تبليغاتX
کانون فرهنگی هنری حجت (عج) گورزانگ


اگه بي هوا کسي وارد زندگيت شد  بدون کار "خدا" بوده ! 

 

اگه بي محابا دلها قبل از دستها بهم گره خورد ؛ بدون کار 

 

 "خدا" بوده !

 

اگه گريه هات تو خنده غفلت ديگران شنيده نشد تا خورد نشي ؛  

بدون تنها محرمت "خدا" بوده ! 

 

حالا هم اگه دلت شکسته و بغض تنهائي خفتت کرده ؛

 

 شک نکن تنها مرهمت "خداست" که  از سر تواضع يه

 

بهونه واسه نوازشت گيرآوورده !آخه مي دوني ...

 

 "خدا" خيلي تنهاست !!! قربونش برم که همیشه توبه

 

هامونو میپذیره و  دررحمتش و به رومون باز میزاره...

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 15:9 |

 

صبر،یعنی خودداری از شکوه و جزع به هنگام روی آوردن امری ناگوار.واین خود یکی از اوصاف پسندیده ی اخلاقی است که آدمی خویشتن دار ومتین باشد. خداوند در قرآن به بردباران مژده می دهد که در رحمت او مستغرقند.

روح بردبار بهتر می تواند جان آدمی را از گذرگاه مصایب دشوار، سالم به در برد.انسان با شکیب کارهای آشفته و درهم خویش را آسانتر به سامان می رساند.به قول شکسپیر« صبر گرچه به مادیانی خسته می ماند ولی سرانجام با هر مشقتی که شده خود را به سر منزل مقصود می رساند.»

اما نماز،کرنش به درگاه حق است ، به تعبیر یکی از دانشمندان اروپا نماز یعنی اتصال صفر با بی نهایت.

نماز در انسان حالتی به وجود می آورد که خود را با چشمه ی فیاض وجود و گره گشای همه معماها و دشواری ها روبرو می بیند.

نماز راز گفتن انسان است با خدا. نماز الهام بخش راه رستگاری و بهروزی است.

اشتباه نکنید اگر کسی به ظاهر نماز می گزارد و این بهره ها برنمی گیرد، در گزاردن نماز صحیح قصور ورزیده است. چه آن نمازی مورد قبول درگاه حقست که  بازدارنده ی آدمی از کارهای زشت و ناپسند باشد.به قول« مردیث»Meredith شاعر انگلیسی «نمازی به درگاه خداوند قبول افتاده که آدمی را یک درجه در انسانیت ارتقا می دهد.»

پس دلی که به ایمان خدا روشنی گرفته، مددکارش در شداید زندگی دو چیز است: یکی صبر و دیگری نماز ، اینها دو عامل نیرومند که روان آدمی را چنان استوار و محکم می دارند که دیگر در برابر هیچ مشکلی خودباختگی و ضعف به حریمش راه نمی یابد.

سیمای زنان در قرآن نوشته سیدخلیل خلیلیان

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 14:56 |
جناب آقای ارزنده دهیار محترم گورزانگ باسلام

 

از تلاش وپیگیری حضرتعالی در خصوص سرعت عمل در اجرای

طرح بهسازی گورزانگ تشکر می شود .در پناه حق سربلند و

پایدار باشید.

 

اعضاء کانون فرهنگی هنری حجت (ع) 

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:13 |

خدايا!

 

درمان تمام دردهايي كه به هيچ كس نمي توان گفت در دست هاي توست

 

 ما را محتاج دست هاي درد ناشناسان مكن.

 

 

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:28 |

فاطمه جان!

 

      در كنار سايبان دل تو ،بوي عطر مي آيد.آنقدر خوشبو كه دل در هوايش مي شود بيدار وآنقدر مظلوم كه چشم در عذابش مي شود گريان آنقدر تنها كه حيران مي شوم باز هم !!

