرباني مي کردند . »
+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 15:0 |

در دوازدهم تیرماه 1367 شمسی برابر با سوم ژوئیه 1988 میلادی، هواپیمای مسافری ایرباس ایران که از بندرعباس عازم دوبی بود، بر فراز آب های خلیج فارس و در نزدیکی جزیره "هنگام" مورد هجوم یگان های دریایی متجاوز آمریکایی مستقر در آب های خلیج فارس قرار گرفت و سقوط کرد. این هواپیما که با موشک ناو جنگی وینسنس مورد حمله عمدی نیروهای تجاوزگر و جنایت پیشه شیطان بزرگ قرار گرفت، حامل ۲90 مسافر و خدمه بود که تمامی آنها اعم از مرد و زن و کودک و نوجوان و کهنسال با وقوع این جنایت فجیع به شهادت رسیدند.
در میان سرنشینان هواپیما، 66 کودک زیر 13 سال، 53 زن و 46 تن تبعه کشورهای خارجی نیز بودند که کشته شدند. ساقط کردن هواپیمای مسافربری ایران از سوی جنایتکاران آمریکایی، در حقیقت یکی دیگر از مراحل رویارویی استکبار جهانی با جمهوری اسلامی ایران برای تقویت متجاوزان عراقی در جبهه های جنگ و به زانو در آوردن مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران بود.
پس از سقوط این هواپیما، مقامات آمریکایی برای توجیه این جنایت نابخشودنی، دلایل ضد و نقیضی عنوان کردند و کوشیدند این اقدام خصمانه را یک اشتباه قلمداد کنند. اما با توجه به مجهز بودن کشتی جنگی وینسنس به پیشرفته ترین سیستم های راداری و رایانه ای و هم چنین مشخص بودن نوع هواپیمای درحال پرواز، مسلم شد که احتمال اشتباه وجود نداشته و این اقدام، کاملاً خصمانه بوده است.
با این حال مقام های آمریکایی پس از چندی، در توهینی آشکار به ملت ایران، مدال شجاعت بر گردن ناخدای این ناو انداختند و بدین سان حمایت رسمی خود را از این جنایت اعلام نمودند. به هر تقدیر، این جنایت نیز در کنار جنایات بی شمار دولت آمریکا، در پرونده سیاه استکبار جهانی ثبت شد و لکه ننگ دیگری بر تارک آن جنایت پیشگان نقش بست.

شرح حادثه:
یک سال پس از تجاوز رژیم عراق علیه ایران در سال 1360 حمله به کشتی های تجاری در خلیج فارس شروع شد و با اعلام مین گذاری سواحل بندر امام خمینی (ره) و حمله به دو کشتی تجاری در تاریخ 31 دی ماه 1360 امنیت خلیج فارس به وسیله عراق مختل شد و پس از آن که فرانسه هواپیماهای "سوپر اتاندارد" و موشک های "اگزوسه" را به عراق تحویل داد، ابعاد این حملات افزایش یافت. در برابر این حملات که عراق به صراحت مسئولیت آن را برعهده می گرفت، شورای امنیت عکس العمل مناسبی نشان نداد ولی در قبال انتساب به دور از واقعیت چند حمله به ایران و شکایت شورای همکاری خلیج فارس، شورای امنیت در 11 خرداد 1363 مطابق با اول ژوئن 1984 میلادی مبادرت به صدور قطعنامه 533 کرد و در آن خواستار توقف این حملات شد.
از آغاز جنگ تا 10 ژوئیه 1984 میلادی، 113 کشتی در خلیج فارس مورد حمله موشکی قرار گرفت. جمهوری اسلامی ایران در ژانویه 1985 میلادی به دبیر کل وقت سازمان ملل اعلام کرد که از هر گونه اقدامی برای تامین آزادی و امنیت کشتیرانی در خلیج فارس حمایت و استقبال خواهد کرد، اما حملات به کشتی ها ادامه یافت. تا تیرماه 1366 حدود 5/8 میلیون تن کالا از محموله های کشتی ها در خلیج فارس به زیر آب رفت. 41 کشتی کاملا نابود شدند و به 34 تن محموله کالا آسیب وارد شد و بیش از 300 تن از ملوانان کشورهای گوناگون به قتل رسیدند و به همین تعداد نیز مجروج شدند.
بدین ترتیب عراق در هدف خود مبنی بر بین المللی کردن جنگ خلیج فارس تا اندازه زیادی موفق شد و قدرت های غربی و در راس آنها آمریکا حضور گسترده و تهدیدآمیزی در خلیج فارس یافتند و سرانجام کشتی های نفت کش کویتی با پرچم آمریکا در خلیج فارس حرکت کردند و اسکورت نظامی نفتکش ها و کشتی های تجاری مورد نظر آمریکا در خلیج فارس آغاز شد. در 31 سپتامبر کشتی ایرانی مورد حمله نیروهای نظامی آمریکا قرار گرفت. همچنین حملات نظامی آمریکا به سکوهای نفتی ایران دخالت آشکار آن دولت در منطقه به نفع عراق و علیه جمهوری اسلامی ایران را به وضوح نشان داد.
یکی از نتایج شوم تشنج آفرینی وسیع رژیم عراق و دامن زدن ایالات متحده به ناامنی درخلیج فارس حمله به هواپیما مسافربری جمهوری اسلامی ایران بود.
در مورخه 1۲ تیر 1367 مطابق با 3 ژوئیه 1988 میلادی هواپیمای مسافربری که بر فراز آب های سرزمین ایران و در آب های حوالی جزیره "هنگام" حرکت می کرد به وسیله دو موشک از ناو آمریکایی وینسنس که خود به آب های سرزمینی ایران تجاوز کرده و در آن مستقر بود مورد اصابت قرار گرفت. همه مسافران و خدمه هواپیما با وضع اسفناکی به شهادت رسیدند.
متعاقب این تجاوز آشکار، جمهوری اسلامی ایران در روز 14 تیر 1367 طی نامه ای به رئیس شورای امنیت خواستار تشکیل جلسه فوری شورا برای رسیدگی به موضوع شد.
25 تیر 1367 مطابق با 16 ژوئیه 1988 میلادی، شورا تشکیل جلسه داد. از سوی جمهوری اسلامی ایران دکتر ولایتی وزیر امور خارجه وقت ایران و از جانب آمریکا "جرج بوش" معاون وقت رئیس جمهوری در جلسه حضور داشتند. وزیر خارجه جمهوری اسلامی ایران در فرازی از سخنان خود عنوان کرد:
"حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس تنها منادی مرگ و بی قانونی و شرارت بوده و جز ناامنی چیزی به ارمغان نیاورده است. عمل جنایتکارانه آمریکا در حمله به هواپیمای کشوری به هیچ وجه در قالب دفاع مشروع قابل توجیه نیست."

قطعنامه 616 شورای امنیت (1988)
شورای امنیت پس ازاستماع سخنان دکتر ولایتی و جرج بوش درجلسه شماره 3831 خود در تاریخ 30 ژوئیه 1988 طرح قطعنامه ای پیشنهادی را تصویب کرد. متن قطعنامه به شرح زیر است:
"شورای امنیت، با بررسی نامه مورخه 5 ژوئیه 1988 جانشین نماینده دائم جمهوری اسلامی ایران خطاب به رئیس شورای امنیت و با استماع بیانات نماینده جمهوری اسلامی ایران، ( وزیر امور خارجه وقت  علی اکبر ولایتی ) و سخنان نماینده ایالات متحده آمریکا (معاون رئیس جمهوری جرج بوش )، با ابراز تاسف عمیق از این که یک هواپیمای غیرنظامی "ایران ایر" در پرواز برنامه ریزی شده بین المللی 655، در پرواز بر فراز تنگه هرمز به وسیله موشک شلیک شده از ناو جنگی ایالات متحده آمریکا (وینسنس) منهدم گردیده است بر ضرورت تبیین حقایق سانحه توسط بازرسی بی طرفانه درمنطقه خلیج [فارس] تاکید داشته و اظهارات خود را به شرح زیر اعلام نمود:
1- تأسف عمیق خود را از ساقط ساختن هواپیمای غیرنظامی ایران به وسیله موشکی که از یک ناو جنگی آمریکا شلیک شده و تسلیت عمیق خود را به خاطر از دست رفتن غم انگیز جان انسان های بی گناه ابراز می دارد.
2- همدردی صمیمانه خود را به خانواده های قربانیان سانحه غم انگیز و دولت ها و کشورهای آنان اعلام می دارد.
3- از تصمیم سازمان بین المللی هواپیمایی کشوری در پاسخ به درخواست جمهوری اسلامی ایران مبنی بر ایجاد گروه تحقیق برای بررسی تمام حقایق موجود همچنین از اعلام ایالات متحده آمریکا و جمهوری اسلامی ایران مبنی بر تصمیم شان برای همکاری با بررسی سازمان هواپیمایی کشوری استقبال می کند.
4- از تمامی اعضای کنوانسیون 1944 شیکاگو، درخواست می کند که در همه شرایط، مقررات و رویه های سلامت هوانوردی کشوری به ویژه ضمائم آن کنوانسیون به منظور جلوگیری از چنین پیش آمدهایی را دقیقاً مراعات نمایند.
5- لزوم اجرای فوری و کامل قطعنامه 598(1987)، شورا را به عنوان تنها مبنای حل جامع، عادلانه، شرافتمندانه و پایدار، منازعه میان ایران و عراق ابراز و پشتیبانی خود را از دبیر کل برای اجرای این قطعنامه اعلام و خود را ملتزم به همکاری با دبیر کل برای تسریع در اجرای طرح اجرایی او می نماید."
جمهوری اسلامی ایران علاوه بر شورای امنیت و شورای ایکائو، شکایت خود را در دیوان بین المللی دادگستری لاهه نیز مطرح کرد. عنصر تخصصی سازمان ملل متحد یعنی ایکائو (سازمان هواپیمایی کشوری بین المللی) نیز از مسائل سیاسی به دور نمانده و به جای بررسی فنی و ارائه طریق به شورای امنیت به ابراز تاسف و تسلیت به بازماندگان سانحه پرداخت.