كه حيران مي شوم باز از اين همه دلسنگي كه وجود تورا براي لحظه اي ارج ندانستند و چنين بي رحمانه به مسمار در فشار دادند. به كدامين خداي دل بسته بودند كه عشق خداي را چنين بي رحمانه به آتش كشاندند؟

اي بانو، اي عشق تمام هستي ، به تو دل بسته ايم و عاشقانه يادت را بر زبان مي آوريم كه تو والا و مهتري كه تو گوهر و اختري كه تو بضعه نبيي كه تو جان عليي ، اما تو در وصف نمي گنجي و روح سرگشته ما آنچنان آشفته است و قلم ما آنچنان قاصر است كه به سكوت پناه مي آوريم و گفته ها را در درون خود به نجوا مي كشانيم كه اي

فاطمه جان دل ما در هواي عشق تو دريايي است و روح ما در هواي تو تماشايي است و هردم موج اشكهايم طوفاني است.

 

 

 

 

 

گلبرگ نرگس

 

فاطمه اصل كلام عشق بازي با خداست

فاطمه بخش نخست جمله سازي با خداست

فاطمه طوفاني از درياي وجود سرمد است

فاطمه ام ابيهاي وجود احمد است

فاطمه نوح است و كشتيبان درياي وجود

فاطمه راه نياز و روح آيات سجود

فاطمه دستي كه لب هاي امين بوسيده است

مرتضي مستي كه صهباي يقين نوشيده است

فاطمه يعني گل باغ بقيع عاشقان

فاطمه يعني كتاب عشق بي نام و نشان

فاطمه محصولي از بود و نبود حيدر است

 فاطمه نيلوفر سرخ و سجود حيدر است

فاطمه سلطان بي چون و چراي عالم است

فاطمه حق را كنيز است و خداي را عالم است

فاطمه گلبرگ نرگس را صباست

فاطمه بوي ياسش اطلسي هارا صفاست

فاطمه عشقش دواي هر بلاست

ياد او بهر مريضي ها شفاست

 

 

 

 

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 23:14 |

دو دست باغبان را ندیده کس ببندند

                      لاله او بچینند به گریه اش بخندند

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:11 |

فرا رسیدن ایام فاطمیه و شهادت حضرت زهرای مرضیه (س) را به همه

**********************

دوستداران و عاشقان اهل بیت تسلیت می گوییم.

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 12:7 |

امان از هجر بی پایان مهدی

                           غروب جمعه و هجران مهدی

امان از آن زمانی بیفتد

                            به روی نامه ام چشمان مهدی

دلش می گیرد و باچشم گریان

                             بگوید این هم از یاران مهدی

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 و ساعت 11:54 |

الهي واي بر من اگر دانشم رهزنم شود و كتابم حجابم.

الهي چون تو حاضري چه جويم و چون تو ناظري چه گويم.

الهي چگونه گويم نشناختمت كه شناختمت و چگونه گويم شناختمت كه نشناختمت.

الهي آن خواهم كه هيچ نخواهم.

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 و ساعت 0:27 |

گورزانگ دهي است از دهستان دهو بخش ميناب شهرستان بندر عباس واقع در 12000گزي باختر ميناب و 3000 راه مالرو سيريك به ميناب. جلگه و گرمسير و سكنه آن 1500 تن است . آب آن از رودخانه است ، محصول آن خرما و شغل اهالي زراعت و راه آن مالرو و مزارع حسن آدوري و باغ جمال جز اين ده است . ( لغت نامه دهخدا جلد 41 صفحه 523 )