گرامی باد یاد وخاطره شهدای ۱۲ تیر

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 14:49 |




مختصري از زندگي شهيد دکتر بهشتي


آية الله دكتر سيد محمد حسيني بهشتي در دوم آبان سال 1307 در محله لنبان اصفهان به دنيا آمد. شهيد بهشتي تحصيلات خود را تا پايان سال دوم دبيرستان در آن شهر گذراند. به خاطر علاقه شديدي كه به علوم اسلامي داشت به حوزه علميه اصفهان وارد شد. دروس علمي را تا اواخر سطوح عاليه در همان حوزه خواند و در سال 1325 راهي حوزه علميه قم گرديد. ايشان پس از طي يك سلسله آموزش ها و كسب فيض از محضر اساتيد و مراجع، به خصوص امام خميني (ره) با عده اي از فضلاي حوزه، درس اصول و فقه آية الله داماد را كه مورد علاقه طلاب جوان بود بنيانگذاري كرد. همچنين به همراه دوستان ديگرچون آية الله شهيد مطهري و فقهاي ديگر در درس خارج امام خميني ( ره) حاضر شدند و ...

 

بخشی از پيام امام خميني به مناسبت شهادت آيه الله دکتر بهشتي و 72 تن از اعضاي حزب جمهوري:

اين پيشامد براي همه ملت ما ناگواربود و اشخاصي که براي خدمت ، خودشان را حاضر کرده بودند و خدمتگزاراين کشور بودند اشخاصي بودند که آنقدري که من آنها را مي شناسم، از ابرار بوده اند . اشخاصي متعهد بوده اند که در راس آنها مرحوم شهيد بهشتي است...

اينجانب بار ديگر اين ضايعه عظيم را به حضور بقيه الله ارواحنا الفدا و ملتهاي مظلوم جهان و ملت رزمنده ايران تبريك و تسليت عرض مي كنم.من با بازماندگان شريف و عزيز اين شهدا در غم و سوگ شريك و رحمت واسعه خداوند رحمان را براي اين مظلومان و صبر و شكيبايي رابراي بازماندگان محترم آنان از درگاه خداوند متعال خواستارم. رحمت خدا و درود بي پايان ملت بر شهداي انقلاب از پانزده خرداد 42 تا 7 تيرماه 60 و سلام و تحيت بر مظلومان جهان و مظلومان ايران در طول تاريخ. روح الله الموسوي الخميني - تيرماه 1360

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در چهارشنبه پنجم تیر 1387 و ساعت 14:43 |

برادر عزیز و گرامی جناب آقای جعفر ذاکری

 

با اندوه فراوان وتاسف،ضایعه درگذشت دایی عزیزتان رابه شما و خانواده محترمتان تسلیت عرض نموده  و از درگاه خداوند سبحان برای آن مرحوم رحمت و غفران واسعه و برای بازماندگان صبر  و شکیبایی مسئلت می نماییم.

 

مدیر مسئول و اعضاء کانون فرهنگی هنری حجت(عج)

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در سه شنبه چهارم تیر 1387 و ساعت 20:27 |
در روز قيامت براى برطرف شدن عذاب از دوستانش
در محشر براى شفاعت دوستانش
در محشر براى شفاعت دوستانش
در محشر براى بخشيده شدن گناهان شيعيانش
در روز قيامت بر قاتلين فرزندش و شفاعت دوستدارانش
در محشر بر عليه قاتلان امام حسين عليه‏السلام
در محشر بر عليه قاتلان امام حسين عليه‏السلام
در محشر بر عليه قاتلان فرزندش
در محشر براى شناخته شدن حقش
در قيامت براى شفاعت امت پدرش
هنگام داخل شدن به بهشت

دعاؤها عليهاالسلام في يوم القيامة لدفع العذاب عن محبيها
روى عن محمد بن مسلم الثقفي انه قال: سمعت اباجعفر عليه‏السلام يقول: لفاطمة عليهاالسلام وقفة على باب جهنّم، فاذا كان يوم القيامة كتب بين عيني كل رجل مؤمن او كافر، فيؤمر بمحبّ قد كثرت ذنوبه الى النار، فتقرء فاطمة عليهاالسلام بين عينيه محبّاً، فتقول:
اِلهي وَ سَيِّدى سَمَّيْتَني فاطِمَةَ، وَ فَطَمْتَ بي مَنْ تَوَلاَّني وَ تَوَلّي ذُرِّيَّتي مِنَ النَّارِ، وَ وَعْدُكَ الْحَقُّ، وَ اَنْتَ لا تُخْلِفُ الْميعادَ.
فيقول الله عز و جل: صدقت يا فاطمة، انى سميتك فاطمة و فطمت بك من احبك و تولاك و احب ذريتك و تولاهم من النار، و وعدى الحق، و انا لا اخلف الميعاد- الى ان قال:- فمن قرأت بين عينيه مؤمناً، فخذى بيده و ادخليه الجنة.

دعاى آن حضرت در روز قيامت براى بر طرف شدن عذاب از دوستانش
از امام باقر عليه‏السلام روايت شده كه فرمود: حضرت فاطمه عليهاالسلام لحظه‏اى در كنار جهنم توقف مى‏كند- در آن روز در پيشانى هر كس ايمان و كفر او نقش بسته است- فرمان داده مى‏شود كه مؤمنى كه بسيار گناه كرده را به جهنم بيندازند، آن حضرت در پيشانى او محبت و دلبستگى او را بخاندان پيامبر مى‏بيند، و مى‏گويد:
اى پروردگار من و اى مولايم! مرا فاطمه ناميدى، و دوستدارانم و دوستداران فرزندانم را بوسيله من از آتش رهانيدى، و وعده تو حق است و تو خلف وعده نمى‏كنى.
آنگاه خداوند مى‏فرمايد: اى فاطمه راست گفتى، من تو را فاطمه ناميدم، و هر كه تو را دوست داشته باشد و از تو پيروى كند، و فرزندانت را دوست داشته و از آنان پيروى نمايد، را از آتش جهنم بازداشته‏ام، و وعده من حق است، ومن خلف وعده نمى‏كنم- تا آنجا كه فرمايد:- پس روى چهره هر كه ايمان را ديدى، دست او را گرفته و داخل بهشت گردان.
دعاؤها عليهاالسلام في المحشر لشفاعة محبيّها
روى أنّه إذا كان يوم القيامة يبعث اليها ملك، لم يبعث الى احد قبلها و لا يبعث الى احد بعدها، فيقول: ان ربك يقرؤك السّلام و يقول: سليني أعطك، فتقول:
قَدْ اَتَمَّ نِعْمَتَهُ وَ هَنَّأَني كَرامَتَهُ وَ اَباحَني جَنَّتَهُ، اَسْاَلُهُ وُلْدى وَ ذُرِّيَّتي وَمَنْ وَدَّهُمْ.
و في رواية:
قَدْ اَتَمَّ عَلَىَّ نِعْمَتَهُ، وَ اَباحَني جَنَّتَهُ، وَ هَنَّاَني كَرا مَتَهُ، وَ فَضَّلَني عَلى نِساءِ خَلْقِهِ، اَسْاَلُهُ اَنْ يُشَفِّعَني في وُلْدى وَ ذُرِّيَّتي وَ مَنْ وَدَّهُمْ بَعْدى وَ حَفِظَهُمْ بَعْدى.
فيعطيها اللّه ذريّتها و ولدها و من ودّهم لها و حفظهم فيها، فتقول:
اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى اَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ وَ اَقَرَّ عَيْني.