گورزانگ دهي است كه در 11 كيلومتري باختر ميناب قرار دارد . به زعم خيلي ها گورزانگ يعني گورستان زنگيان كه تحليل واژه شناختي ، اين موضوع را ثابت نمي كند اين معني از دو جهت ناشي شده است : نخست اينكه به گمان نگارنده چون گورزانگ بر روي تپه هاي مسطح وبعضاً ناهموار قرار گرفته واين خود مانع نفوذ آب رودخانه به درون روستا شده وباعث گرديده تا در گذشته مردمان مناطق همجوار كه در تيررس آب رودخانه بوده اند مردگان خود را در اينجا دفن كنند كه قبرهاي پراكنده در بسياري از نقاط روستا دليل اين ادعاست اما اين مطلب اين را ثابت نمي كند كه گورزانگ يعني گور زنگيان وجود قبرهاي پراكنده هيچ تناسبي با واژه ‹‹ گورزانگ ›› ندارد . اما جهت دوم اين است كه واژه گورزانگ از وقتي  وارد زبان فارسي شده است : به اين صورت فعلي تلفظ مي شود كه همين تلفظ غلط ، اين انديشه را درذهن بعضي ها واردكرده است كه گورزانگ يعني گورِ زنگيان. واژه ‹‹گورزانگ ›› يا بهتر بگويم  ‹‹ گْوَرزانگ ›› كه تلفظ آن براي متكلمان غير بومي و نوشتن آن با رسم الخط زبان فارسي مشكل مي باشد از دو واژه ي ‹‹ گْوَر ›› /gwar / و‹‹ زانگ ››  zâng/  / بوجود آمده است واژه ‹‹ گْوَر ›› /gwar  / در گويش محلي به معني ‹‹ كنار ، پهلو ، آغوش ، نزديك ›› مي باشد كه مأخوذ از واژهwar   (ور ) زبان فارسي ميانه است كه در زبان فارسي امروز به شكل (بر ) در آمده است با همان معاني كه در واژه ي ‹‹ گْوَر ›› آمده است . اصولاً / w / آغازين فارسي ميانه در گويش هاي جنوب ايران به صورت / g / در آمده است وگاهي از تركيب w وg يك واحد آوايي به وجود آورده است كه اين واحد آوايي در زبان فارسي معيار وجود ندارد. واين واحد آوايي در واژه هاي :  گوهمني gwahmeni  (بهمني) ـ گوربن gwarban  (گوربند) ديده    مي شود. اما ‹‹ زانگ ›› چيست : هنوز به درستي براي نگارنده معلوم نشده است كه ‹‹ زانگ ›› چيست و كيست . به نظر مي رسد ، زانگ در اصل ‹‹ زنگ ››  zang   بوده است كه شايد نام قومي يا كسي بوده است و ‹‹‌گورزانگ ››يعني‹‹ كنار زانگ›› از واژه ي فوق چنين بر مي آيد كه در پايين دست اين روستا زنگ يا زانگ كه نام كسي يا آبادي يا چيزي بوده وجود داشته و به همين خاطر به منطقه كنار زانگ ،       ‹‹ گْوَرزانگ  gwarzâng ›› گفته اند و از زماني كه اين واژه وارد اسناد رسمي و دولتي شده به دليل سهولت در تلفظ به صورت ‹‹ گورزانگ ›› در آمده است.  نقطه ديگر اينكه در گويش محلي هم واژه ي ‹‹ گور ›› و واژه ي ‹‹ گْوَر ›› وجود دارد با دو معني مجزا از هم . پس اگر گورزانگ يعني گور زنگيان ، پس چرا در تلفظ محلي از واژه ‹‹ گْوَر ›› بجاي ‹‹ گور ›› استفاده كرده اند در حالي كه اين دو واژه با معاني متفاوت در گويش محلي بكار مي رود به نظر نگارنده شايد صحيح آن بود كه واژه ي ‹‹ گورزانگ ›› به صورت برزانگ وارد زبان فارسي مي شد مانند واژه گوهمني / gwahmeni / كه صورت فارسي آن  ‹‹ بهمني ›› مي باشد. از اين نمونه بسيار است در پايان ياد آور مي شود آنچه نگارش شده تحليل واژه شناختي  است از واژه ي گورزانگ كه به دليل دوگانگي تلفظ محلي و رسمي و با دقت در ساختار واژه و ريشه شناختي چنين مي نمايد كه تلفظ صحيح كلمه همان تلفظ محلي است و وجود قبرهاي متعدد در اين روستا ربطي به نام روستا ندارد . و آخر اينكه اين مطالب از ديدگاه واژه شناختي بود . با بررسي پيشينه ي تاريخي شايد مطالب بهتري به زيور قلم آراسته شود كه اين مطالب كم جلوه گردند .

 

 

 

نويسنده : سلمان ذاكري                 كارشناس ادبيات فارسي

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 14:14 |

((گورزانگ در کتب))

 دهي است                                                                             از دهستان دهو از بخش ميناب شهرستان بندرعباس واقع در 12000 گزي باختر ميناب و 3000 گزي باختر راه مالرو سريک به ميناب . جلگه و گرمسير است . سکنه آن 1500 تن است . آب آن از رودخانه است . محصول آن خرما و شغل اهالي زراعت و راه آن مالرو است . مزارع حسن آدوري و باغ جمال جزو اين ده است . (از فرهنگ جغرافيايي ايران ج 8).