دعاى آن حضرت در محشر براى شفاعت دوستانش
روايت شده: در روز قيامت فرشته‏اى بسوى آن حضرت مى‏آيد كه نزد كسى قبل و بعد ايشان نرفته است، و مى‏گويد: پروردگارت سلام رسانده و مى‏گويد: بخواه تا عطا كنم، و حضرت فاطمه عليهاالسلام مى‏فرمايد:
نعمتش را بر من تمام كرده و كرامتش را گوارايم نمود، و بهشتش را به من ارزانى داشت، از او فرزندانم و نسلم و دوستان آنان را خواستارم.
و در روايتى اينگونه آمده است:
نعمتش را بر من تمام كرده و بهشتش را بر من ارزانى داشت، و كرامتش را گوارايم نمود، و مرا بر تمامى زنان برترى داد، از او مى‏خواهم كه مرا در مورد فرزندانم و نسلم و دوستان آنان شفيع قرار دهد.
و خداوند فرزندان و ذرّيه ايشان و دوستانشان و حفاظت آنان را به آن حضرت عطا كرده، آنگاه آن حضرت مى‏فرمايد:
سپاس خداى را سزاست كه حزن و اندوه را از ما زدود، و چشمم را روشن كرد.

دعاؤها عليهاالسلام في المحشر لشفاعة محبّيها عليهاالسلام
عن علي عليه‏السلام: دخل رسول‏اللّه صلى الله عليه وآله ذات يوم على فاطمة عليهاالسلام و هي حزينة، فقال لها: ما حزنك يا بنيّة؟ قالت: يا ابت ذكرت المحشر و وقوف الناس عراة يوم القيامة، قال: يا بنيّة انه ليوم عظيم- الى ان قال:- ثم يقول جبرئيل: يا فاطمه سلي حاجتك؟ فتقولين: يا رَبِّ اَرِنِى الْحَسَنَ وَ الْحُسَيْنَ.
فيأتيانك و اوداج الحسين عليه‏السلام تشخب دماً- الى ان قال:- ثم يقول جبرئيل:يا فاطمة سلى حاجتك، فتقول:
يا رَبِّ شيعَتي.
فيقول اللّه عز و جل: قد غفرت لهم، فتقولين:
يا رَبِّ شيعَةَ وُلْدى.
فيقول اللّه: قد غفرت لهم، فتقولين:
يا رَبِّ شيعَةَ شيعَتي.
فيقول اللّه: انطلقي فمن اعتصم بك فهو معك في الجنّة.

دعاى آن حضرت در محشر براى شفاعت دوستانش
از حضرت على عليه السلام روايت شده: روزى پيامبر نزد فاطمه عليهاالسلام كه محزون بود آمد و فرمود: دخترم از چه محزونى؟ فرمود: پدرم به ياد محشر و عريان بودن مردم در آن روز افتادم، فرمود: دخترم آن روز روز بزرگى است- تا آنجا كه فرمود:- جبرئيل مى‏گويد: اى فاطمه حاجتت را بگو، و مى‏گوئى:
پروردگارا! حسن و حسين را به من نشان ده.
آنگاه آن دو نزد تو مى‏آيند، در حاليكه از رگهاى گردن امام حسين عليه‏السلام خون مى‏ريزد- تا آنجا كه فرمود:- آنگاه جبرئيل گويد: اى فاطمه حاجتت را بخواه، و تو مى‏گوئى:
پروردگارا! شيعيانم.
و خداوند مى‏فرمايد: آنان را بخشيدم، و مى‏گويى:
پروردگارا! شيعيان فرزندم.
و خداوند مى فرمايد: آنان را بخشيدم، و مى‏گويى:
پروردگارا! شيعيان شيعيانم.
و خداوند مى فرمايد: برو، هر كه به تو چنگ زند در بهشت است.

دعاؤها عليهاالسلام في المحشر لغفران ذنوب شيعتها
عن السجاد عليه‏السلام: اذا كان يوم القيامة نادى مناد: لاخوف عليكم اليوم و لاانتم تحزنون- الى ان قال:- ثم ينادى: هذه فاطمة عليهاالسلام بنت محمد صلى الله عليه وآله تمرّ بكم هي و من معها الى الجنة، ثم يرسل اللّه لها ملكاً فيقول: يا فاطمة سليني حاجتك، فتقول:
يا رَبِّ حاجَتي اَنْ تَغْفِرَلي وَ لِمَنْ نَصَرَ وُلْدى.
دعاؤها عليهاالسلام في يوم القيامة على قتلة ولدها و لشفاعة محبيها
عن الباقر عليه‏السلام قال: سمعت جابر بن عبداللّه الانصاري يقول: قال رسول‏اللّه صلى الله عليه و آله: اذا كان يوم القيامة تقبل ابنتي فاطمة على ناقة من نوق الجنة- الى ان قال:- فتسير حتّى تحاذي عرش ربها جل جلاله، فتنزخ بنفسها عن ناقتها، و تقول:
اِلهي وَ سَيِّدى اُحْكُمْ بَيْني وَ بَيْنَ مَنْ ظَلَمَني، اَللَّهُمَّ احْكُمْ بَيْني وَ بَيْن مَنْ قَتَلَ وَلَدى.

دعاى آن حضرت در محشر براى بخشيده شدن گناهان شيعيانش
از امام سجاد عليه‏السلام روايت شده: در روز قيامت منادى ندا مى‏كند: امروز بر شما حزن و اندوهى وجود ندارد- تا آنجا كه فرمود:- سپس ندا مى‏كند: اين فاطمه دختر پيامبر است، او و هر كه با اوست داخل بهشت مى‏شود، سپس خداوند فرشته‏اى را مى‏فرستد كه اى فاطمه حاجتت رابگو، و مى‏گويى:
پروردگار! حاجتم آنستكه مرا و ياوران فرزندم را ببخشى.

دعاى آن حضرت در روز قيامت بر قاتلين فرزندش و شفاعت دوستدارانش
امام باقر عليه‏السلام روايت شده كه فرمود: از جابر بن عبداللّه انصارى شنيدم كه مى‏گفت: پيامبر فرمود: در روز قيامت حضرت فاطمه عليهاالسلام در پيشگاه عرش الهى قرار گرفته و گويد:
اى پروردگار من و اى آقايم! بين من و هر كه بمن ظلم كرده حكم كن، پروردگارا بين من و قاتلين فرزندم حكم كن.
فاذا النداء من قبل اللّه جل جلاله: يا حبيبتي و ابنة حبيبي، سليني تعطي و اشفعي تشفّعي، فو عزّتي و جلالي لا جازني ظلم ظالم، فتقول:
الهي وَ سَيِّدى ذُرِّيَّتي وَ شيعَتي، وَ شيعَةَ ذُرِّيَّتي وَ مُحِبّي وَ مُحِبّي ذُرِّيَّتي.
فاذا النداء من قبل اللّه جل جلاله: اين ذرية فاطمة و شيعتها و محبوها و محبوا ذريتها، فيقبلون و قد احاط بهم الرحمة، فتقدمهم فاطمة عليهاالسلام حتى تدخلهم الجنة.
دعاؤها عليهاالسلام في المحشر على قتلة الحسين عليه‏السلام
عن علي عليه‏السلام، عن النبي صلى الله عليه و آله: اذا كان يوم القيامة نادى مناد من بطنان العرش: يا أهل القيامة اغمضوا أبصاركم لتجوز فاطمة بنت محمد صلى الله عليه و آله مع قميص مخضوب بدم الحسين عليه‏السلام، فتحتوى على ساق العرش فتقول:
اَنْتَ الْجَبَّارُ الْعَدْلُ، اِقْضِ بَيْني وَ بَيْنَ مَنْ قَتَلَ وَلَدى.

آنگاه از جانب خدا ندا مى‏آيد: اى حبيبه من و دختر حبيب من، از من بخواه تا بتو بدهم، و شفاعت كن تا بپذيرم، سوگند به عزت و جلالم كه ستم ستمگرى از ديد من پنهان نمى‏ماند، آنگاه آنحضرت مى‏فرمايد:
اى پروردگار من و اى آقايم! فرزندانم و شيعيانم، و شيعيان فرزندانم، و دوستدارانم و دوستداران فرزندانم را حفظ فرما.
در اين هنگام از جانب خداوند ندا مى‏آيد: كجايند فرزندان فاطمه و شيعيان او، دوستداران او و دوستداران فرزندان او، آنگاه ايشان در حاليكه فرشتگان رحمت الهى پيشاپيش آنان قرار دارند به حركت در مى‏آيند، و فاطمه عليهاالسلام در جلوى آنان حركت مى‏كند، تا ايشان را به بهشت داخل گرداند.