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 14:9 |

تصمیم گرفتیم هر هفته به معرفی یکی از هنرمندان و

 

چهره های گورزانگ و کانون بپردازیم.

 

زندگینامه « جعفر ذاکری »

 

نام : جعفر      نام خانوادگی : ذاکری     شغل : دبیر آموزش و پرورش     رشته ی هنری : خوشنویسی

 

اول اسفند ماه 1349 ( ه ـ ش ) از پدری کشاورز به نام « محمد » و مادری که خود فرزند یکی از ملاّهای بسیار معروف و قاریان بسیار خوب قرآن بود ( ملاّ رضا ) به نام « رباب » در روستای گورزانگ از توابع بخش مرکزی شهرستان میناب متولد شدم . دوران کودکی و تحصیل ابتدائی خود را در دبستان « بهار گورزانگ » که بعداً ( بعد از پیروزی انقلاب اسلامی ) به « 22 بهمن » تغییر نام یافت در همان روستای زادگاهم گذراندم . دوره ی راهنمایی را در مدرسه ی راهنمایی « شهید آیت ا... غفاری نصیرائی »پشت سر گذاشته و دوره ی متوسطه را در دبیرستان « آیت ا... منتظری » که بعداً دبیرستان « امام خمینی (ره) » نام گرفت ادامه دادم .

در سال 1371 در رشته ی « فرهنگ و ادب » ( علوم انسانی ) دیپلم گرفته و در همان سال در کنکور سراسری شرکت کرده و وارد تربیت معلم « آیت ا... خامنه ای » شهرستان میناب شدم و در سال 1373 از این مرکز با مدرک « فوق دیپلم دینی و عربی و قرآن » فارغ التحصیل شده و به شغل شریف معلّمی در مدارس راهنمایی شهرستان میناب مشغول شدم .

در سال 1380 ازدواج کردم که حاصل این ازدواج فرزندی به نام « محمد حسین » می باشد .

در سال 1382 به دلیل علاقه به علم و کسب دانش جهت ادامه تحصیل وارد دانشگاه شدم که در سال 1384 با مدرک « لیسانس دینی و عربی » از « دانشگاه هرمزگان » فارغ التحصیل شدم و اکنون در پست « معاونت دبیرستان مولوی نصیرائی » و تدریس درس « فلسفه و منطق » مشغول خدمت می باشم .