دعاى آن حضرت در محشر بر عليه قاتلان امام حسين عليه‏السلام
از حضرت على عليه‏السلام روايت شده كه پيامبر فرمودند: در روز قيامت منادى از عرش الهى ندا مى‏كند: اى حاضران در محشر چشمهايتان را ببنديد تا فاطمه دختر پيامبر همراه با پيراهن خون‏آلود امام حسين عليه‏السلام بگذرد، آنگاه آن حضرت بر ساق عرش الهى قرار گرفته و گويد: تو نيرومند و عادلى، بين من و قاتلان فرزندم حكم نما.
فيقضي اللّه لبنتي و ربّ الكعبة، ثم تقول:
اَللَّهُمَّ شَفِّعْني فيمَنْ بَكى عَلى مُصيبَتِهِ.
فيشفّعها اللّه فيهم.
دعاؤها عليهاالسلام في المحشر على قتلة الحسين عليه‏السلام
عن الصادق عليه‏السلام: اذا كان يوم القيامة جمع اللّه الاولين و الآخرين في صعيد واحد- الى ان قال:- فتأتي فاطمة عليهاالسلام فتأخذ قميص الحسين بن علي عليهماالسلام بيدها مضمخّا بدمه و تقول:
يا رَبِّ هذا قَميصُ وَلَدى وَ قَدْ عَلِمْتَ ما صُنِعَ بِهِ.
فيأتيها النداء من قبل اللّه عزوجل: يا فاطمة لك عندى الرضا، فتقول:
يا رَبِّ اِنْتَصِرْ لي مِنْ قاتِلِهِ.
فيأمر اللّه تعالي عنقاً من النار، فتخرج من جهنم فتلتقط قتلة الحسين بن علي عليهماالسلام كما يلتقط الطير الحب، ثم يعود العنق بهم الى النار، فيعذّبون فيها بانواع العذاب.

سوگند به پروردگار كعبه كه خداوند به سود دخترم حكم مى‏كند، آنگاه مى‏فرمايد:
پروردگارا! مرا در مورد كسانيكه بر مصيبت فرزندم گريستند شفيع قرار ده. و خداوند او را شفيع آنان قرار مى‏دهد.

دعاى آن حضرت در محشر بر قاتلان امام حسين عليه‏السلام
از امام صادق عليه‏السلام روايت شده: در روز قيامت خداوند تمامى آدميان، از آغاز تاكنون را، در يك جا جمع مى‏كند- تا آنجا كه مى‏گويد:- فاطمه عليهاالسلام آمده و لباس خون‏آلود امام حسين عليه‏السلام را بدست گرفته و گويد:
پروردگارا! اين پيراهن فرزندم است و تو مى‏دانى كه در مورد آن چه عملى انجام داده‏اند. آنگاه از جانب خداى بزرگ ندا مى‏آيد: اى فاطمه من از تو خشنودم، و آن حضرت ميگويد: پروردگارا! از قاتلانش انتقام گير.
و خداوند دستور مى‏دهد كه گروهى را از آتش خارج سازند، قاتلان آن حضرت را از جهنم بيرون مى‏آورند، همچنانكه پرندگان دانه بر مى‏دارند، آنگاه آنان را به آتش برمى‏گردانند و در آن به انواع عذابها عذاب مى‏كنند.

دعاؤها عليهاالسلام في المحشر على قتلة ولدها عليهاالسلام
عن النبي صلى الله عليه و آله: تحشر ابنتي فاطمة عليهاالسلام يوم القيامة و معها ثياب مصبوغة بالدماء، تتعلّق بقائمة من قوائم العرش، تقول:
يا عَدْلُ، اُحْكُمْ بَيْني وَ بَيْنَ قاتِلِ وَلَدى.
و في رواية:
يا عَدْلُ، يا جَبَّارُ، اُحْكُمْ بَيْني وَ بَيْنَ قاتِلِ وَلَدى.
و في رواية:
يا حَكَمُ، اُحْكُمْ بَيْني وَ بَيْنَ قاتِلِ وَلَدى.
فيحكم الله لا بنتى و رب الكعبة.
دعاؤها عليهاالسلام فى القيامة لعرفان حقه
قال جابر لابى‏جعفر عليه‏السلام: جعلت فداك يابن رسول‏الله،
دعاى آن حضرت در محشر بر عليه قاتلان فرزندش
از پيامبر صلى الله عليه وآله روايت شده: دخترم فاطمه در روز قيامت محشور مى‏شود در حالى كه لباسى خون‏آلود در دست دارد، به كنار عرش الهى آمده و گويد:
اى عادل، بين من و قاتل فرزندم حكم نما.
و در روايتى آمده:
اى عادل، اى نيرومند، بين من و قاتل فرزندم حكم نما.
و در روايتى آمده:
اى حاكم، بين من و قاتل فرزندم حكم كن.
و سوگند به پروردگار كعبه، كه خداوند به سود فرزندم فاطمه عليهاالسلام حكم مى‏كند. دعاى آن حضرت در روز قيامت براى شناخته شدن حقّش
روايت شده كه جابر به امام باقر عليه‏السلام گفت: فدايت شوم اى پسر پيامبر،

حدثنى بحديث فى فضل جدّتك فاطمة، إذا أنا حدّثت به الشيعة فرحوا بذلك- إلى أن قال عليه‏السلام: فيقول الله تعالى: يا أهل الجمع إنّى قد جعلت الكرم لمحمّد و على و الحسن و الحسين و فاطمة، يا أهل الجمع طأطؤوا الرؤوس و غضّوا الابصار، فانّ هذه فاطمة تسير إلى الجنّة- إلى أن قال: فاذا صارت عند باب الجنّة تلتفت، فيقول الله: يابنت حبيبى ما التفاتك و قد أمرت بك إلى جنتى، فتقول:
يا رَبِّ اَحْبَبْتُ اَنْ يُعْرَفَ قَدْرى فى هذَا الْيَوْمِ.
فيقول اللّه: يا بنت حبيبى، إرجعى فانظرى من كان فى قلبه حبّ لك أو لاحد من ذرّيتك، خذى بيده فادخليه الجنّة.

دعاؤها عليهاالسلام فى القيامة لشفاعة امة ابيها صلى الله عليه و آله
روى انّ فى جملة ما اوصته الزّهرا عليهاالسلام الى على عليه‏السلام: اذا دفنتنى ادفن معى هذا الكاغذ الّذى فى الحقه- الى ان قالت عليهاالسلام:- فرجع جبرئيل، ثم جاء بهذا الكتاب مكتوب فيه: شفاعة امة محمّد صداق فاطمة عليهاالسلام، فاذا كان يوم القيامة اقول:
اِلهى هذِهِ قَبالَةُ شَفاعَةِ اُمَّةِ مُحَمَّدٍ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَ الِهِ.

حديثى از فضيلتهاى جدّت فاطمه عليهاالسلام را برايم بازگو كن، كه اگر آنرا به شيعيان بگويم خرسند شوند- تا آنجا كه امام فرمود: خداوند مى‏فرمايد: اى اهل محشر من بزرگوارى را براى محمد و على و حسن و حسين و فاطمه: قرار دادم، اى اهل محشر سرهايتان را فرود آورده و چشمانتان را پائين اندازيد، اين فاطمه است كه بسوى بهشت مى‏رود- تا آنجا كه فرمود:
آنگاه كه ايشان به كنار در بهشت مى‏رسند توقّف مى‏كنند، خداوند مى‏فرمايد: اى دختر دوستم چرا توقف كردى در حاليكه دستور دادم كه به بهشت روى، فرمود:
پروردگارا: دوست دارم ارزشم در اين روز شناخته شود.
و خداوند مى‏فرمايد: اى دختر دوستم، بازگرد، در قلب هر كس محبت تو يا يكى از فرزندانت بود، دست او را بگير و داخل بهشت گردان.

دعاى آن حضرت در روز قيامت براى شفاعت امت پدرش
روايت شده كه در بين آنچه آن حضرت به همسرش وصيت كرد آن بود كه: هنگامى كه مرا دفن كردى كاغذى كه در آن ظرف قرار دارد را همراه من دفن كن- تا آنجا كه آن حضرت فرمود:- پس جبرئيل بازگشت، و اين نوشته را آورد: شفاعت امت پيامبر مهر حضرت فاطمه عليهاالسلام است، پس در روز قيامت مى‏گويم:
خداوندا! اين قباله شفاعت امت پيامبر مى‏باشد.

دعاؤها عليهاالسلام عند دخوله الى الجنّة
روى انّها عليهاالسلام لما دخلت الجنّة و نظرت الى ما اعدّ الّله لها من الكرامة، قرأت: بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى اَذْهَبَ عَنَّا الْحَزَنَ اِنَّ رَبَّنا لَغَفُورٌ شَكُورٌ، اَلَّذى اَحَلَّنا دارَالْمُقامَةِ مِنْ فَضْلِهِ، لايَمَسُّنا فيها نَصَبٌ وَ لا يَمَسُّنا فيها لُغُوبٌ.
فيوحى الّله عز و جل اليه: يا فاطمة سلينى اعطك و تمنى علىّ ارضك، فقالت:
اِلهي اَنْتَ الْمُنى وَ فَوْقَ الْمُنى، اَسْأَلُكَ اَنْ لا تُعَذِّبَ مُحِبّي وَ مُحِبَّ عِتْرَتي بِالنَّارِ.
فيوحى الّله عز و جل اليها: يا فاطمة و عزتى و جلالى و ارتفاع مكانى، لقد آليت على نفسى من قبل أن اخلق السماوات و الارض بالفى عام، أن لا اعذّب محبّيك و محبّى عترتك.

دعاى آن حضرت هنگام داخل شدن به بهشت
روايت شده: هنگامى‏كه آن حضرت داخل بهشت شده و به آنچه خداوند براى او آماده ساخته مى‏نگرد، اين آيه را مى‏خواند:
بنام خداوند بخشنده مهربان، سپاس خداوندى را سزاست كه حزن و اندوه را از ما زدود، بدرستيكه پروردگار ما آمرزنده و شكرگذار است، كسى كه ما را از فضل خود در بهشت ساكن گردانيد، كه در آن رنج و تعبى بما نمى‏رسد.
در اين هنگام خداوند به او وحى مى‏كند: اى فاطمه از من بخواه تا به تو بدهم، و آرزويت را بگو تا تو را خشنود سازم، و آن حضرت گويد:
پروردگارا! تو آروزى من و بالاتر از آرزوى من هستى، از تو مى‏خواهم كه دوستدارانم و دوستداران فرزندانم را در آتش عذاب نكنى.
در اين هنگام خداوند به او وحى مى‏كند: اى فاطمه سوگند به عزت و جلالم و بلند مرتبه بودن جايگاهم، دو هزار سال قبل از آنكه آسمانها و زمين را خلق كنم، بر خود سوگند ياد كرده‏ام كه دوستانت و دوستان خاندانت را به آتش جهنّم عذاب نكنم.

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در دوشنبه سوم تیر 1387 و ساعت 23:17 |
  براى جلوگيرى از خطرات
براى بيمارى تب
براى بيمارى تب
براى بيمارى تب
دعاؤها عليهاالسلام في الاحتراز
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، يا حَيُّ يا قَيُّومُ، بِرَحْمَتِكَ اَسْتَغيثُ فَاَغِثْني، وَ لا تَكِلْني اِلي نَفْسي طَرْفَةَ عَيْنٍ، وَ اَصْلِحْ لي شَأْني كُلَّهُ.
و في رواية:
يا حَيُّ يا قَيُّومُ بِرَحْمَتِكَ اَسْتَغيثُ، اَللَّهُمَّ لا تَكِلْني اِلي نَفْسي طَرْفَةَ عَيْنٍ، وَ اَصْلِحْ لي شَأْني كُلَّهُ. دعاؤها عليهاالسلام في العوذة للحمّي
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، بِسْمِ اللَّهِ النُّورِ، بِسْمِ اللَّهِ نُورِ النُّورِ، بِسْمِ اللَّهِ نُورٌ عَلي نُورٍ، بِسْمِ اللَّهِ الَّذى هُوَ مُدَبِّرُ الْاُمُورِ، بِسْمِ اللَّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ.

دعاى آن حضرت براى جلوگيرى از خطرات
بنام خداوند بخشنده مهربان، اى زنده اى پايدار، به رحمتت پناه آورده‏ام، مرا پناه ده، و يك چشم بر هم زدن مرا بحال خود وامگذار، و تمام امورم را اصلاح گردان.
و در روايتى آمده:
اى زنده، اى پايدار، به رحمتت پناهنده گرديده‏ام، خدايا يك لحظه مرا بخودم وامگذار، و تمام امورم را اصلاح كن.
دعاى آن حضرت براى بيمارى تب
بنام خداوند بخشنده مهربان، بنام خداوند نور، بنام خداوندى كه نور در نور است، بنام خداوندى كه نور بر نور است، بنام خداوندى كه تدبير امور بدست اوست، بنام خداوندى كه نور را از نور آفريد.
الْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النُّورِ، وَ اَنْزَلَ النُّورَ عَلي الطُّورِ، في كِتابٍ مَسْطُورٍ، في رِقٍّ مَنْشُورٍ، بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ، عَلي نَبِيٍّ مَحْبُورٍ.
اَلْحَمْدُلِلَّهِ الَّذى هُوَ بِالْعِزِّ مَذْكُورٌ، وَ بِالْفَخْرِ مَشْهُورٌ، وَعَلي السَّرَّاءِ وَالضَّرَّاءِ مَشْكُورٌ، وَ صَليَّ اللَّهُ عَلي سَيِّدِنا مُحَمَّدٍ وَ الِهِ الطَّاهِرينَ.
و في رواية:
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحيمِ، بِسْمِ اللَّهِ النُّورِ، بِسْمِ اللَّهِ الَّذى يَقُولُ لِلشَّيْ‏ءِ كُنْ فَيَكُونُ، بِسْمِ اللَّهِ الَّذى يَعْلَمُ خائِنَةَ الْاَعْيُنِ وَ ما تُخْفِي الصُّدُورُ.
بِسْمِ اللَّهِ الَّذى خَلَقَ النُّورَ مِنَ النِّورِ، بِسْمِ اللَّهِ الَّذى هُوَ بِالْمَعْرُوفِ مَذْكُورٌ، بِسْمِ‏اللَّهِ الَّذى اَنْزَلَ النُّورَ عَلَي الطُّورِ، بِقَدَرٍ مَقْدُورٍ، في كِتابٍ مَسْطُورٍ، عَلي نَبِيٍّ مَحْبُورٍ.
سپاس خداوندى را سزاست كه نور را از نور آفريده، و نور را بر كوه طور نازل فرمود، در كتابى نوشته شده، و در كاغذى گشوده شده، به‏اندازه معين، بر پيامبرى بزرگ.
سپاس شايسته خداوندى است كه به عزّت مذكور، و به فخر و افتخار مشهور، و به رنج و سرور شكرگذار است، و درود خدا بر آقاى ما محمّد و خاندان پاكش باد.
و در روايتى ديگر اين دعا اينگونه آمده است:
بنام خداوند بخشنده مهربان، بنام خداوند نور، بنام خداوندى كه هرگاه اراده وجود چيزى را بكند، ايجاد مى‏شود، بنام خداوندى كه بر خيانتهاى چشمها و آنچه قلبها پنهان مى‏دارند، آگاهست.
بنام خداوندى كه نور را از نور آفريد، بنام خداوندى كه به كارهاى نيك شناخته شده، بنام خداوندى كه نور را بر كوه طور نازل فرمود، به اندازه معين، در كتابى نوشته شده، بر پيامبرى بزرگ.
دعاؤها عليهاالسلام في العوذة للحمّى
اَللَّهُمَّ لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ الْعَلِيُّ الْعَظيمُ، ذُوالسُّلْطانِ الْقَديمِ، وَ الْمَنِّ الْعَظيمِ، وَ الْوَجْهِ الْكَريمِ، لا اِلهَ اِلاَّ اَنْتَ الْعَلِيُّ الْعَظيمُ، وَلِيُّ الْكَلِماتِ التَّامَّاتِ، وَ الدَّعَواتِ الْمُسْتَجاباتِ، حَلِّ ما اَصْبَحَ بِفُلانٍ.
دعاؤها عليهاالسلام في العوذة للحمّى
وَ لَهُ ما سَكَنَ فِي اللَّيْلِ وَ النَّهارِ وَ هُوَ السَّميعُ الْعَليمُ، يا اُمّ‏مُلْدِمٍ اِنْ كُنْتِ امَنْتِ بِاللَّهِ الْعَظيمِ وَ رَسُولِهِ الْكَريمِ، فَلا تَهْشِمِي الْعَظْمَ، وَ لا تَأْكُلِي اللَّحْمَ، وَ لا تَشْرِبِي الدَّمَ.
اَخْرِجي مِنْ حامِلِ كِتابي هذا اِلي مَنْ لا يُؤْمِنُ بِاللَّهِ الْعَظيمِ وَ رَسُولِهِ الْكَريمِ وَ الِهِ، مُحَمَّدٍ وَ عَلِيٍّ وَ فاطِمَةَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَيْنِ عَلَيْهِمُ‏السَّلامُ.

دعاى آن حضرت براى بيمارى تب
پروردگارا! معبودى جز تو نيست كه برتر و والاترى، صاحب فرمانروايى ديرينه و منّتى بزرگ و بزرگوارى فراوان، معبودى جز تو نيست و برتر و والاترى، خالق موجودات، اجابت‏كننده دعاها مى‏باشى، آنچه فلان شخص بدان گرفتار شده را بگشا.
دعاى آن حضرت براى بيمارى تب
و براى اوست آنچه در شب و روز آرام مى‏گيرد، و او شنوا و داناست، اى تب اگر بخداى بزرگ و فرستاده گراميش ايمان دارى، پس استخوانها را خورد نكرده، و گوشتها را نخور، و خونها را ننوش.
از حامل اين نوشته بسوى كسى كه بخداى بزرگ و پيامبر گراميش و خاندان او، يعنى محمد و على و فاطمه و حسن و حسين، ايمان ندارد، برو.
+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در دوشنبه سوم تیر 1387 و ساعت 23:2 |

گوشه هايی از وصيت نامه شهيد چمران:

 "... به خاطر عشق است كه فداكاري مي كنم. به خاطر عشق است كه به دنيا با بي اعتنائي مي نگرم و ابعاد ديگري را مي يابم. به خاطر عشق است كه دنيا را زيبا مي بينم و زيبائي را مي پرستم. به خاطر عشق است كه خدا را حس مي كنم، او را مي پرستم و حيات و هستي خود را تقديمش مي كنم.