سابقه ی هنری بنده به دوران ابتدائی در دبستان « 22 بهمن » برمی گردد که با دیدن نمونه خط یکی از بچه های محل زادگاهم علاقمند به « هنر خوشنویسی » گردیدم و سعی و تلاش بسیاری جهت یادگیری این هنر نمودم و در دوران راهنمایی که درس هنر جزء برنامه ی آموزشی مدرسه بود با تشویق های دبیر هنر آن آموزشگاه باعث شد که بنده علاقه ی بیشتری به این هنر نشان دهم ، که بهترین منابع بنده در این دوره برای یادگیری خوشنویسی عنوان کتاب های درسی خودم بود که از آن ها مشق می گرفتم و سعی می کردم از کوچکترین نوشته های خوشنویسی استفاده و الگو برداری کنم . بعداً در دوره ی دبیرستان و دسترسی به کتاب های آموزشی ازین منابع استفاده کرده و سعی در پیشرفت هنر خود نمودم . تا پایان دوره ی تربیت معلم کوشش فراوانی برای کسب تجارب هنری کردم و پس از این که وارد شغل معلمی شدم در کنار تدریس دروس دینی و عربی و قرآن راهنمایی که رشته ی تخصصی ام بود تدریس درس هنر راهنمایی را هم به عهده گرفتم که این خود باعث ترغیب بنده در جهت بهبود کارهای هنری ام شد و علاوه ب خوشنویسی به « هنر نقاشی » نیز علاقمند سده و سعی در یادگیری آن نمودم و تاکنون بنده هیچگونه مربی و استادی برای آموزشِ خود نداشته ام . در حال حاضر بنده با شرکت در آزمون های تخصصی خوشنویسی دارای مدارک خوشنویسی « متوسط » و « خوش » و « عالی » از انجمن خوشنویسان ایران و دارای گواهی آموزشی نقاشی از مؤسسه ی علمی آینده سازان ایران می باشم و تاکنون چندین کار هنری ارائه داده ام . بیشترین آن ها تابلوهای خوشنویسی و نقاشی خط با خط « نستعلیق » و « شکسته نستعلیق » و « کوفی » و « کوفی بنّایی » و هم چنین خط « نسخ و ثلث » می باشم . که با الهام از کارهای « استاد جلیل رسولی » انجام گرفته است . در چند مسابقه ی سراسری و اجلاس سراسری نماز نیز شرکت نموده ام که آثار بنده به عنوان آثار برگزیده ی این مسابقات در سطح استانی شناخته شده است . هم چنین در طی سال های 1373 تا سال 1377 که بنده در مدارس راهنمایی زادگاه خود مشغول به تدریس بوده ام تقریباً در تمامی مناسبت های مذهبی و ملی « تراکت » ها و طراحی های بسیار زیادی را به اجرا رسانیده ام که مورد تأیید اکثر هنرمندان شهرستان میناب قرار گرفته است . در حال حاضر نیز با استفاده از نرم افزارهای خوشنویسی و گرافیک کامپیوتری بخشی از کارهای هنری خود را به صورت کامپیوتری انجام می دهم و اکنون در بخش تبلیغات « کانون فرهنگی حجّت (عج) گورزانگ » فعالیت می نمایم که اکثر تابلوهای تبلیغاتی و کارهای خوشنویسی این کانون را بنده انجام می دهم .

 

 

نظرات خود را درباره این بخش برای ما بنویسید

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در چهارشنبه بیست و پنجم اردیبهشت 1387 و ساعت 13:59 |

فک کنم که دیگه باید به گورزانگی ها باید مژده داد چون که ظاهرا تا مدتی دیگه انشاءالله خطوط تلفنا دیجیتالی میشه و اینترنت هم دیگه راه اندازی میشه به برو بچه های دفتر مخابراتی گورزانگ به ویژه دوست عزیز علی ذاکری دست مریزاد و خسته نباشید میگیم.

برو بچه های کانون حجت و کتابخانه شهید راوند

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:17 |

بی حضورت گریه می بارم ببین

 

           باز امشب روبروی جاده ام                 

                                                                    دل به یاد چشم هایت داده ام

           باز امشب انتظار و درد من                  

                                                                    اشک وآه وگریه های سرد من

           باز امشب بی قرار وخسته ام                

                                                                     دل به یاد چشم هایت بسته ام

           چشم هایت تکیه گاهم بودونیست       

                                                                   روشنای کوره راهم بود ونیست

           بی حضورت گریه می بارم ببین          

                                                                  زخم های خون نشان دارم ببین

           بی تو ما و جاده جاده انتظار              

                                                                    بی تو ما و قلب های بی قرار

           بازگرد و واژه ها را جان بده            

                                                                     دشت های تشنه را باران بده

           با تو یعنی آسمان آبی ترین               

                                                                     کوچه های شهر، مهتابی ترین

           ما به مردن در رهت آماده ایم            

                                                                      با وفا و روستایی زاده ایم

                                                            

                                            اشتیاق تند ما را کن حجاب

                                            ای سوار شانه های آفتاب

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:12 |

جوان از دیدگاه مقام معظم رهبری:

من هنگامی که بین جوانان هستم و با آنها صحبت می کنم احساس جوانی و خوشحالی می کنم و احساس کسی را دارم که در هوای صبحگاه تنفس می کنم.

+ نوشته شده توسط كانون فرهنگي هنري حجت در یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1387 و ساعت 17:8 |

ابتدا نيت كنيد

سپس براي شادي روح حضرت حافظ يك صلوات بفرستيد

.::.حالا كليد فال را فشار دهيد.::.

براي گرفتن فال خود اينجا را كليك كنيد
دریافت کد فال حافظ برای وبلاگ


Powered By
BLOGFA.COM







Design : KanoonHojjat



کانون فرهنگی هنری حجت