عشق هدف حيات و محرك زندگي من است. زيباتر از عشق چيزي نديده ام و بالاتر از عشق چيزي نخواسته ام.

عشق است كه روح مرا به تموج وا مي دارد، قلب مرا به جوش مي آورد، استعدادهاي نهفته مرا ظاهر مي كند، مرا از خودخواهي و خودبيني مي رهاند، دنياي ديگري حس مي كنم، در عالم وجود محو مي شوم، احساسي لطيف و قلبي حساس و ديده اي زيبابين پيدا مي كنم. لرزش يك برگ، نور يك ستاره دور، موريانه كوچك، نسيم ملايم سحر، موج دريا، غروب آفتاب، احساس و روح مرا مي ربايند و از اين عالم به دنياي ديگري مي برند … اينها همه و همه از تجليات عشق است.

 دکتر چمران، سردار رشيد سپاه اسلام

براي مرگ آماده شده ام و اين امري است طبيعي، كه مدتهاست با آن آشنام. ولي براي اولين بار وصيت مي كنم. خوشحالم كه در چنين راهي به شهادت مي رسم. خوشحالم كه از عالم و ما فيها بريده ام. همه چيز را ترك گفته ام. علائق را زير پا گذاشته ام. قيد و بندها را پاره كرده ام. دنيا و ما فيها را سه طلاقه گفته ام و با آغوش باز به استقبال شهادت مي روم ..."

 

زندگى حماسه‏ آفرين و پرفراز و نشيب دکتر مصطفى چمران از مقاطعى بسيار گوناگون و حساس شكل گرفته است، شرايط خاص هر مقطع كاملاً قابل دقت است، زمانى در دوران مبارزات ملى‏ شدن صنعت نفت و پس از آن در دوران اختناق بعد از كودتاى 38 مرداد، ساليانى چند در آمريكا، سپس در مصر و بعد از آن دوران حماسه ‏ساز لبنان، در كنار مرزهاى اسرائيل و پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران در وطن و ميهن اسلامى خود در مسئوليت‏ها و مأموريت‏هاى مختلف، عمر پرجوش و تحرك و انسان ‏ساز خود را سپرى ساخت. اين مقاطع با هم بسيار متفاوتند، ولى آن چه كه همه اين ادوار را به هم ارتباط مى‏بخشد، خط فكرى او، اعتقاد خالصانه و شيدايى او براى تكامل روح انسانى و اوج ‏گرفتن از اين دنياى خاكى و وصول به معشوق و لقاى حق بوده است. او لحظه‏ اى آرام نداشته است، خود را وقف خدمت به خلق و جهاد در راه خدا نموده و از هيچ كس و هيچ چيز جز خداى تعالى انتظار و ترس و باكى نداشت. سراپا عشق بود، محبت بود، شور بود، تلاش خالصانه بود، مبارزه بود، خودسازى بود، انسان‏ سازى بود، سازمان‏دهى بود، درد و غم و رنج بود، تنهايى و پرواز بود، فرياد بود و بالأخره شهادت بود.

 

مصطفى چمران كه در سال 1311 تولد يافت، دوران كودكى و ابتدايى را در دبستان انتصاريه تهران خيابان 15 خرداد - عودلاجان و دوران متوسطه خود را در دبيرستان‏هاى دارالفنون و البرز سپرى ساخت و سپس وارد دانشكده فنى دانشگاه تهران شد و در سال 1335 در رشته برق فارغ ‏التحصيل و شاگرد ممتاز گشت. او هميشه در تمام دوران تحصيل پيشتاز و نمونه بود، علاوه بر آن‏ كه در همه مبارزات سياسى و مذهبى حضورى فعّال داشت؛ نمونه‏اى از يك نوجوان و جوانى پاك، پرتلاش، عميق و براى همه دوست ‏داشتنى بود. با استفاده از بورس شاگرد اولى براى ادامه تحصيل راهى آمريكا شد و ابتدا در دانشگاه تگزاس درجه فوق ‏ليسانس مهندسى برق و سپس در يكى از بزرگ ‏ترين و مهم‏ ترين دانشگاه ‏هاى معروف آمريكا« بركلى»، در كاليفرنيا و با همراهى برجسته‏ ترين اساتيد فيزيك، دكتراى خود را در رشته الكترونيك و فيزيك پلاسما با عالى‏ترين نمرات دريافت نمود و مدتى در يكى از مراكز مهم تحقيقاتى روى زمين در كنار دانشمندان و پژوهشگران بنام، سرگرم تحقيق روى پروژه هاى بزرگى، در زمان خود بود.

باز هم در كنار اين مسير تحسين ‏برانگيز و كم ‏نظير، پايه ‏گذار و سازمان ‏دهنده مبارزات ضد استعمارى و ضد رژيم طاغوتى شاه و پایه گذار فعاليت‏هاى گسترده اسلامى در آمريكا بود. بعد از شكست اعراب در جنگ 1967، دنياى وسيع آمريكا بر او تنگ مى‏نمود و براى فراگيرى فنون نظامى و جنگ‏هاى چريكى راهى اروپا، الجزاير و مصر شد و مدت دو سال در مصر ماند. بعد از فوت جمال عبدالناصر به دعوت امام موسى صدر رهبر وقت شيعيان لبنان به سرزمين فاجعه، درد و رنج مسلمين به ‏ويژه شيعيان لبنان قدم نهاد و در جنوب لبنان، شهر صور و كنار مرزهاى اسرائيل رحل اقامت افكند ولى او در همه جاى لبنان حضور داشت، هر كجا كه خطر بود، بلا بود و قيام بود، دکتر چمران نيز در پيشاپيش مردم بى‏پناه لبنان حضور داشت. در لبنان پایه ‏گذارى سازمان‏هاى چريكى مسلّح را بر عهده گرفت كه هم‏زمان با روشنگرى اسلامى و مذهبى و تقويت روحيه و اعتقادات اسلامى و مكتبى، ورزيده‏ ترين، زبده‏ ترين و شجاع ‏ترين رزمندگان اسلام را تربيت نمود كه فرزندان و شاگردان آن‏ها امروز نيز در لبنان براساس همين اعتقادات و روحيه شهادت ‏طلبى، حماسه ‏ها مى‏ آفرينند.

پس از پيروزى انقلاب اسلامى ايران مشتاقانه همراه با گروه 93 نفره نخبگان مذهبى و سياسى لبنان به ايران آمد و به ديدار امام بزرگوار خود شتافت و بنا به توصيه امام راحل در ايران ماند. با آن‏ كه در استمرار برنامه‏هاى خود در لبنان نيز دخالت داشت، در ايران نيز به دستور امام (ره) از پايه‏ گذاران سپاه بود و سپس در فرو نشاندن توطئه ‏هاى خطرناك و جدايى‏ طلبانه دشمن در كردستان با آن ‏كه معاون نخست ‏وزير بود، لباس رزم بر تن كرد و سلاح بر دوش گرفت و با سازمان‏ دهى و به‏ كارگيرى نيروهاى مسلّح و بخصوص مردمى، به خنثى ‏سازى توطئه‏ هاى سخت دشمنان برآمد و نام خود و پاوه و حوادث حماسه ‏ساز آن و فرمان تاريخى امام خمينى (ره) را براى هميشه در تاريخ ثبت نمود.
ب
ا آغاز جنگ تحميلى راهى خوزستان شد و فرماندهى نيروهاى داوطلب مردمى و نظامى را تحت عنوان «ستاد جنگ‏هاى نامنظم» بر عهده گرفت و كتابى قطور از رشادت‏ها، شهادت‏ها، حماسه ‏ها و مقاومت‏ ها را قلم زد. بالاخره در حالى ‏كه نام او و نيروهاى رزمنده و شجاع او به دوستان روحيه مى ‏بخشيد و پشت دشمنان متجاوز را مى‏لرزاند.

در ظهر هنگام روز 31 خردادماه 1360، در روستايى به ‏نام «دهلاويه» در نزديكى سوسنگرد با تركش خمپاره دشمن، شهادت را در آغوش كشيد و به اوج و عروج پركشيد و به لقاءاللَّه رسيد و به ‏سوى معبودش شتافت تا عند ربهم يرزقون شود.

 

شهيد دكتر چمران روحي عاشق داشت و همين روحيه عاشقانه سخنان و مناجاتهای وي را سخت دلنشين و خواندني كرده است. نامه ها و كوتاه نوشته هايي كه از آن زنده ياد به جا مانده است، خود مؤيد نثر پخته و روح عاشق اين چهره فروتن، اما پايدار عرصه فرهنگ و سياست است.

كتاب « دعاي كميل » حاصل جلسات هفتگي زنده ياد چمران در انجمن اسلامي دانشجويان آمريكا بود. اين جلسات زماني برگزار شد كه شهيد چمران دريافته بود به دليل نبود آگاهي و تسلط كافي دانشجويان به زبان عربي، اين دعا كه «از قلب و روح علي(ع) برخاسته و علي(ع) آن را به دوست خود كميل تعليم داده است» چنان كه شايسته آن است، قدرش به جا نمي آيد. پس مصمم شد تا دعاي كميل را به فارسي برگرداند، اگرچه مي دانست ترجمه معاني بلند و عرفاني كلام اميرالمؤمنين علي(ع) آن گونه كه شايد و بايد ممكن نيست، ولي تمامي سعي و همتش را به كار بست تا از آن ترجمه ای روان، پاكيزه و گويا ارايه كند.

كتاب با عنوان « لبنان » اثر ارزشمند ديگری از شهيد دکتر مصطفی است. كتاب حاضر گزيده‏ای از دست ‏نوشته‏ها يا سخنراني‏های شهيد و حاصل مطالعه و بررسی كليه نوشته‏ ها و سخنراني‏های او (در لبنان، اروپا، ‌ايران) درباره لبنان است.

شهید چمران: شکر خدای که به من نعمت رضا و توکل عطا کرد

آلبوم شهيد چمران


از مناجاتهای شهيد بزرگوار:

 " ترا شكر مي كنم كه از پوچي ها، ناپايداري ها، خوشي ها و قيد و بندها آزادم كردی و مرا در طوفانهای خطرناك حوادث رها ننمودی، و در غوغای حيات، در مبارزه با ظلم و كفر غرقم كردی، لذت مبارزه را به من چشاندی، مفهوم واقعی حيات را به من فهماندی... فهميدم كه سعادت حيات در خوشی و آرامش و آسايش نيست، بلكه در جنگ و درد و رنج و مصيبت و مبارزه با كفر و ظلم و بالاخره در شهادت است.

خدايا ترا شكر مي كنم كه به من نعمت " توكل " و " رضا" عطا كردی، و در سخت ترين طوفانها و خطرناكترين گردابها، آنچنان به من اطمينان و آرامش دادی كه با سرنوشت و همه پستی ها و بلنديهايش آشتي كردم و به آنچه تو بر من مقدر كرده ای رضا دادم.

خدايا در مواقع خطر مرا تنها نگذاشتی، تو در كوير تنهايی انيس شبهای تار من شدی، تو در ظلمت نااميدی، دست مرا گرفتی و كمك كردی... كه هيچ عقل و منطقی قادر به محاسبه پيش بينی نبود، تو بر دلم الهام كردی و به رضا و توكل مرا مسلح نمودی، و در ميان ابرهای ابهام و در مسيری تاريك مجهور و وحشتناك مرا هدايت كردی."

 

 روح بلند و آسماني اش قرين رحمت واسعه ي الهي باد ...

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در دوشنبه سوم تیر 1387 و ساعت 22:49 |

آمد ... و
واژگان نور میان کلام جهانیان جان گرفت
و آسمان عشق در میان دوستان ایمان، باران
آمد ... و هرم حضور آفتابی اش
سلام و صلوات را مهمان چشمان عاشقان  کرد و
حضور و رایحه سبز ایمان را تکرار.

سالروز ولادت ام ابیها مادر امامت، همسر ولایت و دخت نبوت را بر تمامی دوستداران حضرتش مبارک باد.

شکوفايي غنچه نبوي
در آسمان مکه و در منزل نزول وحي، شوري برپا بود. فرشتگان و حوريان بهشتي هلهله کنان و تبريک گويان به زمين مي آمدند و گرداگرد خديجه حلقه مي زدند و آيه « فتبارک الله احسن الخالقين» را زمزمه مي کردند. آن شب درهاي عرش گشوده شده بود و ليله القدر خدا و تنزل الملائکه تفسير شده و از دامان پاک خديجه، ناز دانه نبوي و گل سپيد احمدي درخشيد.
 
جشن حضور:
او که آمد، متولد شد و دل هاي آسمانيان و زمينيان، سر سبزتر از هميشه گشت. دردانه بوستان عصمت و طهارت در بيست جمادي الثاني، زمين و آسمان مکه را نورافشاني کرد. شاه بيت غزل آفرينش، غايت خلقت و ميوه باغ رسالت خانه محمد (ص) را با قدوم خود مزين نمود. پدر بر دستان کوچکش بوسه زد؛ چرا که او بضعه النبي، همراه و هم راز پدر و ام ابيها بود.
 
تهنيت باد:
سال روز ميلاد اسوه زهد و تقوا، نازدانه آل کسا، اقيانوس علم و حلم، چشمه سار نجابت، صابره عصمت، عصاره بعثت، هم کفو ولايت، پيوند دهنده حلقه نبوت و ولايت، بارور کننده درخت امامت، کوثر الهي، قصيده پاکي ها، مثنوي عرفان، غزل خوبي ها، مدافع ولايت، ام ابيها، صديقه کبري، فاطمه زهرا (س) بر همه شيفتگان و ره پويان طريقش تبريک و تهنيت باد.
 
القاب مبارک:
گوهر دردانه نبوي و قره العين رسول را با القاب بسياري مي شناسند که هر کدام از آنها، به دليل ويژگي هاي خاص آن بزرگوار به ايشان نسبت داده شده است. در روايات اسلامي و کتاب هاي تاريخي، بيش از 104 لقب براي آن حضرت آورده اند؛ از جمله اين القاب مي توان از زهرا، کوثر، مرضيه، مبارکه، محدثه، انسيه حورا، منصوره و عالمه نام برد.
 
نور آسماني:
يکي از القاب مبارک و مشهور حضرت فاطمه (س) زهرا، به معناي نور و درخشندگي است. از امام صادق (ع) پرسيدند که چرا فاطمه را زهرا ناميده اند؟ آن حضرت فرمود: زيرا هر گاه فاطمه در محراب عبادت مي ايستاد و به عبات مشغول مي شد، نور او بر اهل آسمان مي درخشيد، همان طور که ستارگان بر اهل زمين درخشيدند.
 
هديه الهي:
از ميان القاب بانوي دو سرا، کوثر لقبي است که از سوي خداوند به او و پدرش داده شد و به معناي فراواني و زيادي هر چيزي است. شيخ طبرسي در تفسير خود مي نويسد: گفته اند مراد از کوثر، نسل و ذريه حضرت رسول (ص) است که از فاطمه زهرا (س) دختر آن حضرت به وجود آمده و تا روز قيامت تعدادشان بيرون از شمار است. خداوند اين لقب را در جواب مشرکاني که پيامبر را به واسطه نداشتن پسر، ابتر و بدون دودمان مي ناميدند، به پيامبر خود عطا فرموده است.
 
سلام بر تو ....
سلام بر تو اي دختر بهترين مخلوقات، سلام بر تو اي بانوي زنان جهانيان از اولين و آخرين، سلام بر تو اي همسر ولي خدا، سلام بر تو اي خشنود از خدا و پسنديده او، سلام بر تو اي حوريه از جنس آدمي، سلام بر تو اي فاضله پاکيزه، سلام بر تو اي پرهيزکار نيکو رفتار و سلام بر تو اي هم سخن فرشتگان و اي دانا.
 
اولين بهشتي:
منزل گاه صالحان و شايستگان بهشت جاويدان است؛ آنان که راه سعادت را شناختند و خود راه هدايتي براي سعادت ديگران شدند. اولياي الهي و خاندان عصمت و طهارت، از جمله اينانند و فاطمه فرزند محمد (ص)، اولين اين بزرگواران است که وارد بهشت مي شود. پدر بزرگوارش رسول خدا (ص) فرموده است: «اولين کسي که وارد بهشت مي شود، فاطمه (س) است».
 
روح فداکاري:
اي سمبل ايثار و فداکاري، آن گاه که به محراب مي ايستي و با معشوق خود خلوت کرده و راز و نياز مي نمايي و اشک سجاده ات را در بر مي گيرد و زانوانت از کثرت عبادت ورم کرده و قادر به ايستادن نيست، در پيشگاه يگانه ات دست بر دعا مي گشايي و ديگران را دعا مي کني و حوايج آنان را از خداوند مي طلبي و در جواب فرزند ارجمندت امام حسن مجتبي (ع) که مي پرسد: مادر چرا ابتدا همسايگان را دعا مي کني؟ مي فرمايي:
«يا بني الجار ثم الدار» پسرم! اول همسايگان و سپس خودمان».
 
بهترين همسر:
حضرت زهرا (س)، نه تنها دختري مهربان و غم خوار پدر، که همسري شايسته و بهترين شريک زندگي براي علي (ع) نيز بود و از هيچ مهر و محبت و ايثاري در مورد همسر خود دريغ نمي ورزيد. هرگز از او تقاضا و درخواستي نمي کرد و آن گاه که شويش به او مي فرمود: فاطمه جان! چرا از من چيزي نمي خواهي تا برايت مهيا سازم، در جوابش مي فرمود: «علي جان! من از پروردگار خود حيا مي کنم که چيزي را که تو بر فراهم آوردن آن توان نداري، از تو در خواست کنم.»
 
ازدواج آسماني:
جگر گوشه رسول خدا، همانند نهالي نو رسته در حال رشد و نمو، و در آستانه ازدواج بود. او هم چون پدر و مادر بزرگوارش، به ارزش هاي انساني و سجاياي اخلاقي آراسته بود. بسياري از مهاجر و انصار خواهان او بودند و آرزوي خويشاوندي با رسول خدا را داشتند، ولي پيامبر به همه آنان جواب منفي مي داد و مي فرمود: «کار ازدواج فاطمه با پروردگارش است، نه پدرش. من در اين مورد در انتظار فرمان خدا هستم.» بعدها پيامبر درباره ازدواج فاطمه فرمود: «فرشته اي از بارگاه خدا بر من فرود آمد که: هان اي محمد! خداي فرزانه بر تو درود مي فرستد و مي گويد: من در آسمان ها دختر ارجمندت فاطمه را به همسري اميرمومنان علي (ع) در آوردم. تو نيز در زمين او را به ازدواج علي در آور».
 
بهترين مادر:
سرور بانوان جهان، حضرت فاطمه زهرا (س) که آراسته به امتيازات معنوي و سجاياي اخلاقي است، دختري غم خوار براي پدر، همسري وفادار و فداکار براي شوهر، و مادري نمونه و موفق براي فرزندانش بود. او که خود در دامان وحي تربيت شده و مربي اي چون رسول خدا داشت، به همان شيوه و روش فرزندانش را تربيت کرد و از نسل او، يازده ستاره تابناک در آسمان عصمت و طهارت درخشيدند که هر کدام از آنان، پرچمدار اسلام و قرآن بودند و نيکوست آن حضرت را ام الائمه يعني مادر پيشوايان بخوانند.
 
احياگر شخصيت:
اسوه زنان عالم در زماني پا به عرصه گيتي نهاد که مردم حجاز، هيچ گونه ارزش و شخصيتي براي زن قائل نبودند. او خورشيدي بود که در شب يلداي ظلمت و بي عدالتي، روح حيات را در کالبد زنان زمان خود دميد. او انسانيت، شرافت و عزت را براي مردمان به ارمغان آورد. در آن هنگام که داشتن دختر مايه ننگ و خفت و خواري بود، پدر بر دستان او بوسه مي زد و از داشتن چنين دختري، بر خود مي باليد.
 
عشق پدري:
فاطمه (ع) ميوه باغ رسالت، نور چشم پيامبر و عزيزترين و محبوب ترين فرد نزد پدر بود. فاطمه، ميوه دل و روح و روان مصطفي بود و بارها نبي اسلام فرمود: «هر که فاطمه را دوست بدارد، مرا دوست داشته است. محبت به او، محبت به من و خشم او، خشم من است. هر کس او را بيازارد، مرا آزرده است.» آخرين کسي که پدر با او خداحافظي مي کرد و اولين کسي که در هنگام بازگشت از سفر به سراغ او مي رفت. فاطمه بود. پدر به او افتخار و مباهات مي کرد و بارها بر دستان او بوسه مي زد و در حق او مي فرمود: «سراسر وجود فاطمه، ايمان و قلب او، سرشار از يقين است.»
 
آينه تمام نماي پدر:
عايشه، يکي از همسران رسول گرامي(ص) مي گويد: «هيچ کس را نديدم که در کلام و راه و روش، شبيه تر از فاطمه به رسول خدا باشد.»
بوي بهشت: عشق و علاقه پدر به فرزند خود به حدي بود که هرگاه او را مي ديد، مي فرمود: « من بوي بهشت را از وجود فاطمه استشمام مي کنم.»
 
مادر در نگاه فرزند:
امام مهدي (عج) در نامه اي به يکي از يارانشان نوشته اند: «دختر پيامبر خدا، فاطمه زهرا (س) براي من سرمشق و الگوي نيکويي است.» او که خود از خاندان وحي و يادگار آخرين پيامبر است، مادرش زهرا (س) را الگوي خويش قرار مي دهد. چه نيکوست ما نيز به پيروي از اين مهمان دل هاي منتظر، مقتدا و سرمشق خود را فاطمه (س) قرار دهيم که نيکوترين پيشوا است.
 
ساده زيستي و قناعت:
ساده زيستي، زهد و قناعت از ويژگي هاي اصلي زندگاني حضرت زهرا (س) بود. او هم در خانه پدر و هم در خانه همسر، اين روش را دنبال مي کرد و آن را پيشه خود قرار داده بود. روح لطيف و بي آلايش او، از دلبستگي به دنيا و تجملات آن دو روش مي ساخت. فاطمه (س) در تمام عمر، زندگي ساده، با صفا و پر از معنويت را بر گزيد.
 
معلم نمونه:
حضرت فاطمه زهرا (س) بانوي دو سرا را « عالمه» مي نامند؛ چرا که او شاگرداني را تربيت کرده که الگوي دين اسلام و خاندان اهل بيت بوده اند. از جمله اين افراد مي توان از «فضه» خادم حضرت (ع) نام برد. او که درس آموخته سراي فاطمه (س) بود. فراوان از مکتب او آموخت. فضه، اين شاگرد نمونه، حدود بيست سال جز با کلام خدا (قرآن) سخن نگفت.
 
شخصيت حضرت زهرا (س) در کلام رهبر معظم:
مقام معظم رهبري در شأن والاي حضرت زهرا (ع) فرموده اند: «شخصيت زهراي اطهر (س) در ابعاد سياسي، اجتماعي و جهادي، شخصيت ممتاز و برجسته اي است، به طوري که همه زنان مبارز و انقلابي و برجسته سياسي عالم، مي توانند از زندگي کوتاه و پر مغز او درس بگيرند.»
 
فدک، ميراث نبوي:
يکي از ويژگي هاي حضرت زهرا (س)، علم بي کران و فصاحت و بلاغت در سخنوري است. ايشان در خطبه زيبايي که از آن به «خطبه فدکيه» ياد مي کنند، درياي بي کراني از نکات سودمند اخلاقي و معارف بلند اسلامي را مطرح مي سازند. فاطمه (س) در بخشي از اين خطبه چنين مي فرمايد: «خداي تعالي، ايمان را وسيله تطهير شما از شرک، نماز را براي جلوگيري از تکبر، روزه را براي به ثبوت رساندن مراتب اخلاص و حج را وسيله اي براي استوار ساختن بنيان دين، عدالت را سببي براي نزديکي دل ها، جهاد را براي عزت و سر بلندي اسلام، صبر و بردباري را مايه استحقاق پاداش، امر به معروف را براي مصلحت حال عموم، نيکي به پدر و مادر را مسيري براي جلوگيري از خشم الهي و صله رحم را وسيله تأخير افتادن مرگ و طول عمر قرار داد».
 
پاي درس فاطمه (س):
«من دنياي دنيا پرستان را دوست ندارم.»
«از دنياي شما سه چيز محبوب من است: تلاوت قرآن، نگاه به چهره رسول خدا و انفاق در راه خدا».
«بهترين شما کسي است که در برخورد با مردم نرم خو و مهربان تر باشد و ارزشمندترين مردم کساني هستند که با همسرانشان مهربان و بخشنده اند.»
«لذتي که از خدمت حضرت حق مي برم، مرا از هر درخواستي باز داشته است. حاجتي جز اين ندارم که پيوسته ناظر جمال زيبا و والاي خداوند باشم.»
«جهاد در راه خدا، مايه عزت و جاودانگي اسلام است.»
«در خدمت مادر باش، زيرا بهشت زير پاي مادران است.»
 
اشعار:
عالم صدف است و فاطمه گوهر اوست
گيتي عرض است و فاطمه جوهر اوست
در قدر و شرافتش همين بس که زخلق
احمد پدر است و مرتضي شوهر اوست
فواد کرماني


حروف عشق را معناست زهرا
جهان را منشأ ميناست زهرا
نمي گيرد خزان باغ علي
که رود سبز اعطيناست زهرا
ايوب پرندآور
 
ز سرا پرده عصمت گهري پيدا شد
که جهان روشن از آن گوهر بي همتا شد
خرما طرفه نسيمي که زانفاس خوشش
دامن خاک طرب خيز و طرب افزا شد
آفتابي ز شبستان رسالت بدميد
که چو خورشيد جهان گير و جهان آرا شد
در رحمت بگشودند و سراپاي وجود
روشن از نور رخ فاطمه زهرا شد
گلشن عفت از او رونق و آرايش يافت
پايه عصمت از او محکم و پا برجا شد
مژده کاندر شب ميلاد بتول عذرا
بر رخ خلق، در لطف و عنايت وا شد
قاسم رسا

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در دوشنبه سوم تیر 1387 و ساعت 22:43 |

سالروز میلاد پرخیر و برکت حضرت فاطمه زهرا (س) و فرزندش امام خمینی و نیز روز زن و روز مادر را تبریک می گوییم

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در دوشنبه سوم تیر 1387 و ساعت 15:0 |

ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ


Powered By
BLOGFA.COM







Design : KanoonHojjat



کانون فرهنگی هنری حجت